میکونوس
یزدانیان عزیزم مطلبی دارد در مورد لوح یادبود قربانیان رستوران میکونوس در برلن
به همین مناسبت شاید بد نباشد من هم شنیده خود را از ماجرا برای شما بنویسم
چند سال پیش برای دیدن برادرم که در برلن ساکن است سفری به انجا داشتم
از انجائی که نوری دهکردی را از نزدیک میشناختم
شبی با شخصی که در ان جلسه در رستوران حضور داشته و جان سالم بدر برده
بود ملاقاتی داشتم که ماجرا را دست اول برایم باز گفت
این شخص گفت همگی دور میزی در رستوران نشسته بودیم و من پشتم به در
ورودی بود ناگهان از دیدن چهره متعجب و وحشتزده شرفکندی که رو به در ورودی
نشسته بود به عقب برگشتم و دو فرد را دیدم که هردو لباس کردی پوشیده بودند
بسیار مسلط بودند و به طرف میز ما میامدند مسلسل کوچک در دست داشتند
دقیقا میدانستند که میخواهند چه کنند
هدف انان شرفکندی - عبدلی - اردلان بوده و دهکردی کاملا تصافی کشته شده
او میگفت به محض رسیدن به سر سه فرد نامبرده شلیک کردند با شلیک اولین
گلوله راوی خود را به زیر میز میاندازد و منتظر مرگ انجا سنگر میگیرد
پس از کشتن افراد نامبرده با همان ارامشی که وارد شده بودند خارج میشوند .
مطالبی که نوشتم شنیده من بود از ماجرا . نانا
No comments:
Post a Comment