Thursday, February 22, 2007


اکنون شب خسته
از پناه شمشادها مي گذرد
و در آشپز خانه
هم اکنون
دستيار جراح
براي صبحانه سر پزشگ
شاعري گردنکش را عريان مي کند
( کسي را اعتراضي هست ؟)

و در نعش کشي که به گورستان مي رود
مردگان رسمي هنوز تقلائي دارند
و نبض ها و زبان ها را هنوز
از تب خشم کوبش و آتشي هست .

No comments: