به یزدانیان بسیار عزیزم
هنگامی که چهارده پانزده ساله بودم تابستانها برای فراگیری پیانو
به هنرستان عالی موسیقی میرفتم .
استادی داشتیم ارمنی و بسیار جدی از روز نخست به همه ما گفت -
شما اینجا هستید برای یادگیری یکی از جدی ترین وسیله موسیقی
باید تمرکز کنید و نت هائی را که هزاران سال است توسط موسیقی
کلاسیک سینه به سینه تعلیم داده شده یاد بگیرید .
برای یادگیری موسیقی کلاسیک باید تا زمانی که مشغول یادگیری
هستید از گوش دادن و تمرین هر نو موسیقی دیگر خود داری کرده
و تنها گوش خود را با موتزارت و بتهوون و شوپن و شوبرت اشنا کنید
تا بتوانید نت ها را تشخیص داده و این کمک شایانی است برای شما
در یاد گیری پیانو .
از انجا که جوان بودیم و ساده انگار به مجردی که این استاد برای کاری
از ساختمان هنرستان موسیقی خارج میشد همگی ما دختر و پسر
سراسیمه خود را به پیانوها میرساندیم و مشغول نواختن اهنگ گل یخ
کورش یغمائی میشدیم .
چون ان روزها این اهنگ بسیار محبوب بود .
صداهای همزمان نت های گل یخ در ان لحظه بسیار دلپذیر بود و وجدی
کودکانه به همه ما میداد .
سالها گذشت همه پراکنده شدیم
بعدها اغلب ما در زندگی دریافتیم که کل زندگی همان سختی و جدیت
یاد گیری نت های موسیقی کلاسیک است
اما متاسفانه عده ای هم در همان نواختن گل یخ باقی مانده و با تکرار
نت های گل یخ روی پیانوی فرسوده خود تمامی زیبائی این اهنگ را برای
خود و اطرافیان خود تبدیل به چس ناله های عهد بوق و زر زر های بی حاصل
نمودند .
کسانی چون من در زندگی همچون تنوع ان نتهای کلاسیک بالا و پائین بسیاری
رفتیم و کل زندگی را تجربه کردیم .
ولی متاسفانه ان گروه دیگر در کنار گل یخ - یخ زده و چیزی از جهان نفهمیدند . نانا
No comments:
Post a Comment