مقصر ....خودت !!!
و اما دوستان گرامي سرزمين رويائي ماجراي خط خطي
کردن صورت سوفياي افسانه ما را به شکل مصاحبه اي
با او چاپ کرده که خواندم و ميخواهم کمي با سوفياي گرامي
سخن بگويم
دوست گرامي ماجراي بسيار بسيار بسيار تاسف آوري براي تو پيش
آمده که براي مني که خواندمش مثال دقيق
هر بلاي نيامده بر سرم اومد يک دفعه است باور کن .
يعني تو در يک سرگرداني احساسي به دست خودت با يک رابطه
سه ساله کهنه
در تهران و يارت در کاشان بوده ايد
تو با دسته اي احتمالا گل و يک جعبه شکلات و ...به مناسبت والنتاين
بي خبر پاشده به کاشان رفته اي
در کاشان به غر و لند او روبرو شده اي که بابا چرا اساسا آمده اي مگر
نمي بيني اين شهر چه کوچک و همه فضول کار هم هستند
تو هم احتمالا بسيار غمگين و متاثر شده و کمي دعوا شده و بعد او
براي بنزين زدن به پمپ ميرود
که ناگهان لجاره گان و قصابان رژيم جنايتکاران اسلامي اونهم در کاشان
يعني شهري حاشيه کوير و بالطبع عقب مانده و مذهبي
سر رسيده شما را دستگير کرده و با تو رفتاري کرده اند که هنگام
مخلوط شدن با بدبياري چند جانبه تو !!!!!! تو را به مرحله جنون
کشانده
و داروي آرام بخش خواسته اي
و سپس مدتي که رنجت داده اند داروئي که کاملا از خود بي هوش
شوي بهت داده اند
و هنگامي که به خود آمده اي خانواده هاي شما در دادگاه حاضر
شده و از اين دوست کاشاني تو خواسته اند که با تو ازدواج کند
و او هم گفته - معذورم اين دختر کمي رواني عصبي است و
بهمچنين به نظرم معتاد ميرسد و نيستم اهلش
و به قول تو کمر پدرت را شکسته است
تو براي انتقام هنگامي که آخرين خداحافظي را ميکرده ايد به او
گفته اي که ترا دوست دارم
و او گفته نميخواهم ديگر ببينمت و ولم کن
و تو براي تنبيه او !!!!! نه براي نا اميدي خودت !!!!!
دقت کن به دليل بريدن رگت
همان جا در مکان عمومي رگ هاي دست خود را با نمايش بريده اي
که او را از رفتن مانع شوي !!!!!!!!!!!!!!!!! مگر نه ؟
که او هم دوستاني را صدا کرده و گفته آفي در زن و رفته
ميخواهم تو را يکه و تنها و به شکل مستقيم به خيانت در باره خودت
محکوم کنم و پرونده ترا همراه با قساوت نيروي انتظامي رجاله
کثافت از هر دشمني دشمن تر رژيم جمهوري اسلامي ايران ببندم
برود پي کارش
ميخواهم به خودت ثابت کنم که شايد مدتهاست داري به خودت دروغ
ميگوئي و اين دروغ ها را باور کرده اي
برايت هيچ شوکي مناسب تر از اين برخورد با نيروي انتظامي قسي القلب
جمهوري خون و آتش اسلامي ايران نبود
يعني با اين برخورد ترا با کون به ميان سطلي از مربا انداخته اند والسلام
تو از يک شهر به يک شهر ديگر ايران با مردي رابطه اي احساسي داشته اي
اين رابطه خراب بوده به اندازه اي که تو ميدانستي اگر به مرد بگوئي که
داري ميائي برايش والنتيان بياوري برخوردي با تو خواهد کرد که از کرده
خود پشيمان شوي
بنابراين بي خبر و يکه و تنها در ايران به يک شهر حاشيه کوير رفتي که از
مسلماني مسلمان ببيند کافر حتي نشنود
پسرک شانزده ساله يزدي به من با مانتو و شلوار و روسري ميگفت تو
چرا لختي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب ابتدا ريسک کرده اي براي انتخاب محل
سپس ريسک بزرگتر کرده اي براي برخورد نا خوشايند اين مرد
و گرفتارش شده اي و به درون يک سري لابيرينت تنگ
و تاريک بو گندو لغزيده اي با کله
احتمالا داد ها و فريادهاي درون ماشين شما توجه اين قصابان را جلب
کرده و دنبالتان کرده اند مثلني براي شيتيلي
من نميدانم ؟؟؟
ولي تو با کله به درون اين لابيرنت افتاده اي شک ندارم
يعني هر اکشنت يک ري اکشن به دنبال داشته
علت کتک خوردن به صورتت هم همين بوده
يعني کنترل از خود نداشته اي
و مجبورشان کرده اي به تو آمپول ضد هيستري بزنند
اينان سخنان خودت است که من ميگويم
بنابر اين ميخواهم برايت نکته اي را بشکافم که از چشمت غافل مانده
هنگام قضاوت (( عادلانه ))
اگر اين مرد ...هرکه هست .....قبل از دستگيري شما به انزجارش از
آمدن تو اذعاني کرده و خوش نيامدنش را به تو نشان داده و باعث حتي
دعوا شده
چرا بايد اين فرد در دادگاه بيايد و خلاف نظر صادقانه خود عمل کند و
با دختري که از ديدنش قبل از هر چيز خوشحال نشده اونم با شکلات
و گل سرخ و چه ميدانم چي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و ازدواج کرده و براي تمامي
عمر خود را اسير کند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب قربونت برم شرف اين پسر به او ديکته ميکند که :
- مگه عقلت کمه ......تو اين دختر را قبل از اين ماجراها نميخواستي
حالا بيائي بعد از همه اين کارها باهاش عروسي هم بکني
بايد خر تو کونت گذاشته باشه که همچين گهي بخوري
و به نظر من اين پسر بسيار انسان باشرفي بوده که از ازدواج با تو
سر زده
تو ميدوني اين فرد اگر شوهر تو ميشد چه بدبختي خودش و بعدا
ترا کرده بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بگو کون لق خودش
خودت را چي ميگي دختر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خود را شايسته ترحم نخواه که باشي عزيزم
مردمي را که به تو ترحم ميکنند از دور خود دور کن
اين بيشرفان جقارت را در تو ميخواهند جبلي کنند مانند خودشان
اگر تو از اينان نيستي
خودت را بکش کنار
به خود احترام بگذار
همه چيز ميگذرد
اينها را برات نوشتم که بداني همواره از هر ماجرا دو ورژن است يکي
مرد گفت ...يکي زن گفت .....
خوب خودت با قلم و زبان خود اينجا براي من عادل يعني نانا بي طرف
روشن گفته اي که
خودت مسئول همه اين دايره خبيث بسته شده اي
ابدا ديگري مقصر نيست
و از همه مهمتر
اين که پدرت فکر کرده که اين دوست پسر تو کمر او را شکست
خودش حماقت پدرت را و کوري عدالتش را کاملا به ثبوت ميرساند
زيرا اگر پدري بخواهد که مردي که دخترش را دوست ندارد او را
به زني
بگيرد و تمامي عمر اين زن احساس نا خواسته گي و کوچکي
و حقارت کند
عيبي ندارد !!!!! به نظر تو خودت ؟؟؟؟؟؟؟؟
بايد پدري باشد که شايد مسبب بدبختي هاي تو هم اوست
کمپورنده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته سوفياي گرامي تمامي فرض را من بر اين نهاده ام که اين
مرد هرکس هست
ابدا تمايلي به رفتن تو به کاشان نشان نداده باشد و کاملا بي خبر
باشد
ولي اگر حتي يک در باغ سبز براي رفتن شما نشان داده باشد
ميتوان
گفت که در خطر براي هردو تنها خودش را در نظر گرفته است
خواستم ميس اندراستندينگي ....باقي نماند .............نانا
No comments:
Post a Comment