Tuesday, October 03, 2006

گوش زيتون !!!!



خدمتتان عرض کنم که من در پيام گير زيتون گرامي به
دليل تبريکي که به مردک مخبث ابله جاکش صفت يعني
حسين درخشان گفته بود بر او انتقادي نه چندان نرم کردم

او به من پاسخ داد و من به پاسخش پاسخي دادم که در
پيامگيرش هست و ميتوانيد بخوانيد اگر نخوانده ايد .

پاسخ آخر او را با آوردن نوشته هاي او بخش به بخش ميدهم
و به شکل اين پست ميگذارم

زيتون عزيزم نوشته اي :


((نانا جان، عزیزم
من هیچوقت سر کسی منت نذاشتم. فقط خواستم بدانی وبلاگت
حتما برام چیزهایی داشته که گذاشتم جزء دوستانم.))


خوب ميبيني که من حتي قبل از اين که تو اين پاسخ را بدهي بر مبني
شناخت نسبيم از تو همين پاسخ را داده بودم مگر نه ؟
يعني کمي ميشناسمتان
و قطعا ميدانم که منظور تو منت گذاردن نبوده باور دارم که نبوده


((ببین، من برای تمام اهل قلم (حتی اگه با عقایدشون کاملا مخالف
باشم و دوستشون نداشته باشم) احترام قائلم.))


اينجا به شکل شاگردي به تو نگاه کرده و از موضع يک خانم معلم ازت
ميپرسم
آيا تو به اعتقاد احمدي نژاد که رئيس جمهور اين مملکت است و راجع
به اسرائيل مثلني نظر ميدهد احترام ميگذاري ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر نميگذاري
بايد حضورت عرض کنم که اين رشته را سرش را بگير و بکش تا به حسين
درخشان برسي اگزکتلي با همان ايده هاي حمقي نژاد !!!نمونه اميد
ميلاني و الفنونش يعني ستايش وقيحانه رک و راست از دلقکي که يک
ملت را مسخره خود و اربابش کرده !!!!!!!

بگذار بهت درسي بدهم از اين تحمل عقايد مخالف ......

هرگز نگو من به ايده و عقيده کسي احترام ميگذارم اين کلمه احترام
را عوضي اشتباهي شما بکار ميبريد
بايد بگوئي من عقيده و ايده همه را (( تحمل )) ميکنم
اگر اين گونه که من گفتم بگوئي آنگاه ديگر ابدا و اصلا مجبور به احترام
گذاردن به يک بچه کوني ساواکي اسلامي نيستي تنها وجود لش و
گنديده اش را (( تحمل )) ميکني و از زدن هيچ لگدي به او دريغي
نداري





((باور نمی‌کنی وقتی مصاحبه با الله‌کرم رو توی روزنامه دیدم چقدر
خوشحال شدم. چرا؟ در مصاحبه‌ش معلوم شد که نشسته کلی
کتاب خونده. همچین از کلمات قلمبه‌سلمبه‌ی روشنفکری استفاده
کرده بود که چی! الله‌کرمی که جز حمله به روشنفکران و
راهپیمایی‌ها با کفن و گرز و چماق چیزی بلد نبود حالا نشسته
مطالعه‌کرده. و حتی از حز‌ب‌اللهی‌های کم‌سوادتر از خودش جدا
شده(انشعاب کرده). من این تیکه‌ی روزنامه رو بریدم و نگه‌داشتم.
دیگه این الله‌کرم مثل اون الله‌کرم سابق نیست برام.
مسعود ده‌نمکی رو می‌شناختی؟ به عنوان یک سیاسمتدار عقاید
مرتجع و بدی داشت. ولی حالا به عنوان کارگردان تا جایی پیشرفت
کرده که بهترین هنرپیشه‌ها باهاش همکاری می‌کنن. مثل اکبر
عبدی و ...))



اينجا ميخواهم برايت با صداقت کامل بگويم که ريدم به الله کرم قبلي
و اکنون
و ده نمکي قبلي و اکنون

فراموش نکن اين پنده و نصايح و خط و راه و روش توده اي هاي مادرجنده
در اين سالها بوده که براي نيفتادن رژيم جنايتکاران ايران در آغوش امپرياليزم
امريکا گفتند به هر گه و ان وشاشي اميد ببنديد نکنه يه وخ امريکا بياد اين
جانيان اخوند را بخوره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امثال اين مادرجندگاني که نام بردي هر کارشان کني جاکش هستند نمونه
مسعود بهنود خايه مال شاه و شيخ و دو سه روز ديگر معلوم نيست چه
رنگي در ميان ما در ميايد والسلام
ولمان کن زيتون جان نيمي از مملکت را جوانان تشنه ايراني تشکيل
داده اند که ذره اي اميد به فرداي خود ندارند
حالا اين وسط ما همه بيکاريم که بيائيم و دل خودمان را خوش کنيم که
مثلني الله کرم اين گه را خورده و ده نمکي آن شاش را ؟؟؟؟؟؟؟؟
اساسا به ما چه
يک مذهبي تند روي مادرجنده الاغ جاکش بوده
حالا شده يک مذهبي ميانه روي مادرجنده الاغ جاکش !!!!!!

فقط حزب توده از يه همچي چيزي دلش غتج ميزنه قربونت برم !!!

اين مساله مردم ايران نيست که دخترم !!!!!!




((حالا به نظر تو چرا زیستن( زیستنی که به قول خودت در نظرخواهیش،
شعرهای زیبا و مردمی و انسانی می‌گه) چه‌جوری رفته تو صف ضد
مردم؟ فقط چون توده‌ایه؟))


اين چرائي ترا در باره زيستن مفصل و با دقيقه و ثانيه توضيح داده ام
ولي اينجا برايت ميگويم که ريدم به شعرهاي انسانيش
مردک مادرجنده نميدانم چند سال تمام است که فکر کرده هنري
است که مثلني نانا را خيط کني !!!!
جاکش قرمساق از يک طرف به من به شکل مداوم اظهار عشق
ميکند و از سوي ديگر مرا در مقابل تمسخرهاي باقي دوستانش
با نقشه قبلي ميکشد
و هر کاري مطلقا هر کاري ميکند که به من ضربه بزند

روز شروع کثافت کاريم با هاله به او گفتم( زيرا به او مظنون بودم )

اگر اين هاله مادرجنده به وبلاگ تو بيايد هم من خدمتت ميرسم و او
براي ثبوت فرضيه من به وبلاگ هاله رفت و به من دهن کجي کرد
من هم اين بار به شکل کامل افشايش کردم که همه بدانند که ميان
ما مرد هزارچهره اي بوده تا کنون که تصور ميکرده مرموز است و خيلي
سرش ميشود
و من هم نه تنها به رمزش ريدم بلکه هنگامي که مدرک کافي به دست
آوردن عکس بد ترکيبت دماغ گنده کچلش را هم براي همه گذاشتم

و زيتون جان فراموش نکن اين بار آخر بود که من به شکل کامل هرچه
بود و نبود را گفتم و کاملا براي همه همه چيز را توضيح دادم

بارها در قبل همين زيستن مادرجنده مورچه خور مرا به خيال خود با
نقشه قبلي وسيله خنده دو سه ساعته هاله و مهشيد و باقي کرده
بود که من ظرف دوساعت خنده را با مقداري گه به لبان متعفن ياران
اين مادرجنده ماليدم و خلاص
اينک ديگر شکي ندارم
اينک ابدا کينه اي هم ندارم
اينک فقط مصمم از ريدن به کارشان اينجا هستم همگي را باهم
شوخي هم با کسي ندارم .








((اگر حسین‌درخشان اشتباه داره دلیل نمی‌شه اونو به عنوان یک دیو
نگاه کنیم؟ چون یه‌کم ریشه‌های سنتی- نیکانی داره؟ یعنی تو فقط
به علت انگی که بر اونا می‌چسبونی اجازه داری خرابشون کنی؟
مأمور رژیم بودن قضاوتی‌ست که بدون مدرک به‌هیچ‌وجه نمی‌شه
روی کسی بچسبونیم. عقایدشو می‌نویسه. تو می‌تونی بخونی
و خوشت بیاد یا نیاد و یا اصلا دیگه نری به وبلاگش.))




واه واه واه ....زيتون جون ببخش که بايد رک و راست بگم ديگه ريدي
با اين قسمت حرفات
حسين درخشان اشتباه داره و ريشه سنتي داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟يو گات
بي کيدينگ مي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا يارو خودش با کمال وقاحت به دليل اين که خودش را پدر همه ميدونه
همه کثافت کاريهايش را اعلام ميکنه و تو خودتو به کوچه زيستن چپه
ميزني و ميگي (اين شر و ورهائي که گفتي )

انگ چيه نوکرت برم ..هر کي به حسين درخشان انگ نزنه يک کرمي
تو کونشه
عجب بابا سر به کون کردن واژه ها تا تو هم رسيد زيتوني ؟
اين زرت و پرت هاي عقايد هم که کرده اي ها
من تاکنون به وبلاگهاي اين هزاران
مسلمان دو آتشه فاندمنتال که ميان خودمان
هستند نرفته و نخواهم رفت و ابدا فحشي هم به آنان نميدهم زيرا
ظاهر و باطن همين گهي که ميگويند هستند

ولي به درخشان و مهشيد و هاله و زيستن و مهدي شيفت و خورشيد
کل اين
گنگ که ميرسه ها به جان خودت يکي از يکي فاسدتر و اين جهاني تر
و اهل بخور و بکن و برين و بکش تر .........ولي مواضع رژيم خداي
پرستان جنايتکار اسلامي ايران را ميگيرند مگر نه ؟




((چرا وبلاگستان رو به دو صف "بد" و " خوب" می‌خوای تقسیم کنی؟))


زيرا اينجا ما خوب داريم يعني وبلاگ نويسان مردمي
و بد داريم يعني وبلاگ نويسان ضد مردم ايران پريود

اگر کمي به عدالتم اعتماد داري بگو برايت اين تقسيم بندي را با
مدرک از هر يک بنويسم .



((مگه همه‌ی ما حتی خود تو گاهی اخلاقای بد از خودمون بروز نمی‌دیم؟
می‌پرسی چرا فکر می‌کردم روزی به من هم فحش خواهی داد؟
دلیلش ساده‌ست. چون تو وقتی از کسی خوشت میاد اوائلش خیلی
ازش تعریف می‌کنی حتی شاید بیشتر از حدش. ولی به محض اینکه
چیزی بنویسه که به مذاقت خوش نیاد یک دفعه تبدیل می‌شه به یک
هیولا. ))


ابدا ابدا مرا سايکو آنالايز نکن که قادر نيستي
من به همه فحش ميدهم
به دوستانم هم ذليل مرده ميگويم مگر نه ؟
اساسا فحش هاي من به دليل تاکيد است نه حقيقتا فحش !!! مانند
همان فاکينگ انگليسي است که مثلني ميگويند
ماي فاکينگ همبرگر !!!!

و از آنجائي که فحش من بخشي از استايل من است مساله خوش
آمدن و خوش نيامدن منتفي است
من همه را دوست دارم به غير از آنان که دوست ندارم و فقط هم
دوست نداشتن نيست از آنان متنفرم و آرزوي مرگشان را ميکنم
دروغ که نميگويم
به اندازه اي بدبختي ديده ام از مردم ايران که محال ممکن است
ذره اي ترحم در من براي مسببانش بتواني بيابي
آناني را که هيولا ميابم و اعلام ميکنم
بدان که همگي هيولا هستند








((خوب، تو از من هم تعریف می‌کردی و من‌می‌دونستم که کاملا باهات
هم‌عقیده نیستم(هیچ دونفری در دنیا هم‌عقیده نیستن) و به محض
اینکه چیزی بنویسم که تو دوست نداری عکس‌العمل تند نشون
می‌دی. "عیب" هم که مثل همه کم ندارم!.
عزیز دلم
من در مقابل هیچکس احساس حقارت نمی‌کنم. البته دوست دارم
کمالات بعضی‌ها رو داشته باشم. ولی خوب احساس حسادت و
حقارت ندارم. من زیتون هستم و اونا هم خودشونن. اگر بتونم
سعی می‌کنم مطالعه ‌کنم و بهشون برسم و اگه نتونستم در اثر
کم‌همتی خودمه و به هیچکس هم مربوط نیست که بخوام کینه‌ای
از کسی به دل بگیرم.
از اینکه همیشه در گفتگو رو باز می‌گذاری ازت ممنونم.
فقط امیدوارم کمی نسبت به بقیه صبورتر باشی و فکر کنی همه‌ی
ما مثل هم نیستیم و مثل هم فکر نمی‌کنیم و مثل هم
نمی‌نویسیم و مثل هم ....))



اين بخش هم که مقداري نصيحت مرا کرده اي که ابدا اشکالي ندارد
ولي براي ياد آوري برايت ميگويم که بارها چيزهائي نوشته اي که
ابدا دوست نداشته ام ولي ابدا به من هم مربوط نبوده که دخالتي
در کارت کنم
بابا جان بيا برو اين همه وبلاگ نويس اينجا هستند
چرا من تنها به يک گنگ بند کرده ام ؟؟؟؟؟؟
و ولشان نميکنم ؟؟؟؟؟؟؟؟

ممکن است به شبح و مهدي جامي و حسن آقا و حتي ملا حسني
هم يه دو دفه بند کرده باشم
ولي اون قصه بند کردن رفيقانه است و ربطي به گنگ اميد ميلاني و
پاگنده و اينا نداره به جان زيتون

به هر حال فکر کنم توضيح کافي داده ام و ديگر خودت را به کوچه علي
چپ نزن که گوشت را خواهم پيچانده ....................نانا

No comments: