Sunday, April 18, 2004

دوستان عزیزم

پیوستن من به شما در واقع مانند ورود شخصی از وسط فیلم به سینما بود ماجراهای
زیادی اتفاق افتاده بود که من خبر نداشتم و هنوز هم ندارم
بهر حال گاهی این پارانویای حاکم برام عجیب بود .
ولی امروز اتفاقی افتاد که به همه شما حق دادم
چندین ماه پیش هنگامی که از ایران بازگشتم سفر نامه ای نوشتم و در ان به چهار
گروهی که در ایران کار میکنند اشاره کردم .
یکی از این گروه ها پلیس مخفی جمهوری اسلامی است شاید به توان گفت این سازمان
عریض و طویل که برای خفه کردن صدای ازادخواهان تشکیل شده بسیار مخوف است
شخصی از اعضای کانون نویسندگان ایران مطالب وحشتناکی راجع به انان به من گفت
بهر حال من از همه شما میخواهم که بشدت مراقب خود باشید و بترسید
سخنانی از قبیل این که حالا ما چی هستیم یا موش چیه که کله پاچه اش چی باشه را توجه نکنید اگر مخالف جمهوری اسلامی هستید شما پتانسیل خطرید برای انان .

دوستان من هفت سال پیش سفری به پاریس کردم و در خانه دوستی اقامت کردم که
اپارتمانش در همان اسمان خراشی بود که بختیار را انجا قصابی کردند .
اگر به شما بگویم که امکان نداشت کسی بتواند وارد انجا شود باور کنید چون این ساختمان در واقع دو در داشت که هر دو باید با کنترل صاحب اپارتمان از داخل باز شود
بنابراین قاتلین بختیار با کمک یکی که صد در صد مورد اعتماد او بوده به داخل اورده شده
بودند .
سالها پیش اینگمار برگمن فیلمی ساخت که در بین کارهای او از شهرت زیادی برخوردار
نیست نام این ( تخم مار ) بود و چگونگی شکل گیری هسته های فاشیستی را نشان
میداد اینان مشتی رجاله قاتل هستند و هر اقدام امنیتی برای حفط جان شما تا سرنگونی این جانیان حیاتی است . نانا

No comments: