ديگر نمي توانيد !!!!!!!!
خانمي به نام يلدا در پيام گير روابط عمومي نانا اين پيام
زير را در رابطه با مطلب هديه اي براي هديه و بحث من با
خانم اس گذارده که به دليل پيچيدگي ماجرا ابتدا طبق معمول
ناناي زير ماشين رفته !!!! اين پيچيدگي را برايتان باز ميکنم و
سپس پاسخش را ميدهم .
((به به خانوم گل و گلاب نانا
شما هم تو کتگری ما بودین و من تازه کشفتون کردم !
یه وبلاگ دیگه بود فک کنم به اسم فریدم فور آل
اونم مال شما بود اگه اشتباه نکنم
یه مطلب توش بود که خیلی خیلی شبیه اون چیزی بود که
من نوشته بودم و لذت بردم!
http://bazrooyesh.blogspot.com/2006/09/blog-post_12.html
والا راستش اولش من و یکی دوتا از دوستام مث شما شروع
کردیم به جواب دادن و کامت گذاشتن و پست زدن بعد دیدیم
که ای بابا طرف حالش خیلی خرابه
الان دیگه فقط این سریال کامیک رو دنبال میکنیم ومبسوط
میخندیم))
پيچيدگي ماجرا اين است که اين خانم اس يکي از چهار نويسنده
وبلاگ رختکن خاطرات است که پاگنده يا همان مهدي شيفت هم
يکي ديگر از نويسندگانش است .
اين خانم اس از موضع زناني بيشتر مادر صفت و با والدي بزرگ به
وضع ظاهري دختران ايراني و سخنانشان که برايش گونه اي وقيح
است اعتراض کرده و نظر خود را بيان کرده
در اين رابطه کاملا تصادفي مطلب ستايش من از هديه همزمان
گرديده و بين من و خانم اس گفتگوئي در گرفته که با شعري از
طرف او به من که خواندم و برايش يک نمره سه و نيم از صد دادم
اگرچه سوژه که من باشم کاملا درست انتخاب شده و هرچي او
ميگويد من هستم
ولي شعر نه وزن دارد و نه قافيه اگرچه واقعاعيات دارد !!!!!!!
در اين ميان بحثي تند در گرفته و بر اثر پيام هاي شخصي به نام
نازلي دختر آيدين مهدي شيفت اين بار دوزاريش زود افتاده و
مطلبي کاملا خلاف روحيه آرام و انسان دوستانه اش نوشته و
شايد براي بارهاي نخست به کسي با قدري نامهرباني !!!! سخن
گفته !!!!!!!
نازلي دختر آيدين را نميشناسم ولي به شخصه سخنانش را بد
نيافتم ولي چيزي که از چشمان تيزبين من پنهان نماند ليست
زناني است که اين نازلي گرامي کنار وبلاگش گذارده !!!!!! که در
آن نامي از اين همه وبلاگ که (( يار )) دست رد به سينه زده
اين آقا ميتي شيفت !!! باز کرده است خود نمائي ميکند و
انسان مي بيند و تازه بيت وين د لاين را ميخواند اگر باهوش باشد !!!
به همين دليل من يعني ناناي زولاي شما که سعي بر عادل بودن
نسبي دارم !!!!!بدانيد و آگاه باشيد که عدالت را با خود همه جا دارم
يلداي گرامي دوست عزيز دقت کن ببين چه ميگويم
چيزي که بين تو و هديه و دختراني مانند شما ميگذارد تومني هفت
صنار با چيزي که بين مهناز و سوفيا و گلناز و مهشيد و هاله ميگذرد
تفاوت دارد
اين دو را ابتدا بايد از هم جدا کني عزيزم هنگامي که من از هديه
ميگفتم برايم چون گه بي تفاوت بود اگر که هديه مثلني خواهر سوفيا
يا مهناز بود پريود
من به خصلت هاي خوب هديه اشاره کرده و او را رها شده ناميدم ولي
رهائي کجا و مهناز يا سوفيا يا گلناز !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! زبانت را به
سختي گاز گير عزيزم !!!!
مهدي شيفت و خانم اس هر يک ديدگاه هاي خود را دارند مهم هم
نيست بايد وارياسيون ديدگاه باشد ورنه ميشود همين سيستم
سياسي حاکم الان
من نميدانم خانم اس چه کاره مهدي شيفت است برايم هم مهم نيست
زنش باشد مادر يا خواهر يا دوست قديمي متعصب ابدا مهم نيست
قبول دارم اخلاقي بودن مهدي شيفت را ولي همين مرد اخلاقي و
صادق و مهربان و با تمام وجود عاشق مهناز ابله
که ذره به ذره عشقش را در وبلاگش فرياد زده!!! را
وقتي من اکنون ميخوانم
با تلخي به خاطر مياورم که
اولين روزي که سايت زوزه افتتاح شد و من هراسان براي نجات پاگنده و
تزاد به آنجا رفتم و اعلام چگونگي شکل گرفتن زوزه را مبني بر اين که
(( عده اي آدم محترم جمع شده و ......))
به سخره گرفتم و سئوال کردم - ميشه به من بگين منظورتون از محترم
مهنازه يا سوفيا !!!!!!!!يا اميد ميلاني ؟؟؟؟
ايميلي دريافت کردم از پسري در ايران که مرا مرد تصور کرده بود و نوشته
بود
- آقا بابا دست مريزاد کلي کيف کردم از اين هه هه افراد محترم !!!!!!
يکي از اين دخترا قبلا دوست دختر من بود و سر کلي مثل مرا کلاه
گذارده و دست آخر هم ولمان کرده بود !!!!و به خارج رفته بود !!!!
و کلي از اين سخنان .....و در خاتمه به من پيشنهاد کرده بود که او
اطلاعات ميفرستد و من بنويسم
من در پاسخش نوشتم - من مرد نيستم !!!!!از اين معامله ها هم با
کسي نميکنم !!!!!!!!!
ايميل ديگري فرستاد و گفت معذرت ميخواهم و ال و بل و باقي و رفت
پي کارش !!!!!!
ببين يلدا جان من نميدانم اکنون آيا مهدي شيفت عاشق با مهناز
زندگي ميکند يا جدا شده يا نيمه جدا هستند يا دشمن ؟
ابدا چيزي از موقعيت کسي نميدانم و بر مبني آن هم قضاوتي نميکنم
من سخنان را ميشکافم و باقي به من مربوط نيست عزيزم اين را هم
مانند معلمي مستاصل براي کمک به جواناني که دوست ميدارم و اميد
فرداي ايران هستند ميکنم پريود
در حقيقت چيزي که خانم اس ميگويد را درک ميکنم ولي آنرا مغاير با
آينده شما جوانان ميدانم
خانم اس راست ميگويد ابتذال را نبايد تبليغ کرد
ولي توجه نميکند که اين ابتذال اکنون ديگر خود خود خود شيره مبارزه
شده است زيرا ارزش هاي اسلامي فاندمنتال به اندازه اي قوي بوده
که ارزش هاي مثلني سطح بالاي روشنفکري را هم لايه اي از گه
ابتدا کشيده و سپس به سراغ غربي ها رفته فهمستي
کاملا برايم روشن است که مهدي شيفت مردي ايراني است با کلي
از تعصبات مردان ايران من خودم هنوز که هنوز است کلي تعصبات
زنانه ايراني دارم به ولاي داش آکل !!!!!!
من محال ممکن است در جمعي غذاي خود را به اطرافيان قبل از
دست زدن تعارف نکنم محال ممکن
و در جامعه اي که مردم چون خوک سر خود را در بسته هاي مختلف
کرده اند و ميجوند
من آداب خوردن انساني را رعايت ميکنم با کارد و چنگال و دستمال
و تعارف و لبخند به همه اطرافيانم حال ممکن است رد ن کاني به من
خنديده و مسخره ام کنند
برايم مهم نيست پرنسيپ من است که برايم مهم است فهميدي
خوب اين مرد مهربان و صادق را زني به نظر من با ادا و اطوار عاشق
خود کرده
سپس خود را چنان که در وبلاگ خود مهناز خواندم درحالي که چپ
و راست از ک و ک و ک سخن ميگفته (( به شکل والگر )) دقت کن
به پرانتز !!!!! خود را جائي باکره اعلام کرده !!!!!!
و براي اين مرد مهربان با توجه به ايميل آن پسر از ايران جانمازي
صل ال محمد هفنري آب ميکشيده !!!!!
و در پاسخ هاي ملتمسانه عشقي مهدي شيفت از ايران به خود
سخن از روابط متعدد با مردان و چه ميدانم آزادي جنسي و چه
ميدانم تنها هستم و دلم ميخواد برم يکي را بلند کنم و !!!!!!!!!
ميزده
البته براي بازار گرمي خود .....و هنگامي که خود را ستاره مجلس
توجه و زيبائي و علم و دانش و قدرت ذهني و بگير و برو !!!!!!!!!
ميپنداشته
ناگهان مادر فولاد زره اي با پستان هاي آويزان !!!!! در برابر
پستان هاي زيبا و جوان و تازه او !!!!!! قدم شکسته اش را به اين
وبلاگستان گذارده
و آني به اوني ميرود سراغ مهدي شيفت و او را گوهري ناميدن !!!!
و بساط عيش و مستي مهناز را نه آه ميگويد و نه اوه ميريند درست
ميانش و تمام
خوب يلداي عزيزم
اين مهناز با شماها تفاوت دارد قربانت گردم هديه را چه به مهناز !!!!
احتمالا ترا چه به مهناز !!!!!
ولي نازلي دختر آيدين همان مهناز است بي برو برگرد
ميداني چرا ؟
زيرا با نگاهي به لينک هاي مختلف مهناز و کل سفره ابوالفضل
عشقي اش و دوباره شخصي از طرف آنان به نام نازلي دختر آيدين
چون مگسي گهي خود را به روي مهدي شيفت آنداختن و خانم
اس انداختن و استراتژي مگسان گهي را بازي کردن همان شيوه
است عزيزم مگه نه ؟
اساسا من ميخواهم بدانم اگر خانم اس پست تازه اي مبني بر
شعر بند تنباني براي من که نانا هستم مينويسد چرا نازلي بايد
به پيامگير او رفته راجع به مثلني بحث سه مطلب قبل برايش
بنويسد ؟
برايت چرائي را ميگويم
زيرا باز هم طبق هر باري که من تشويقي و علاقه اي به مهدي
شيفت نشان دادم اينان هجوم گهي خود را به او آوردند !!!
اين بار هم همان کار را کردند بي برو برگرد
بابا اين مهناز بايد درک کند حتي اگر اکنون با مهدي شيفت عاشق!!
زير يک سقف بودي هم ديگر او را از دست داده بودي پريود
اساسا عدالت نبود که يک مرد نازنين مهربان صادق عاشق را تو
مادرجنده چواوا بازي دهي
اين بازي دادن ها مال ارزش هاي گه اسلامي است که تو مادرجنده
در آن رشد کرده اي و با نگاهي به پدر و مادر و خواهر و برادران و
خاله هايت ياد گرفته اي يعني
از همه استفاده کن و زبانت هم دراز باشد و مدعي هم باش
دقيقا مانند چواواي برادر عزيز خودم
من يک برادر ناديده را از سقوط به منجلاب امثال تو نجات داده ام
تازه اين که چيزي نيست برايش بهترين دختري را که شايسته اش
باشد هم خواهم يافت به کوري چشم تو مادرجنده رقاص دلقک
متظاهر نمايشي عقده اي پر مدعا
بس است کافيست اين بازي هاي حرامسراهاي ناصرالدين شاهي
کافيست از خودتان شرم کنيد مادرجنده هاي فمنيست قلابي
سردسته همه شما شارلتان ها خانم سيمون دو بووار بود که گه
مفت خوردن را آغاز کرد
ديديد که خودش چه مادرجنده اي بود ؟
اين آخرين اخطار من به مهناز به پائين است دست از سر مهدي
شيفت برداريد
ورنه با من طرف هستيد
و اما مهدي عزيزم
به تمامي پاکي هاي عا لم اينان اگر بتوانند ميروند همه زناني را
که تو کرده اي !!!!!! و از اين که از دست داده اند ترا گله دارند
و همه زناني را که تو نکرده اي !!!!! که خود برايشان عقده اي
شده است
گرد آورده و گرداگرد يک سيني گه خالص چون مگساني که هستند
بر عليه ات توطئه خواهند کرد !!!!!!
واه واه که ميبني خودتو تو چه دردسري انداختي لرد بايرون !!!!!!! نانا
No comments:
Post a Comment