باري ديگر پلنگ صورتي !!!!
جونم براتون بگه که ديشب بعد از شنيدن خبرهاي راجع به
پيروزي فوتبال و جشن و شادماني مردم ياد ماجرائي افتادم
در رابطه با فوتبال که باز هم به نوعي از اون کارهاي پلنگ
صورتي خودم است .
اطاق زيبائي با پنجره هاي مشرف بر سر سبزي بيرون دارم
که بنا بر کليشه هاي رايج!!! قرار بوده که ناهارخوري باشد
ولي نظر به زيبائي اين اطاق من آنجا را کتابخانه و اطاق کار
کرده ام . اين اطاق به نشمين و باقي خانه راه دارد و دو ديوار
فاصله با باقي فضا را ندارد .
به هر حال در اين اطاق کار و مطالعه تخته سياه کوچکي به
ديوار نصب کرده ام و گاهي روي آن کارهائي را که امکان فراموش
کردن دارند مينويسم
به عنوان مثال روز يک شنبه آينده قراره به کنسرت چيپسي کينگ
بروم از مدتها قبل رويش نوشته ام و يا در طول اين تابستان دو
کنسرت ديگر که يکي يو تو و ديگري ديو متيو است .
خاطرم هست چند سال پيش که تيم فوتبال ايران قرار بود در مقابل
تيم امريکا بازي کند از دوسه ماه پيش من روي تخته سياه به انگليسي
نوشته بودم
۲ جون ايران روبروي امريکا !!!!!!!
دوستان غير ايراني که به خانه ام آمده همگي هنگام خداحافظي
ميتوانستند اين تخته سياه را بخوانند چون جلوي چشمشان بود!!!!
هيچ يک سئوالي در اين مورد از من نکردند !٬!!!
دوستي امريکائي دارم که اوريجينالي از لهستان است و کمي فضول
بالاخره شايد يک هفته اي مانده به ۲ جون !!! طاقت نياورد و روزي
که بساط بريج برقرار بود با چشماني وحشت زده از من پرسيد :
-- نانا اين روبروئي ايران و امريکا يعني چي ؟!!!!!
از قيافه وحشت زده او و اين سئوال ناگهان من با قهقهه زدم زير خنده
و گفتم :
- اي بابا مسابقه فوتبال است !!!!!!! چي فکر کردي فکر کردي من
مثلا جاسوس ايران هستم و قراره ايران روز ۲ جون به
امريکا حمله کنه !!!!!!
باور کنيد تمام دوستان ديگر امريکائي آهي از سر آرامش کشيدندو
اعتراف کردند که آنها هم با نگراني به اين نوشته نگاه کرده و فکر کرده
ولي خجالت کشيده اند که بپرسند !!!!!!!!! نانا
No comments:
Post a Comment