Sunday, February 18, 2007



گو هوم !!!!!


اين ماجراي کازينو رفتنم را هم بگويم و برم کپه ام را
بذارم

جونم براتون بگه ديروز صبح اين دوست امريکائي من
که با هم خيلي صميمي هستيم و نزديک سر زده
رسيد و نه گذاشت و نه برداشت گفت پاشو بريم
لوئيزيانا يه کمي قمار کنيم !!!!

گفتم ولم کن خاک بر سر

گفت الا و لل لا بايد بريم

جريان اينه که ايالت تگزاس قمارخانه داشتن ممنوعه
اين ايالات با هم قوانينشان فرق ميکند مثلني

طبق قانون داشتن فاحشه خانه ممنوع و غير قانوني
است در امريکا

به غير از يک خطه اي از نوادا يعني همان خطه لاس وگاس
که ميکند به عبارتي نوادا يعني کانون فسق و فجور !!!!!!

خوب در تگزاس کازينو نيست ولي در اولين شهر لوئيزيانا
که کنار يک درياچه است و نامش ليک چارلز است وارد نشده
قمارخانه است و بعد هم يکي ديگر در ميان سرخپوستان
قبيله آلاباما کوچيتا ....................اين زنک ما را ول نکرد
و گفت سه ساعته ميريم و تا آخر شب بازي ميکنيم و
برميگرديم

بالاخره قبول کردم به اين شرط که با ماشين من برويم و من
برانم (زيرا مانند الاغ رانندگي ميکند و بعضي وقتها هم بفهمي
نفهمي مست ميراند )
و از آن مهمتر ساعت يازده کازينو را ترک کنيم براي بازگشت
يه وخت نکنه به من بگه بذار تا صبح بمونيم و صبح هم بريم
يه هتلي اطاق بگيرم و بخوابيم و شب برگرديم !!!!!!
با اکراه قبول کرد چون از اون زنهاي عجول و دست و پاچه
است و عشق خرکي رانندگي کردن دارد

به هر حال ساعت چهار رسيديم و رفتيم و او شروع به بازي
کرد و من پشت ميز يک نوع پوکر تگزاسي که به هر نفر دو
کار ميدهد و دو کارت هم خود ديلر بر ميدارد و سپس ابتداچهار
کارت را رو ميکند و هرکسي با دو کارتي که در دست دارد ميتواند
نوعي دو پر يا استريت يا رنگ مثلني بسازد
ولي ارزش ها کمي فرق ميکند
و اين زمان بت کردن است
و سپس ديلر يک کارت ديگر رو ميکند و ميشود انتخاب پنج کارت
بين هفت کارت
بازي شيريني است از انواع پوکر

رفتم و ايستادم و به بازي نگاه کردم و حتي يک جاي خالي در دور
چندين ميز هم نبود که کسي بازي کند

به هر حال هرگاهي سري به دوستم ميزدم و او را کمي مست و
سرخ شده و خوشگلتر از معمولش که زني زيباست ميديدم
ادعا ميکرد که برده است ولي من باور نميکردم !!!!!!

در يکي از اين رفت و آمدها متوجه منظره اي بسيار شوک آور شدم
و آن اين بود که به جاي يک پيرزن قمار باز اينک پشت گردن کلفت و
بسيار نره خر يک مرد نظامي امريکائي را ميديدم که موها با شماره
سربازي زده شده و کاملا يک نيروي دريائي امريکائي بود که آفتاب
سوخته هم بود و يک عدد عرق گير بي آستين و کاملا پشت و سينه
گشاده نشسته بود و درست روي پشت گردنش يک خالکوبي بود
از نقشه خاور ميانه !!!!!!! و در وسط وسط عراق و افغانستان يک
عدد ستاره گذارده شده بود به معني دست ماست اکنون !!!
و صفحه نقشه ايران هم سفيد و خالي بود !!!!!!

مو بر اندامم سيخ شد ....خيلي چيز وحشتناکي بود بچه ها يعني
اساسا اين علائم رمز و چيزهاي گونه گوني که انسان ميشنود
ترسناک است
اين فيلم داکومانتري کمپ مسيح خيلي چيز ترسناکي است تربيت
سرباز مسيح براي جنگهاي صليبي !!!!!!!!!!!!!!

به هر حال کوتاهتان کنم اين دوست الاغ من دو هزار دلار باخت
و مرا وارد اکشن کرد
رفتم پشت همون ميز پوکر تگزاسي و يه پانصد دلاري براش بردم
و ساعت چون شده بود يازده برخاسته به اوي مست لايعقل گفتم
ميائي يا من برم تو شب اينجا تو هتل بخوابي و صبح با اتوبوس
بيائي
با اهن و اوهون و غر و لند و زر مفت راه افتاد و همچين که ساعت
يازده شب رفتم تو هاي وي سرش و گذاشت و خور و پف تا خود
هوستون و در خونه کنار ماشينش
بيدار شد و ساعت سه نيمه شب به من که
داشتم از خواب ميمردم با قبراقي گفت :

- بيا بريم يه جائي صبحونه بخوريم

که گفتم جاست شات د فاک آپ...... اند گو هوم ...............نانا

No comments: