سخني با دوستان جوان موافق و مخالف رژيم
سالهاي نخستي که به امريکا آمده بودم در نيويورک با
دوسه خانواده ايراني آشنا شدم .
نخستين باري که يکي از اين افراد براي آشنائي من با
با ديگران ميهماني بزرگي در خانه اش در لانگ آيلند
ترتيب داد و حدود سي چهل خانواده ايراني با کودکان
خود حضور داشتند همه بزرگسالان در سالن نشمين
و کودکان در اطاقهاي کودکان خانواده مشغول بازي و
وقت گذراني بودند .
هنگامي که غذاهاي مختلف را با تشريفاتي روي ميز
ناهاخوري بزرگي چيدند و از همه دعوت به رفتن سر
ميز غذا کردند من تنها کسي بودم که سئوال کردم :
-- پس بچه ها چي؟
صاحب خانه در پاسخ گفت :
-- پس از خوردن بزرگسالان بچه ها را صدا خواهيم
کرد!!!!!!
در حالي که چشمانم از تعجب از حدقه بيرون زده بود !!
گفتم :
-- شما نوش کنيد من به اطاق بچه ها ميروم و دوست
دارم بعدا با آنان غذا بخورم !!!!!!
از آنجائي که کل ميهماني را براي من !!! ترتيب داده
بودند مجبور شدند ميزي ديگر علم کنند و براي بچه ها
هم صندلي و بشقاب و قاشق گذارده و مانند تمامي
انسانهاي متمدن !!!!! همزمان غذا را براي بزرگسالان
و کودکان سرو کنند !!!!
دوستان جوان من
سفره پهناوري از ثروت سرزمينمان را سالهاست که رژيم
شاه و بلافاصله شيخ پهن کرده و تمامي لاشخوران و مفت
خوراني که در زندگي هرگز زحمتي نکشيده و مفت خوري
کرده اند گرداگرد آن نشسته اند و به تناول مشغولند!!!!
نبايد کودکي بود که باقي مانده غذا ( مانند حاميان اين رژيم
از هر گروه دسته اجتماعي!!!!!) را قبول کرد
اين سفره از آن تمامي مردم ايران است بي برو برگرد.
اگر بر نخيزيم و حق خود را طلب نکنيم
به جوانان و روشنفکران توجيه اين رژيم پس مانده هاي کفتارهاي
اسلامي
و به باقي مخالفان خرده ريزه هاي آن پس مانده خواهد رسيد .
تحقيري بالاتر از رضايت دادن به پس مانده و خرده ريز در هيچ
مطلقا هيچ موردي وجود ندارد از سياست هم ميتوانيد صرف نظر
کرده و آن را تنها و تنها به موارد زندگي اجتماعي خود بسط دهيد
بايد به اين تحقير پايان داد والسلام . نانا
No comments:
Post a Comment