Tuesday, February 20, 2007



پس لوح گلين را بلند
بر سر دست
گرفتم
و به جانب ايشان فرياد برداشتم

- همه هرچه هست
اين است و
در آن فراز
به جز اين هيچ
نيست
لوحي ست کهنه
بسوده
که اينک
بنگريد
که اگرچند آلوده چرک و خون
بسي جراحات است
از رحم و دوستي سخني مي گويد
و پاکي .

No comments: