Friday, February 16, 2007
عشق - قسمت اول
و اما ساتگين گرامي تصور ميکنم به شکل بسيار ساده اي
ذره اي از مبحث سکس را برايت گفتم و حال ميخواهم بروم
سر عشق
منظور از عشق اينجا احساس عشق مادر به فرزند و يا پدر
به فرزند و بالعکس و بگير و برو نيست
عشق آميخته با ميل جنسي به يک نفر ديگر است
از نظر بنده عشق عبارت است مقاديري اطلاعات که متعلق
به شخصي است و ما جذبش شده ايم و اين اطلاعات را دوست
ميداريم
بنابراين به دليل لذتي که از اين اطلاعات ميبريم ميخواهيم هي با
فاعل اين مقوله باشيم يعني عاشقش شده ايم
هر کارش را دوست داريم باضافه کارهائي که برايمان بعضا غريب
است زيرا خودمان از خودمان اون اطلاعات را نداريم
مثالي ميزنم
مجسم کن تو به عنوان يک پسر بالغ فهميده در مجلسي با دختري
برخورد کني که ناگهان جذبش بشوي يعني از صورت و هيکل و
بعد حرف زدن خنديدن راه رفتن شوخي کردن و بگير و بروي او خوشت
آمده باشد و او هم به تو نگاه هاي لطفي انداخته باشد
اگر اين ميهماني تمام شود و شما با هم قراري نگذاشته باشيد
هر دو بعد از آن شب تلاش ميکنيد که باز هم به بهانه اي خانه کسي
مشترک هم را ببينيد و راجع به هم کنجکاوي ميکنيد
حال اگر شما تصادفي روبروي دانشگاه هم را ببينيد از دو صورت خالي
نيست
يا در چشمان هر دوي شما برق خوشحالي ميدرخشد که ميرويد در
يک کافه با هم قهوه ميخوريد و رابطه شما ادامه ميبابد يعني هر دو
از اطلاعات يکديگر خوشتان آمده
ولي اگر در چشمان تو برق خوشجالي بدرخشد و لي در چشمان او
نه .............اين ميشود يک عشق يک طرفه ناقص براي تو
يعني کسي که تو از اطلاعاتش خوشت اومده از اطلاعات تو خوشش
نيامده و زور هم نيست ابدا و اصلا
خوب اين احساس تو به او چيست ؟
اين احساس تو به او هر چيزي هست باعث حتي بي خوابي يک شب
تو هم نخواهد شد زيرا اتفاقي نيفتاده تو يک شبه عاشق شده اي
و دو هفته هه رسيده اي به ناکامي بدون ديدن معشوق مگر نه ؟
مدتي به او فکر ميکني و بعد هيت د رود جک ......
ممکن هم هست تا آخر عمرت يادش باشي ولي مانند مرده اي است
برايت والسلام
از اين مثال بالا ميخواهم نتيجه بگيرم که مزاحمت (( عشق )) از
زمان ناشي ميشود
يعني از رابطه اي عشقي بايد (( زماني )) بگذرد که به گه اعظم
بيالايد چگونه ؟
برايت مينويسم
اکثريت انسان هائي که من ديده ام و در آنان دقت کرده ام متوجه نکته اي
بينشان شده ام
مردان و زناني که هر يک عاشق خصلت هاي ديگري و رفتار ديگري ميشوند
به محض به هم رسيدن و گذشتن زماني بر رابطه دقيقا به دليل همان
خصلت ها از يکديگر متنفر ميشوند
من بسياري از جفت هاي اين شکلي ديده ام بي کم و زياد
مثلني مرده عاشق خنده هاي زنه و شوخي او با مردان ديگر شده و
بعد از عاشقي و وصل به مرور از اين خنده ها و شوخي ها
که بوي لاس زدن ميداده متنفر و بيزار
زيرا زماني که اين دختر با او لاس ميزده ...بوده است که لاس زدنش من
حيث المجموع شيرين شده برايش نه حالا که کرم ريختن حساب ميشود
براي باقي مردان احتمالا و قاعدتا
يا دوستي دارم که مردي ايتاليائي الاصل است و عاشق زني امريکائي
شده بود به دليل سر زندگي و بلند بلند سخن گفتن و زدن زير آواز در
رستوران و کافه با صداي بلند و چه ميدانم عشقش به سگ که چهار
سگ خوشگل در خانه نگه ميداشت و بگير و برو
با او ازدواج کرد و چند سال بعد همه اين رفتاري که عاشقش کرده بود
شد بلاي جانش و بالاخره از خجالت جلوي باقي مردم طلاقش داد
و رفت پي کارش
و از اين سخنان بالا ميخواهم نتيجه بگيرم که
اگر ما در انتخاب احساسي مطلق خود عاشق شويم در صورت رسيدن
به عشقمان همه چي به گه خواهد نشست بي برو برگرد
يا بايد بسوزيم و بسازيم
و يا بايد فرار کنيم که
هر دو يعني ريدمان
ولي به نظر من ميشود انسان هم عاشق شود و هم عشقش به گه
کشيده نشود و موفقيت آميز باشد
به اين شکل که مثلا شخص تو براي خودت زنان را کته گورايز کني و
بگوئي تنها به زناني حتي قدم اول نزديکي سلام و عليک را برميدارم
که با هم کام ..پ ....ت ...ت...يو ...باشيم
اين يعني که اگر تو از مثلني انرژي هسته اي ايران حرف ميزني اون
زن و دختر مطلقا در پاسخت از مدل موي جديد مثلا مادونا سخن نگويد
يا اگر تو از لايه اوزون سخن ميگوئي زنت از فلسفه کانت و آخرين مباحث
علمي مرکز تحقيقي کارنگي که در آن کار ميکند سخن نگويد
يعني نه بالاتر از تو نه پائين تر از نظر فکري و فرهنگي
خوب تو به خودت براي انتخاب با اين فرمول بالا کلي کمک ميکني ابدا
حتي وقتي روي زنان غير کمپتتيو تلف نميکني
و در اون رده مورد نظرت بدون گيج خوردن ميروي کسي را بيابي که
عاشق هم شويد
اين نوع عشق که عشقي بالغانه و با فکر و تعقل نام دارد به شکست
منتهي نخواهد شد
زيرا همان گونه که تو در خانواده اي تربيت شده اي که اين مشخصات
فرهنگي را داري
قاعدتا بايد اين زن هم در خانواده اي با همين فرهنگ تو بزرگ شده
باشد
و به دليل اين نزديکي فرهنگي هر دوي شما دعواها و بکش نکش هاي
بي حاصلي که از اختلاف فرهنگي و سطح شعوري بر ميخيزد نخواهيد
داشت
و وقت و زمان با هم بودن را قطعا صرف اوقات سازنده و شاد و تفاهم
خواهيد گذارند و به نظر من تا آخر خط با هم خواهيد بود
بعله .....عشق يعني دو انسان متفاوت با نزديکي فکري که جذب
يکديگر شوند و نه تنها سکس بلکه بسيار چيزهاي خوب با هم داشته
و تمامي واژه هائي مانند وفا و تعهد و مونوگامي و هر چيزي هم که
تو فکرش را بکني که انسان را گيج مي کند
در اين رابطه وجود خواهد داشت گارانتي ..........................نانا روت
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment