Tuesday, April 13, 2004

نقدی بر کتاب بار هستی


دوست ناشناخته ام اناهیتا کتاب بار هستی را به فارسی در ایران خوانده و سپس فیلم
انرا دیده و سئوالاتی ازمن کرده که مرا بر ان داشت این نقد کوتاه را که نظر شخصی من
است بر کتاب بنویسم و به او هدیه کنم .

در ابتدا باید بگویم که کاری که میلان کوندورا در این کتاب کرده از نظر سمبل سازی بسیار
شگفت انگیز است .
او در جهانی که هر اتفاقی یکبار میافتد و انتخاب انسانها بیشمار است و هستی به نوعی
وزن خود را از دست میدهد به ما نشان میدهد که انتخاب ما نه تنها یک عمل کاملا
خصوصی است بلکه در همان زمان بصورت جدا ناپذیر و درهم پیچیده منتج از جامعه ای
انسانیست که در ان زندگی میکنیم .

انتخابی از نظر زندگی خصوصی قهرمان کتاب توماس

ابتدا معرفی کوتاه سه شخصیت اصلی داستان و نقش انان
سابینا = زنی رها شده ( ایمانسیپه ) و هنرمند معتقد به ازادی جنسی و مستقل برای
تشریح شخصیت او در بخشی یکی از عشاق او به او میگوید (( سابینا تو یک زنی ))
و این سئوال نه به عنوان تعیین جنسیت او بلکه به عنوان یک ارزش است .
ترزا = زنی عاشق احساساتی مادر گونه صادق که تمامی وجود توماس را میخواهد و
هنگام اشنائی ان دو توماس اورا مشغول خواندن کتاب انا کارنینا میبیند و به او میگوید
(( بین کتاب خوان ها گونه ای برادری مخفی وجود دارد))
توماس = حیران بین این دو زن و درگیر میل درونی بین ازادی روحی و جنسی یا وابستگی
و ارامش ناشی از ان .

انتخابی از نظر زندگی اجتماعی قهرمان کتاب توماس

شرایط زمان حمله ارتش شوروی و اشغال پراگ
از دست دادن کار به دلیل نپذیرفتن عضویت در حزب کمونیست برادر
رفتن به مهاجرت و در واقع رفتن به دنبال سابینا و انچه او نوید ان است
ماندن در پراگ و بودن با ترزا در وطن

ابتدا او سعی در تلفیق این دو میکند با ترزا به مهاجرتی کوتاه میرود و هنگامی که ترزا
بی خبر به پراگ باز میگردد اینک زمان انتخاب عریان برای توماس است
بین ماندن سنگینانه قابل تحمل در غربت
یا بودن سبک بالانه غیر قابل تحمل در وطن
او باز میگردد اما این به معنای انتخاب ترزا نیست زیرا در طول باقی کتاب او همچنان به
زن باره بودن خود ادامه میدهد.
این تنها انتخاب ان زندگی ئی است که در تحلیل نهائی نه تنها به او بلکه به تمامی کسانی
که در کشورهای دیکتاتور زده زندگی میکنند تحمیل میشود.
وحتی میلان کوندورا در مورد سابینا که برای همیشه به کانادا رفته هم این نیاز انسانها
که بودن در جایگاه خویش و جامعه خویش است را نشان میدهد هنگامی که میگوید:
- او تمام زندگی قضا و قدر خود را حمل کرده و ان تصویر و رویای او از خانه بوده
خانه ای ساکت و ارام در هارمونی با قانون گزارانی مهربان چون پدر و مادر .

بهر حال اناهیتای عزیزم رمان تلخ و بسیار رئالی است برای ما و مهاجران از کلیه ملیتها
به دلیل دیکتاتوری حاکم بر سرزمین انان
در مورد سکس هم که پرسیده بودی تا انجا که من به خاطر میاورم مسئله سکس در کتاب
مهم بود ولی نه به ان اهمیتی که در فیلم نشان داده شده .
چون خودت بهتر میدانی که سکس و عشق و حسادت و درد و همگی این احساسات
بیان موقعیت انسانی انسانهاست . نانا

No comments: