Sunday, September 24, 2006

شايدخدانگهدار !!!!!



بسيار خوب دوستان اين مطلب الاضافيه که گذاشته ام
را هم باز به دليل سادگي و پاکي خودم که معمولا مسخره
کردن را نميفهمم و آن را جدي ميگيرم فکر کردم جدي
است !!!!!!!در واقع ليندا مرا مسخره ميکند !!!!!

آري ليندا من ميدانم که دست مهناز همواره بايد به يک
شيفتي باشد ميخواهد شيفت گوشتي ميخواهد شيفت
ماشين

زيرا او (( خارش )) دارد و به آن مفتخر هم هست !!!!!!

ولي از مهناز و ليندا بگذرم
سخني با همه شما خوانندگان خودم دارم مهم نيست
از من متنفريد يا علاقه اي به من داريد

به تمامي پاکي هاي عالم اگر حتي يک نفر از بين شمايان
بيرون نيامده و بخشي از حقيقتي را که ميداند نگويد
همه را ول کرده و خواهم رفت پريود

زيرا اگر راجع به مساله اي به حقارت مثلث بوگندوي وسط
لنگ مهناز مادرجنده چوواوا و خارش آن
شما يا ترسيده و يا به خود بگوئيد به من چه دعواي من که
نيست

پس سخنان من ابدا و اصلا به درد حتي يکي از شما هم
نميخورد و من نميدانم اينجا چه گهي ميخورم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بنابراين اين آخرين پست نانا است و ديگر کلمه اي هم نخواهم
نوشت زيرا با موش هاي کور ترسوي مجافظه کار هرگز کاري
نداشته ام جز مبارزه .
و حقيقتش را بخواهيد اگر همه موش کور هستند اين برايم
جنگي بسيار کسالت بار است و ديگر حوصله اش را ندارم

همگي شاد و موفق باشيد و من براي مدتي کوتاه صبر کرده
و سپس براي رهائي موشان از دستم حتي کامپيوترم را هم
خواهم فروخت تا از شر همه چي راحت شوم ...........نانا

No comments: