Friday, September 29, 2006

ارگاسم روحي !


با سلام به دست و روي نشته تون خواستم ابتدا
يک موضوع خصوصي را خدمتتان عرض کنم که
آن اين است که بعضي از مواقع هنوز گاهي گاهي
احساس نياز براي نوشتن خودم براي يک شخص
از حالات خصوصي فکري خودم ميکنم
ولي متاسفانه به دليل نبودن چنين شخصي اين
احساس در من آني به اوني خفه ميشود و رها
ميشوم
يعني بعد از گذشت لحظه اي يک هوسانه يا همان
ويار .....به اندازه اي برايم لذت دارد اين گذشتن
ويارانه !!!! که نگو و نپرس

به دليل سالهاي طولاني جستجوي انسان و انسانيت
در زندگيم و ابدا تبليغي براي آن نکردن و نيازي به اين
تبليغ نديدن به گونه اي انسان در سايه تبديل شده ام

که به ياري هر کسي که به من نيازي داشته باشد و
بتوانم شتافته ام و مستقيم و غير مستقيم در رئال
به مردم کمک کرده ام که ديگر اينک ارضاي غرائز
شخصي برايم حقيقتا بي معني است .

مثلا نمونه اي از تفاوت را ميگويم

من حتي از جواني به مساله اي به نام لذت جنسي
اهميتي نميدادم و آنرا شايد سوم چهارم ميگذاشتم
زيرا ديده بودم و حس کرده بودم که خريدن يک پالتوي
بچگانه براي کودکي بي پدر و فقير و دادنش در بسته
کادو پيچ به مادر آن بچه هنگامي که ترا از زير چسبيده
به چادر مادر با حيرت نگاه ميکند و بسته را که برايش
به پائين ميگيري لبحندي به تو ميزند که آن لبخند
ميليونها برابر از ارگاسم جنسي به تو لذت ميدهد
آن لبخند را به عنوان يادگاري از نيکي تا ابد با خود خواهي
داشت
پس تا توانستم به دنبال لذتي که خودم از کودکي کشفش
کرده بودم ميرفتم و اين ارگاسم هاي روحي با من کاري کرد
که تقريبا از قسمت کالبدي غافل شدم تا خودش خشگ
شد و افتاد !!!!!!!!!!!!!!!!!

ميگما حتي اگه شده يه دفه اين ارگاسم روحي رو امتحان
کنيد
البته نه اينکه براي خودنمائي يا دادن خمس و زکوه و يا وجدان
خود را کمي عذابش را کمتر کردن برويد از اين کارهاي نانا
بکنيد !!!!!!!
بلکه شب قبل از خواب مدتها به اطرافيان بيچاره خود که
ميشناسيد فکر کرده و يکي را انتخاب کرده و با خود بگوئيد
مشگلش را بخشي حل ميکنم و به کمکش بشتابيد
بدون اينکه به کسي بگوئيد و يا اجندائي داشته باشيد و
هنگامي که اون فرد به روي شما لبخند زد به اون ارگاسمي
که من ميرم فرو ميريد و تازه ميفهميد من از چي حرف
ميزنم اي ورپريده هاي داغ تک تکتان بر دلم مانده .........نانا

No comments: