شعري از زيستن شاعر کپکي !!!
و اما دوستان گرامي به جاي حافظ و نيما و مولانا و شاملو
و فروغ
برايتان امروز حقايقي از شعر يک شاعر کپکي مادرجنده توده اي
که مانند آب اماله اي سراغ يک سري دختر جوان رفته و با
مارمولک بازي هنوز فکر بچه ها رو خوردن است !!!!!! و احتمالا
يکي از همين مادرجندگان است که براي من توطئه ميکنند و
او هم روزگاري چون سگي له له زنان به عشقش به من اعتراف
کرده و مثلني مرا دوست داشته !!!!! از اون فرم هاي پاگنده اي
که دوست داشتند مرا احتمالا از شدت حرارت عشقي من !!!
به آنان !!!!!!!
به ايران بکشند و به مرتضوي بسپارند !!!!!
مينويسم تا کمي مفرح
شويد .
سنجاقک خوشرنگی
((دختر هاله رو ميگه ها !!!!!))
برگ خشکیده ء پائیز
((منظورش مستراح عمومي زرد اني است ))
هنگام غروب
((وقتي توطئه ها بر عليه نانا تموم شد))
نسیم ِ مهر تلنگُری
((يعني دختر هاله با باد چسي وسط لنگش را براي شاعر باز ميکند ))
آن یکی به پرواز
((يعني نه نه جنده اين دختر اطاق را براي دخترش و زيستن خالي ميکند))
دیگری به خاک .
((يعني او هم دختر هاله را به زمين کوبيده و ميکند ))
وقت شادی یاد من نباش
((نگرون نباش به مرگ خودت خودت را کفن کنم هاله به ياد کسي نمي مونه که !!!))
اگر غمگینی یاد شادی باش
((اينم نگرون نباش اين تاپه گه غم نميدونه چيه که تازه غم امثال تو هم با گه
مستراح فرق زيادي نداره کفنت کنم زيستن ))
خورشید مرده
((تو گه مفت خوردي به وسط لنگ هم هاله و هم دخترش خنديدي با اون دهان
احتمالا نکبتت مادرجنده که گفتي خورشيد مرده چه گه خوردنا ؟؟؟؟؟؟؟؟))
زمین نمی چرخد
((بازم که گه مفت خوردي مگه ميشه زمين نچرخه قرمساق ))
مردمان در تاریکی محض
((اينجا يادت رفت بگي اين تاريکي محض مردمان بدبخت زير سر امثال تو
مادرجنده و هاله دختر کونده است ))
در سرمای مطلق
((توهم يه راهي با اين مهناز من ميگم برو گرم ميشي به مرگ خودت ))
با هم گفتگو میکنند
((گفتگو اونم شماها بشگه هاي گه وبلاگستان چه گه خوردنا شما يا ميخوريد
يا هم را ميکنيد همين گاهي هم ميائيد نانا را مثلني مسخره کنيد ))
بر چهره ء هم چنگ میکشند
((چنگ !!!! جاکش امثال شما باعث کشته شدن امثال زهرا کاظمي زير کتک
هستيد اونوقت از چنگ !! گه مفت ميخوري برو جاکش دستت رو شده ديگه
اين کونده بازي شعر بازيها را جمعش کن که اگه نکني ها من برات ميکنم !!! نانا
No comments:
Post a Comment