Wednesday, January 11, 2006

مولانا

با عاشقان نشين و همه عاشقي گزين
با آنک نيست عاشق يکدم مشو قرين

ور زانک يار پرده عزت فرو کشيد
آن را که پرده نيست بر و روي او ببين

در طره هاش نسخه اياک و نعبدست
در چشمهاش غمزه اياک نستعين

بي گفت شو چو ماهي و صافي چو آب بحر
تا زود بر خزينه گوهر شوي امين

در گوش تو بگويم با هيچ کس مگو
اين جمله کيست مفتخر تبريز شمس دين

No comments: