Sunday, October 01, 2006

هاله مادرجنده پري بلنده وبلاگستان



مانند آخرهاي دوره مهشيد راستي رفيق گرمابه و
گلستانش افتاده براي خود کامنت گذاردن و احتمالا
به من فحش دادن و سپس
سخنان در دل قلمبه شده خود را در جواب به خود
دادن و ادعا کردن مثل اينکه مرا نميخواند
عجب اين مادرجنده ها دلقک هاي ابلهي هستند
بابا جان تو با اين آي کيو تا حالا کجا بودي ؟؟؟؟

خوب جنده خانم شهرنوئي تو فکر ميکني که اگر
تظاهر به نبودن گه بر روي کله ات کني يعني گه
وجود ندارد ؟؟؟؟؟؟؟
بابا وقاحت شماها از همين ناشي ميشه ديگه !!!

مادرجنده برام جرات کن يکي با اسم وبلاگش بياد
و به من بد بگه از تو تعريف کنه
اگه اين يه قلم رو رو کني باور ميکنم که هنوز مردم
دورت هستند

و قلم هاشون رو در جا خورد ميکنم

هاله به روح پاک پدرم قسم کاري باهات بکنم که روري
طلاقت داده و دخترت را به فحشا ميکشم اگر نروي
تو مرا نشناخته اي بلائي سرت مياورم که در همان
سيدني زير پل زندگي کني
البته در آغوش رستم و دست به کير و خايه او .

برو تا برايت دير نشده نفرتي که در قلب من اين لحظه
از تو انباشته شده خانمانت را بر باد ميتواند بدهد
تمامي مردم ايران که بيست و هفت سال سرکوب و
شکنجه و آزار شده اند در حالي که تو مادرجنده به
سگت ميرسيدي و از کير يک مرد انگليسي ميخوردي
و نه نه جنده و باباي قر مساقت در لندن خوش ميگذراندند
دهان باز کردن تو برايم چون پرده سينمائي ميايد و در آن
امثال تو لکاته و دوستان داخل ايرانت را به وضوح ميبينم
که به ريش مردم ايران ميخنديد

اکنون ديگر برايم بسيار آسان است که بچه هاي احساسي
همين بخش سياسي وبلاگستان را به جانت بيندازم که
با کامنت نويسي مجبور به فرارت کنند
ولي اين کار را نميکنم
چون ميخواهم صورتت را هنگامي که با حقيقت تلخ که جدي
نميگيريش روبرو شدي ببينم

باش تا صبح دولتت بدمد .............................نانا




الاضافيه - تو مرا نميشناسي اگر ميشناختي باور
کن هم اکنون بر خود ميلرزيدي از احتمال يک درصدش

بيست و هفت سال است ما داريم بر عليه جانيان رژيم
ايران مدرک جمع ميکنيم
ميزان نفرت و خشم ما را از فاجعه اي که ميهنمان را به
گه کشيد و جز کاتاستروف برايمان چيزي نداشت نميتواني
حتي تصور کني

اگر ميتوانستي ميفهميدي که به جرم آن پسري که شب
چهار شنبه سوري رفقاي تو در ايران کشتند من حاضرم
حتي سر دخترت را نديده و نشناخته گوش تا گوش ببرم
بهمچنين بسياري از دوستانم

ديگر بهت اخطاري نميدهم که تصور کني بلوف است .....نانا

No comments: