Monday, July 16, 2007




چوبی به کون مهدی نیاکی !!!!!!!



بعله ای ورپریده های داغتان به دلم مانده

بعد از احمد زید آبادی چشممان به یک فقره دیگر از
همان ها در سایت روز روشن شد که او هم سره ای
بلند کرده و گفته - منم داخل آدما!!!!!!

از آنجائی که کفالت و وکالت و وساطت همه مردان و
زنان کابینه بنی صدر را یک وظیفه مادرزادی بر خودم
تعیین کرده ام بد نیست پاسخکی هم به این اصلاح
طلب الاغ وامانده در روی خطی که دیگر نیست !!!!
بدهم و همراهش یک چوب به کونش فرو کنم

با اجازه گنجی گرامی !!!!!!






((گنجي، انديشمند نابهنگام!
مهدي نياکي - سه شنبه 26 تیر 1386 [2007.07.17] ))




اولا شما مهدی نیاکی چه الاغی هستی که سلام نکرده
سرت را انداخته ای زیر و عینهون الاغ خاتمی وارد محفل
بزرگان شده ای ؟
این از اولا

دوما مثلنی خواستی خیلی ادبی بنویسی و گه بالا را خورده ای
اندیشمند نابهنگام یعنی چی کره خر ؟
ما زایمان نا بهنگام داریم
ارگازم نابهنگام داریم ( از پرگلگ برو بپرس )
سکته نابهنگام داریم

ولی نوکرتم اندیشه که نابهنگام نمیشه الاغ جان اندیشه هست
در اون کله فقط کافیست باهاش یه کمی بازی بازی کنی که از
تو بعیده متاسفم برات





((مقاله تحقيقي اکبر گنجي درباره شريعتي همانگونه که انتظار
مي رفت واکنش هايي را برانگيخت. او انديشمندي است متهور
و موثر که محض تحمل مصايب بسيار مورد التفات صاحبنظران
است و البته به دليل سوابق قلمي و تحقيقي پر بار مورد توجه
و در نتيجه انتقاد همگان.))






بعله عینهون همه مادرجنده های زبون بدبخت متظاهر دروغ گوی
عوضی ...ابتدا با خایه مالی از گنجی شروع کرده ای !!!!!

خوب کره خر هم خودت میدونی هم گنجی که شما مادرجنده های
اصلاح طلب به خون او تشنه هستید .....خوب چرا یه مشت
حرفهای خوشگل شکلاتی ابتدا میگی بعد دق دلت را خالی میکنی؟
هان چرا ؟
مگر خر تو کونت کرده که از کسی که میخواهی انتقاد کنی ابتدا دو
سه هندوانه زیر بغلش به دروغ میدهی ؟



((از سويي او خود، ‌نيز به شهادت گفته ها و نوشته هايش گزندگي
بيدارکننده نقد را به نوازش خواب آور تعريف و تمجيد، ترجيح مي دهد.
اين چند سطر با همين مقصود نوشته شده است.))




خوب مادرجنده بچه کونی .....در دهات شما که اصلاح طلبان براتون
آباد کرده اند همه مفاهیم به گه کشیده شده منجمله انتقاد

خاک تمام عالم برسرتان انتقاد یعنی تندی و گزندگی
مجلس پر خوری
آخوندی نیست که هی دوسه تا خایه از محمد و علی و حسن و حسین
بمال بعد شروع به گفتن یا خوردن یا ریدن کن !!!!!!!!!!!!!!!!!!



((اجماع نخبگان در ايران پديده اي کمياب بلکه ناياب است. اگر يک
تجربه گرانسنگ تاريخي در دوره پس از خرداد 76 و توافق حداکثري
نخبگان و روشنفکران بر سر نفي عنصر خشونت در روند اصلاح گري
را مستثنا کنيم در تاريخ 150 ساله ايران بعيد است که توافقي تا به
اين اندازه فراگير در ميان صاحبان فکر و انديشه يافت شود. از سويي
اثبات وجود چنين اجماعي نيز دشوار است.))




ابتدا ریدم به اجماع نخبگانت این مردان نخبه که نیستند هیچ چی
عده ای مادر جنده زالو صفت دروغگوی ستمکار تر از خود شخص
رهبر یکدست عقده ای هستند و بس
پس برای من از نخبگان کس و شعر مفت تفت نده فهمستی جاکش

ولی اما این نخبگان که در خرداد یک ۷۶ یک گهی دسته جمعی خورده
بودند
به الان چه ربطی داره ؟

مرد و تموم شد دوره شما و خاتمی و بعد همین حمقی و بگیر و برو
خوابی تو کره خر مگه ؟

شاشیدم به تمامی نخبه گان هنوز اصلاح طلب اگر از نخست اساسا
همچین چیزی داشتید والسلام




((گنجي خود، آن روز که ناگهان از مسير پروژه قبلي خود خارج شد و به
جاده نقد هاشمي پيچيد و در زماني که مورد انتقادي با اين مضمون
قرار گرفت که اين "راديکاليسمي هزينه ساز" است و از آنجا که ممکن
است موجب زيان هاي بسيار شود مخالف اجماع نخبگان است، ))




بفرما وقتی میگم شاشیدم به نخبه گان یعنی همین گهی که خورده ای
قرمساق من شاشیدم به زیان های ناشی از زدن حرف حق !!!!!!

مادر جنده قرار است یک مسلمان حرف حق را بزند

چرا باید اگر گنجی کمی با صدای بلند به ارباب ازلی شماها یعنی رهبر
یکدست چیزی بگوید این معنای (( هزینه سنگین )) بدهد

دوستان شارلاتان ها را می بینید یکی بعد از دیگری به والله من حیرانم
از این همه وقاحت !



.

((به اين ترتيب آن "نقد نابهنگام" از کنار بساط اين چند و چون هاي نطري به
راه خود رفت. انتشار "مانيفست جمهوري خواهي" در زماني که گنجي
در بند گرفتار بود نيز همين دغدغه را بيدار کرد. عده اي قلم به نقد آن
جزوه بر مي داشتند و در عين حال با خود مي گفتند که چه بهتر که
صبوري کنيم تا صاحب جزوه از شرايط دشوار در آيد و در مقام پاسخگويي
امکان ورود به اين مجادلات قلمي را داشته باشد. با اين همه پرسشي
فراتر از اين، آن بود که چنين جزوه هزينه سازي در شرايط فعلي چرا و
به چه منظور انتشار يافته است؟ نويسنده، استدلال مي کرد که هزينه
آن نوشتار را خود، مي پردازد و ديگران نيز بايد چنين کنند.))




به به به به ...اگر انسانی مستقلا تصمیم به مبارزه بگیرد و با مسئولیت
خودش کاری درست کند
باند لاشخوران اصلاح طلب همه شاکی و ناراحت بشوند که تو اساسا
چرا مانیفست با خرج خودت چاپ کرده ای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقاحت و رذالت شمایان را نهایتی نیست به تمامی پاکی های عالم




((با اين همه آنان که انتشار آن جزوه در آن روزگار را "نابهنگام" مي دانستند
از نگراني براي کليت جنبش سخن مي گفتند و نه يک فرد. چه، آن فرد
نيز بخشي و جزئي از همان کل بود و از قضا جزئي ارزشمند و تاثيرگذار
هم.))




د...گه مفت میخوری دیگه ...او نشان داد که جزئی از این کل متعفن
گندیده لاشه کپکی نیست و احتمالا از نخست هم نبوده

بابا او چیزی دارد که مجموعه شمایان که هنوز به این اسکلت وفادار
هستید ندارید میدونی چیه ؟ شرف شرف شرف والسلام





((در زمان انتخابات رياست جمهوري نهم نيز وقتي گنجي آواز تحريم
انتخابات را سر داد عده اي همدلانه مي پرسيدند که اگر اين عمل
سياسي معطوف به نتيجه و فايده اي براي کل پروژه دموکراسي
خواهي است، با کدام روش و ساز و کار و رو به سوي کدام قبله و
هدف است و اگر زمينه آن حرکت فراهم نشد ـ اگر زمينه اي
داشته باشد ـ چه بايد کرد؟ تازه اين سخنان امروز است که ديگر
آشکارشده آنچه در سوم تير ماه رخ داد نتيجه مستقيم تحريم انتخابات
بود و اگر در دوره اول اميد انسجام و اتحاد حول اين محور مي رفت و
سخني در اين باره گفتني مي نمود در دور دوم ديگر آن سخنان، سخت
بي محمل و فاقد توجيه بود.))



آهای ملت ایران ...توهینی از این بالاتر نیست که این رجاله گان
اصلاح طلب به ما میکنند

این مادرجنده گان به انسان باشرفی که گفته این خیمه شب بازی
کافیست و خود را کنار کشیده میگویند تقصیر تو و باقی مردم بود
که معین ما....را ابتدا در کون خر فرو کردند و سپس از
صندوق ها حمقی بیرون آمد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!





((ري خروج گنجي از بند و حضورش در مملکت فرنگ هم توام با گفتار و
رفتاري بود که مستقل از ارزشداوري درباره آن ها داراي يک ويژگي
ثابت بود و آن ايجاد حيرت در شنوندگان و به ويژه هم سلکان و همراهان
و مخاطبان همدل او بود.))



بچه ها یارو رو ....خوب مادرجنده تو وسط این همه چیز برای حیرت
چرا یقه گنجی رو چسبیدی جاکش ؟

بابا مردم چشماشون را از کاسه در میاورند و میفروشند چون گرسنه اند
مردم کلیه هاشون را قلمبه در میاورند و میفروشند چون گرسنه اند
بابا روی لجبازی با هم مردی را که به کمک یک فاحشه بدبخت شوهر دار
آمده بوده یه کمی سنگسار میکنند
تمامی مملکت را بی قانونی و گه گرفته است مافیا مردم را می چاپد
ثروت ملی ما در حال نابودیست

اونوخت تو بچه کونی برای ما میائي مشگل را از ایران رفتن گنجی و
مواضعی که شما ها دوست ندارید گرفتنش وانمود
کنی انصاف است جاکش ؟



((اکنون... در انداختن مدعايي تا به اين اندازه فربه درباره رويکرد لنينيستي
در انديشه شريعتي!))




من به نیابت از طرف همه مردم ایران شاشیدم به تو وشریعنی و لنین با هم
جاکشها دست از سر این ملت بردارید پریود





((این قلم درباره محتواي آن مقاله پژوهشي سخني ندارد اما درباره هدف
آن چرا.))





تو به وسط لنگ زن دکتر شریعتی خندیده ای که به محتوا کار نداری گه
خوردی باید از محتوابگی

زیرا ((هدف )) اسم معنا است کسی نمی بیندش مانند خدای شما
است که هر نفع شما را او تعیین میکند از میان ابرها
لازم نکرده تو بچه کونی برای ما هدف اعمال گنجی را بشکافی ریدم در ضمن
به قلمت خیلی گهی است




((ا هدف از آن نوشتار درانداختن مجادله اي ميان صاحبنظران بر سر انديشه
شريعتي بود؟ اگر بهانه اين نوشتار فرا رسيدن سالمرگ شريعتي
(29 خرداد) باشد در زمان تحرير آن مقاله (15 تيرماه) بيش از 15 روز از آن
گذشته است. گنجي خود، مي داند 29 خرداد امسال رونقي مانند سالهاي
گذشته نداشت و به جز چند ويژه نامه در مطبوعات که انتشار آنان به
سنتي معمول تبديل شده منتقدان و حتا هواداران جدي شريعتي دست
به قلم نشدند. دليل آن آن البته ناروشن نيست. شايد در ادوار پيشين به
ويژه در سالهاي پس از دوم خرداد 76 ـ از آنجا که تکثر و تعدد در فضاي
انديشگي فراوان مي نمود و فضا بر خلاف امروز گشوده تر بود ـ کمتر
سخني نابهنگام به نظر مي رسيد اما امروز و در شرايط ويژه اي که ما
در آن به سر مي بريم گويي بايد به نوعي اولويت بندي در پرداختن به مسائل
قائل بود.))




به به به یک بچه کونی شرلوک هلمز هم که هستی خوب جاکش قرمساق
گنجی دلش خواسته راجع به شریعتی مادرجنده عقده ای بنویسه
به تو چه مربوطه که رفتی علت برای نوشته اش بیابی ارواح مشگ عمه
مادرجنده تر از مادرت

عجب قرمساقهائي شماها دیگه هستید





(( توان ليستي بلندبالا از امور مبتلابه جامعه ايراني تهيه کرد و آنگاه انصاف
داد که نقد شريعتي آن هم تا به اين اندازه تند و فربه در رتبه چندم آن قرار
مي گيرد؟))




بابا مگر ایران امور مبتلا هم داره ؟

یو گات بی کیدینگ می ...ما فکرکردیم گاماس گاماس بالاخره به دموکراسی
رسیده ایم
و همه مشگلات مان حل شده و ایران بهشت است !!!!!!

ولی منظورت از نقد فربه و تند چیه
نکنه خیال کردی نقد یعنی گوسفند قربانی که روی آتش درسته کبابش
کنی

به جان مادرت نقد کاری با گوشت و چربی و باقی ندارد


((ن مقاله بلندبالا از سر توصيه به نوانديشان ديني براي تاکيد بر
سکولاريزاسيون و عدم استفاده از واژه مردمسالاري ديني بود
و اينکه معيار نقد قدرت بايد دموکراسي و حقوق بشر باشد؟))



خوب این سخنان بالا کجایش ایراد دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میشه بگی



((نقد شریعتی باهرانديشه و انديشه ورز ديگري مي تواند محملي براي
بيان حرف هاي کلي امروز و استنتاج احکام کلان باشد. آنچنان که گنجي
از ايستگاه نقد شريعتي آغاز کرده و به نقطه اي شبيه به اين رسيده
است. اما بايد انصاف داد که در شرايط کنوني با همه مسائل فوري و
فوتي اش چنين مقاله اي نابهنگام به نظر مي رسد. آنچنان که گنجي
خود، انديشمندي نابهنگام است. او همواره به تشخيص خود عمل
مي کند. تا به اينجا البته با بسياري ديگر هم روش است. اما در گنجي
گويي تعمدي هست براي فاصله گيري از دغدغه هاي رايج و موجود
و انجام رفتارهاي حيرت آفرين.))



متوجه که شدید دوستان چی داره میگه ؟
داره میگه اگه یک (( مرد )) بین ما پیدا شود که برود سر اصل مشگل
و خودش را از گه کاری های باند این رجاله گان کنار کشد

میشود گنجی که خیلی ادم بیخودی است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!



((ن حيرت افکني البته گاه مورد استقبال قرار مي گيرد و گرهي
مي گشايد و راهي باز مي کند و هر از گاه نيز تنها وصفي که
مي توان درباره آن بکار برد ـ فارغ از قضاوت درباره محتواي رفتار و
گفتار و نوشتار او ـ همين وصف "نابهنگامي" است.))






خوب این بخش را هم که خرفهمت کردم که نابهنگام همون وقتی
بوده که نه نه جنده ات داشته ترا سرلگن میریده
بنابراین دیگه از نابهنگام خفه





((گنجي در مهد آزادي بيان نشسته است و در شرايطي که سرزمينش
با انبوهي از اخبار و حوادث دست و پنجه نرم مي کند براي شهروندان
مضطرب و نگران پيغامي از نقد فلان انديشمند مي فرستد تا عده اي
بگويند که اين نيست جز پيامي به کساني که سه دهه با شريعتي
نزيستند و اکنون که به هر دليل و براي نخستين بار در رسانه ملي
آرشيو تصاوير و سخنراني هاي او را گشوده اند تا راهي براي همراهي
با او در اين مسير تازه بيابند.))




اولا ریدم بر گشادن باب سخنرانی و تصاویر این مرتیکه کچل عقده ای
مشهدی گه گیج دار عوضی که جوانان مسلمان ایران را مدتی علاف
خودش کرد این از اولا

دوما چرا باید حتما اگر کسی از کسی مرده ای نقد مینویسد لازم باشد
که کلی ماجرا در ایران را و کلی ماجرا در خارج ایران را عینهون ترازوی
عدالت تخمی اسلامی شما بالا پائین کند که به تریج قبای کسی
برنخورد
شاشیدم به دهان کسی که بهش برخورده والسلام




((هر صاحب قلمي مي تواند و حق دارد در هر شرايطي و از هر کجاي جهان
هرچه مي خواهد درباره هر موضوعي که صلاح مي داند بنويسد تنها به
اين شرط که گنجي نباشد و گفتار و رفتار او تا به اين اندازه موثر تلقي نشود
و در شرايط دشوار از او انتظار عمل به مسئوليت خويش نرود.

شايد ازقلم امروز بايد انتظار مرهم گذاشتني را داشت و بس. وگرنه در
جغرافياي ذهني و سرزميني "نابهنگامي" ماند و ماند.))



آفرین صد مرحبا به شما که چه آدم دموکراتی هستی و برای همه حق
قائلی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ولی اما بر مبنی همین دموکرات بودن
باز که گه مفت خوردی و فضولی کردی و گفتی که چرا گنجی این را
نوشته است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میگویند چاره گرگ مرگ است

تو هرجاکشی باشی فرقی برای من نداره یه توله گرگ میخ طویله پای
خروسی که فکر کردی بروی به نبرد دلیران !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا

No comments: