Wednesday, September 27, 2006

زيستن

خوب گوش کن ببين چي ميگم من دست از سر شماها
ديگه اين بار بردار نيستم
براي من از اين شعر معرهاي عاشقانه ماشقانه سوزناک
و موزناک نگو
مگه مسخره بازيه مرتيکه الاغ
ديگه حوصله ام را به کل سر برديد يه مشت مادرجنده ريختيد
تو اين وبلاگستان همه کارهاتون کثافت کاري و مخفي کاري
و يواشکي کاريه واسه اينه که خصلتا دزد و مادرجنده هستيد

خوب اين شعر که نوشتي يعني چي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اين شعر معرها که بايد گذاشت در کوزه و هم به اون
و هم به کوزه که الان ديگه دمده است شاشيد تموم !!!!!
مگه نگفتم من ديگه دست از سر شما بر نميدارم ؟

به جاي زرت و پرت مفت کس و شعري وردار يه نامه برام بنويس
و هرغلطي هم غير از آدم کشي که کرده باشي بخشيده ميشه
آخه بابا تا کي ؟
تا کي ؟
درست روابط شما ها مثل روابط زناي حرمسراي ناصرالدين شاهي
است بي کم و زياد
مگه همين هاله مادرجنده براي تمسخر من مجلس عزاداري براي
خوشگلي دايانا و عشق چارلز و باقي قصه هاي حسين قلي مستعاني
راه ننداخت بدون اين که روح من از چيزي خبر داشته باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب همين يک قلم براي مادرجندگي اين لکاته بس بود مگه نه ؟
واسه چي رفتي تو مستراح پيام گيرش ديروز بخصوص درست وقتي
که بهت گفتم اگه بياد اينجا خدمت تو را هم خواهم رسيد رفتي و
بهش دلداري بر آب گوزيدن نقشه تون رو دادي

چرا دروغ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا اين همه دروغ و حرامزادگي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه تو ادعا ميکني که خيلي قلب صاف و ساده و ال و بلي داري ها بايد
يه کمي تخم نشون بدي خاک برسر
اگر تو دستت گهي نيست خوب مرگ که نيست بگو ببينم چه خبره؟

بسه ديگه کافيه کافي کافي کافي کافي
اگر کسي دلش براي ايران و مردم ايران ميسوزد يکي از کارهاي اوليه
ومهم لايروبي محيط زيستي ايرانيان است در هر کجا

يه مشت دختر و پسر جوان که در زندگي اميدي هم برايشان باقي
نمانده با هزار رنج از طريق کافي نت يا پول توجيبي خودشون ميان
وسط همه ما
آخه حيف نيست اينا رو گول زدن
بابا اينا کمک و راهنمائي براي انسان بهتري بودن لازم دارند اگه اين
کمک را ازشون دريغ ميکنيد حداقل ولشون کنيد و منحرفشون نکنيد
يه کمي از کارتون وحشت کنيد بابا

ببين زيستن من بايد بايد بايد بالاخره اين معما را باز کنم يا تمامي
معما چينان را به خلا رهسپار کنم پريود
اين بار تا ته ته تهش ميرم و تازه عمليات خودم را براي حال گيري هم
بسط داده ام يعني ديگه فقط اينجا توي وبلاگ خودم نيست که بهتون
گه ميزنم
هر جا بريد هم دنبالتون ميام خدمتت که الان در پيامگير زيتون رسيدم
يه سر برو مدار سي و پنج درجه اگه خودت کيوان نيستي ببين براي
اونم تا پست گذاشت يه پيام حال گيري گذاشتم

نجابت من براي کثافت زدن به شماها را که خودم خودم راکنترل کنم تموم
شد نجابت مجابت اخلاق مخلاق ندارم به ولاي علي مادرجنده ابله رو

بابا من قدرتي دارم که ميتونم از عکس يک پري دريائي مثلني هرکي رو
که بخوام به گه بکشم اين ذهن سينمائي من است پس اقل کن دور و
بر من نيائيد
اين هاله و خورشيد بايد ببندند در جنده خانه هاشان را
و درخشان را هم از نظر قانوني تعقيب خواهم کرد کافيست يک وکيل
بگيرم و ازش به عنوان يک ايراني شکايت کنم
کيس را خودم بلدم چگونه کنم که قانون کانادا هم شاملش بشه

در خاتمه هم بهت بگم اگر کسي حوصله کنه که بره و آرشيو پيامگير
شمر گرامي را بخونه همون روزهاي اولي که اونجا براش پيام ميگذاشتم
حتي بلد نبودم به فارسي بنويسم و به فينگليش براش نوشتم که گروهي
هستند که کارشان در اين بيست و هفت سال مانند يهوديان بعد از هيتلر
فقط و فقط جمع کردن مدرک است بر عليه تک تک جنايتکاران رژيم اسلامي
ايران و همکاران جدي آنان

خوب من اين سخن را شايد چهار سال پيش گفتم حتي ميگم فارسي
تايپ نميکردم و دروغ هم نگفتم ميشناسمشان و از همان ها کمک
خواهم گرفت براي دهان حسين درخشان را گائيدن چي خيال کردي
من تا اين حد ميروم
ميخواي بيائي بسم الله بفرما .................................نانا

No comments: