
اگه خیال کون دادن نداشتی
چرا دور و بر خرابه میگشتی ؟
به به به به ...همگی سرتون سلامت که براتون یه مدرک
عالی از کونده بودن جلال آل الاغ و سیمین مادرجنده دانشور
فراهم کرده و گفتم کمی فهمتان را از این شبکه تار عنکبوتی
گهی اسلامی بالاتر ببرم
عرضم بر عرضتان که در پیک نت نوشته ای سراپا گهی دیدم
از یک ماجرا که ابدا نمیدانستم ورنه تا حالا نه نه سیمین مادر
جنده دانشور را به عزایش نشانده بودم
ولی میگویند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است مگه نه ؟
بهمین دلیل به کل نوشته چوبی بیسبال که در مورد کینگ گونگ
بکار میبرند وازلین نزده فرو میکنم تا به خودم مفتخر باشم ای
داغم به دلتان مانده های ورپریده
((همزمان با انتقال آيت الله مشکينی به بيمارستانی در تهران که نام
آن بنابر ملاحظات امنيتی اعلام نشده است، خانم سيمين دانشور
رمان نويس برجسته ايران نيز به بيمارستان منتقل شد. بر خلاف
آيت الله مشکينی، نام بيمارستان خانم دانشور اعلام شد.
بيمارستان پارس.))
ای من ریدم به آیت الله مشگینی قرمساق بد ترکیب که حتی
از ترس کونشان نمیخواهند جسدشان به دست مردم بیفتد
این از اولا
و اما دوما شاشیدم به شخص خانم سیمین دانشور ای الهی که
هرچه زودتر نفس های متعفن آخری را بکشدو برود ور دست همون
سید احمد مادرجنده دزد خمینی که به قول غرضی سر دسته دزدان
اون زمان خود تاپاله گهش بوده
((تنگی نفس، اغماء و کهولت سن دليل انتقال خانم دانشور به
بيمارستان اعلام شد.))
کهولت خفه خون سیاه بگیر این پتیاره سر همه را زیر آب کرده تا
الانه به ترزدن های آخر رسیده
((از آيت الله مشکينی جنتی و شاهردوی بصورت مخفی و امنيتی
عيادت کردند و درعوض دهها خبرنگار، نويسنده و شاعر در اطراف
بيمارستان پارس جمع شدند تا از حال خانم دانشور با اطلاع شوند.))
ای خاک تمامی عالم بر سر هرچی خبرنگار که به در بیمارستان پارس
برای این زنیکه پتیاره نیمی کافه نادری نیمی سفره ابلفضل !!! بود
رفته اند
((پيش از انتقال به بيمارستان پارس، خانم دانشور که بسياری از روحانيون
حکومتی شوهر وی "جلال آل احمد" را يار خود می دانند در يک بيمارستان
خيريه بنام «ياس» بستری بود که دليل اين امر عدم امکان مالی اين
نويسنده برجسته ايران بود.))
در کونتون را بگیرید آخه شماها کی را خر فرض کرده اید زنی که تمامی
جیک و بیک سر دسته دزدان شارلاتان یعنی سید احمد انی خمینی
پیشش بوده میشود که حالا در تنگدستی باشد خفه خون بگیر دروغگو
((از طرف کانون نويسندگان ايران سيدعلی صالحی و فريبرز رئيس دانا
در بيمارستان پارس حضور دارند.))
این رٰئیس دانا را که قبلا بهش ریده ام ولی سید علی صالحی هم هرکی
هست گه خورده که به دیدن این پتیاره رفته پیر زن قحطی شده بود ؟؟؟؟
((خانم دانشور در سالهای پس از انقلاب با خانواده همسر سيد احمد
خمينی رفت و آمد داشت که اين رفت و آمد، پس از در گذشت آيت الله
خمينی و رهائی احمد خمينی و خانواده خمينی از حصارهای حکومتی
و امنيتی بيشتر شد. به گونه ای که همسر احمد خمينی و شخص
احمد خمينی اغلب به خانم دانشور سر می زدند و يا خانم دانشور
به ديدار آنها می رفت. به اين دليل خانم دانشور صاحب اطلاعات
مهمی در باره برخی اسرار پنهان و پشت پرده است و اساسا به دليل
همين نزديکي به خانواده احمد خمينی در دو دهه اخير مغضوب حکومت
بود و حاکميت بسيار نگران بود که او دهان باز کند.))
بفرما ....یه جوری از سر دسته دزدان و مادرجندگان جانی این رژیم
که اون زمان سید احمد خمینی بود سخن میگه که انگاری از یک
امام حسین جاکش داره گه مفت میخوره !!!!!!
بابا جاکش قرمساق اگه رهبر زهر به سید احمد داد این دلیل خوب بودن
سید احمد مادرجنده خمینی که از همون قسم بابای قرمساقش بود
منتهی ابله تر زیرا جوان تر
نیست که نیست ترا کفن کنم نیست !!!!!!
((از جمله آخرين شخصيت هائی که احمد خمينی قبل از مرگ با وی
ملاقات کرد خانم سيمين دانشور بود. خانم دانشور در همان روزهای
اوليه مرگ مشکوک احمدخمينی، با تاثر و هيجان يکبار و در يک
محفل بسيار خصوصی، فقط اين جمله را بر زبان آورد و ديگر دراين
باره هيچ نگفت:
« احمد، 48 ساعت قبل از فوتش آمد نزد من. آشفته بود. گفت:
می دانم که بزودی رفتنی ام!» دلداری اش دادم و توی دلم گفتم:
جلال هم به دلش آمده بود!))
خوب مادرجنده ها یعنی این لکاته پتیاره به قدری به خیک گه نزدیک
بوده که او ترسش از رهبر مادرجنده را پیشش اعتراف کرده
حالا من میخوام بدونم نفع مالی برای سیمین دانشور چقده بوده ؟
حلال بوده ؟ حرام بوده ؟ خلاصه که چطور بوده که حالا عده ای
مادرجنده ادعا میکنند که او توان مالی ندارد
جمعش کنید مادرجندگان که اگر ایران بودم خودم شخصا به بیمارستان
پارس میرفتم و دماغ این لگوری شتر شیر پلنگ را گرفته و با نیم ساعت
نگه داشتن جان را از کون گشاد چروکیده پیرش خارج کرده و چون کیل
بیل به محل اقامتم بر میگشتم
گورتان را دسته جمعی باید گم کنید سید احمد سید علی سید زقنبود
دیگه نداریم
همگی باهم مرخصید ...................................نانا فرمانده
No comments:
Post a Comment