Thursday, September 02, 2004

يافتن راهي نو

به تمامي دوستان کمونيستم انشعاب کرده و نکرده
مستقل يا حزب و گروه .
شايد سالها طول کشيد تا با خلوت کردن با خود و صادقانه
تفکر در باره انچه در جهان ميگذشت به اين نتيجه رسيدم
که ارمان هائي در جهان است که هنگامي که دوران ثمر بخشي
ان به پايان ميرسد ديگر کاري نميتوان کرد و انسانهائي چون
شمايان که حداقل اين وجدان را داريد که خود را بخشي مسئول
براي بهبود شرايط انساني جوامع بدانيد ناگزير از يافتن راهي
ديگر هستيد .
براي تفهيم نکته بالا ناگزيرم مثالي کوچک برايتان بياورم
احتمالا همگي شما سياوش کسرائي شاعر متعهد به ارمان
چپ را ميشناسيد شاعري که ارش کمانگير او يکي از زيباترين
شعرهاي معاصر ما بوده و خواهد بود .
در يکي از اخرين اشعارش به درستي و صادقانه انچه را که بر
او گذشت بيان کرده
او ميگويد هنگامي که در ايران در گروه هاي ناچيز با سعي و
تلاش فوق العاده و وحشت و خطر متداوم گروهي از ما براي ان
جامعه ايده ال سوسياليستي ميکوشيديم خود ان جامعه در حال
فرو پاشي بود .
شعر مذکور را براي همگي شما مينويسم به اين اميد که لحظه اي
به ان عميقا فکر کنيد . نانا

من در صدف تنها
با دانه اي باران
پيوسته مي اميختم پندار مرواريد بودن را
غافل که خاموشانه مي خشکد
در پشت ديوار دلم دريـــــــــا . سياوش کسرائي

2 comments:

شبح said...

ناناي عزيز!
من هرگز شوروي را نظامي سوسياليستي نمي‌دانستم و از فروپاشيدن آن دنياي دروغين بسيار هم خوش حال شدم.
به نظر من فروپاشي شوروي موجب کشف دوباره‌ی مارکس و کمونيسم در جهان شد.
به هر حال تا وقتي اشتياق بشر براي زنده‌گي در دنياي انساني‌تر وجود دارد مارکس يست‌ها حرفي براي گفتن دارند.

روابط عمومی نانا said...

شبح عزيزم
قصدم مطلقا چک و چونه زدن نيست ولي متاسفانه نظرات مارکس
راجع به کشورهاي سرمايه داري و ختم شدن نهائي انها به سوسياليسم
ميباشد .
در مورد کشورهائي چون ما هم که اساسا انها را بسيار بسيار عقب مانده
از کاروان تمدن بشري ميداند و نظريه اي ندارد
بنابر اين اگرچه قبول دارم که اردوگاه سوسياليسم با زدن شورت کات از
مراحلي که مارکس ميگفت به وجود امدند و شايد همين هم موجب بدبختي
مردمان ان کشورها و نااميدي عناصر عدالت خواه در ديگر نقاط جهان شد ولي
اگر نظرات مارکس را قبول داري پس بايد جوامع سرمايه داري را دربست قبول
کني تا به مرحله اي که مارکس گفته برسي !!!! نانا