Tuesday, October 03, 2006

(( حق مان ))


و اما اي تيکه تيکه شده ها امروز صبح که قهوه خود
را کوفت کردم و کامپيوترم را روشن کردم رفتم و يک
بار مطلب رصد خانه لنا !!!! را خواندم و خودم از خنده
مردم که اينها را من از کجا آوردم ديشب آخر شبي !!!

عجيب شکل فيلمهاي پازوليني بود قضيه !!! به هر
حال اين ماجرا به فکرم انداخت که حال که من اين همه
اهل سينما هستم و مخم هم سينمائي است چرا
نيايم اين آخر عمري تلفيقي از سينما و سياست کنم

و از همين ماجرا ها راجع به شخصيت هاي مادرقحبه
بنويسم
باور کنيد در امريکا که مولتي مولتي مولتي ميليارد
ميشوم
ولي کون لق پول و امريکا
من دارم شماها رو ميخندونم و در حينش هي ميرم و
با کتابچه نتم تو کله يک قرمساق جاکش ميزنم و از
اين رصدخانه ها براشون مينويسم
خودم از همه بيشتر کيف ميکنم

منتظر قصه هاي پازوليني باشيد دارم تو کله ام طرح
ميريزم
راستي تا يادم نرفته اضافه کنم که وبلاگ هاي مورد
ذکرم که بايکتشون بهتره کنيم به اين قرار هستند :


سولوژون
پانته آ در غربتستان
خدا بيامرز
صادق جم بلاگ نوشت
خانم حنا
از خود و باخويش

چهل تيکه
روزهاي با هم
پرده

يعني از من برکت از شما حرکت
برويد که دارمتان و فکر کنم اين خطر جنگ را هاشمي
رفسنجاني به گونه اي ضعيف کرد
و به آرامي بروند
به هر حال قبراق و شاداب و پر انرژي باشيد که چشم انداز
کاملا روشن و سپيد است

مرديم از بس سياهي و گه و ريدمان مذهبي ديديم بابا !!!
به والله قرمساق کمي خوشي (( حق مان )) است !!!!
مگر نه تيکه تيکه شده ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا

No comments: