Wednesday, April 21, 2004

میکونوس


یزدانیان عزیزم مطلبی دارد در مورد لوح یادبود قربانیان رستوران میکونوس در برلن
به همین مناسبت شاید بد نباشد من هم شنیده خود را از ماجرا برای شما بنویسم
چند سال پیش برای دیدن برادرم که در برلن ساکن است سفری به انجا داشتم
از انجائی که نوری دهکردی را از نزدیک میشناختم
شبی با شخصی که در ان جلسه در رستوران حضور داشته و جان سالم بدر برده
بود ملاقاتی داشتم که ماجرا را دست اول برایم باز گفت
این شخص گفت همگی دور میزی در رستوران نشسته بودیم و من پشتم به در
ورودی بود ناگهان از دیدن چهره متعجب و وحشتزده شرفکندی که رو به در ورودی
نشسته بود به عقب برگشتم و دو فرد را دیدم که هردو لباس کردی پوشیده بودند
بسیار مسلط بودند و به طرف میز ما میامدند مسلسل کوچک در دست داشتند
دقیقا میدانستند که میخواهند چه کنند
هدف انان شرفکندی - عبدلی - اردلان بوده و دهکردی کاملا تصافی کشته شده
او میگفت به محض رسیدن به سر سه فرد نامبرده شلیک کردند با شلیک اولین
گلوله راوی خود را به زیر میز میاندازد و منتظر مرگ انجا سنگر میگیرد
پس از کشتن افراد نامبرده با همان ارامشی که وارد شده بودند خارج میشوند .
مطالبی که نوشتم شنیده من بود از ماجرا . نانا

No comments: