Friday, June 24, 2005

کجاست ميهنت ؟
سر زمين پدرانت ؟
به کجا ميرود جان به غربت آغشته تو ؟
در کجا کنده خواهد شد گور تو ؟
خود ازآن هيچ نميداني !
به کمک فرياد سر ميدهي
اما کمکي در کار نخواهد بود
هراس ياس را حس خواهي کرد
تو از دست رفته خواهي بود
و گم خواهي شد
غرق در شک !
زيستن از براي تو - هم معناي مرگ است
تو چشم بر ميهنت بسته اي
و ديگر کمکي
در کار
نخواهد بود .

از - امينه کامبر

No comments: