
اعترافات هاله اسفندیاری !!!!!!
بعله بینندگان ارجمند ....بنده یک فرد بسیار بی شرف پدر سوخته ای
بودم که نپرس و نگوی ؟
از لحظه ای که به دنیا اومدم همینطور زر زر میکردم هر وقت گشنه ام
بود و هر وقت گه کرده بودم و هر وقت خوابم میگرفت و بگیر و برو
نه نه این سید علی که الانه شده رهبر ایران اون روزا میامد خونه مون
رخشتوری
هروقت من گریه میکردم به مادرم میگفت - خفه اش کن نذار گریه کنه
راه و رسم اعتراض را یاد میگیره برات خوب نیست
ای گه به قبرت بباره مادر رهبر ایران که راست میگفتی !!!!!
من از همون بچه گی هی توی کتاب ها فضولی بیخودی کردم و هی درس
خوندم و خودمو به مقامی که حتی در امریکا حسرت است یعنی استادی
دانشگاه رساندم
ولی این بی شرفی ذاتی من که زر زر کردن و اعتراض بود درست نشد
که نشد
همینطوری بی شرف بودم و دلم مثل سیر و سرکه برای ایران فضولی
میکرد و با این که کیفم از همه نظر کوک بود
ولی این بی شرفی بی شرف دست از سر من برنداشت تا باز به بهانه
دیدن مادرم اومدم که خوشبختی های مردم ایران را از نزدیک ببینم
و به به به به چه ایرانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همه خوشحال همه راضی
هیچ یک دونه هم من جنده در خیابانها ندیدم
یک عدد بچه کثیف و پاره پوره در خیابانها نبود
یک عدد معتاد من ندیدم
یک روانی در ایران ندیدم
مشگل بنزین هم زیر سر خود بوش است دروغ میگوید همه بنزین
به اندازه ای دارند که بعضی وقتها گلهای جلوی خانه را با بنزین
آب پاشی میکنند
البته گلها زود میمیرند ولی خوب همه پز خود را داده اند
نمیدانید نمیدانید نمیدانید که این وزارت اطلاعاتی ها عجب بچه های
نازنینی هستند
باور کنید به من به قدری احترام گذاشتند که شبها خوابم نمیبرد از ترس
و برای همین قیافه ام شده عین مرده های متحرک
دیگه چی بگم ؟
من خاک بر سر تحت وسوسه های امپریالیست ها اول که
یک شوهر
یهودی که یعنی همون صهیونیست اختیار کردم
و بعد با تمامی فراماسونرها رابطه جیک و پیکی داشتم و هی
به اسلام ضربه زده ام
با دستور شخص دیک چینی موقع اومدن به ایران مشتی لباس
قرتی قرشمال برای همه جوانان آوردم که روی تی شرت ها
عکس مادونا نقاشی شده بود که داشت به کسانی انگشت
وسط نشان میداد
و مامورین اطلاعات در فرودگاه به من گفتند - مادونا داره این
انگشت وسط با به رهبر ما چون یکدست نداره ول میده !!!!!
پس تو جاسوس امپریالیست ها هستی
تازه اون موقع بود که فهمیدم ای دل غافل پس این اشکالی که
من حس میکردم ولی نمیدانستم چیست ؟ همین جاسوس بودن
من بوده
برادران راست میگویند من از خودم شرمنده ام
ولی از این لحظه کاملا توبه کرده ام و دست رهبر را منظورم دست
سالمش را می بوسم و برای اسلام و ملت چاقو کش
قداره بند اسلام آرزوی ریختن خون بیشتری را دارم
هو الله والامپریالیست و والااکسترمینت الباقی المردم که الاسلامی
النیستند ....آمین ........................نانا
No comments:
Post a Comment