Sunday, July 15, 2007




با درود بر تمامی یاران و هموطنانم


دوستان برایتان مدرکی یافتم از ترس و وحشت این رژیم
جنایتکار از واقعی ترین مرد محبوب مردم ایران که با انتخاب
نود و نمیدانم چند درصد از مردم شهروند ایران به ریاست
جمهوری رسید .

بنی صدر را میگویم

ولی شخص کثیف خمینی خون آشام ژاکوبن بر علیه اش
کودتا کرده و خوشبختانه قادر به کشتنش نشدند و به پاریس
فرار کرد

تمامی وقایع قبل و بعد از انقلاب را من شخصا شاهد بوده ام
و از زمان دانشجوئي شخص الوالحسن بنی صدر مسلمان را
در سیته یونیورسیته پاریس دیده بوده ام و سخنانش را شنیده
بوده ام
و در ایران دو بار شخصا به سخنرانی هایش رفته بودم با قصدو
غرض بر هم زدن به شیوه کنفدراسیون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

او ریاست جمهوری دولت سایه ماست به فرمان خودم

من هیچ کسی نیستم تنها چشمان ((دکتر اکلبرک ))هستم که
به خوب ها و بدها مینگرم
و نبرد ابدی خود را با بدی تا روز مرگم ادامه میدهم

این مطلب زیر را بخوانید و بدانید که بنی صدر هرکه هست
مهم نیست او چیزی را که یک دولت مرد ایرانی محترم لازم
دارد با خود دارد

و آن ((((((((((((( پرنسیپ )))))))))))))))) است

او قادر خواهد بود با مردان و زنانی که من تعیین میکنم دولتی
موقت تشکیل دهد
که امریکائیان را مجبور به احترام به ملت ایران کند

زیرا مردانی که من برایتان مشخص میکنم قطعا از امریکا و یا
نئو کانها پولی نخواهند گرفت

اینان برای پول که قدرت بیشتری میاورد نیست که همه این
سالها مبارزه کرده اند

اینان هر یک به تنها چیزی که فکر نمیکند نفع شخصی است

بنابراین اگر با هدف ٬ الگو قرار دادن امریکا با این مردان و زنان
پیش برویم

به همه شما قول میدهم که امریکائیان را تحت تاثیر شدید قرار
خواهیم دارد

من در این جامعه بیش از بیست سال است کار و زندگی کرده ام

اینان از نوکر صفتی بیزارند

و همان گونه که شاهدید همواره از موضع قدرت با مشگلات خود
مواجه میشوند زیرا ملتی شجاع هستند

بنابراین هیچ دسته خر و گروه الاغی نمیتواند جای کسانی را که
من برایتان تعیین میکنم که هیات مذاکره کننده برای مردم ایران
باشند نخواهند گرفت والسلام ...........................نانا


با دقت بخوانید :



تبلیغات وسیع رژیم مافیاها بر ضد بنی صدر،گویای وقوع تحولی ژرف در ایران است:



* در همان حال که دروغ سازیها در باره بنی صدر و ناسزاگوئیها به او شدت بی سابقه ای پیدا کرده ، محتوای دروغها و اتهام ها وارونه گشته اند : در روزهای بعد از 30خرداد 60 ، بنی صدر بلحاظ طرفداری از ﺁزادی لیبرال و طرفدار دموکراسی غرب و « حقوق بشر غربی » بود اما حالا می گویند : مخالف ﺁزادی و تفکیک قوا و... بوده است !:



◄ پس از ﺁن که بر سران رژیم مافیا ها مسلم شد که محبوبیت بنی صدر همچنان رو به افزایش است و اندیشه راهنمای ﺁزادی و استقلال و رشد بر میزان عدالت در انتشار روز افزون است ، و پس از ﺁنکه معلومش شد سران رژیم منفور مردم هستند ، سالگرد کودتای خرداد 60 را فرصتی شمردند برای انتشار جعلیات و ناسزا ها به بنی صدر . وارونه جعلیات و دروغهای روزها و سالهای اول بعد از کودتا.

این وارونه شدن محتوای جعلها و دروغ ها گویای تشدید بیزاری از استبداد ملاتاریا و مافیاهای نظامی – مالی و اقلیت شدن طرفداران « حرکت قسری » و « النصر بالرعب » حتی در خود رژیم است . در ایران امروز، ﺁزادی و استقلال و مردم سالاری است که بیشترین هواداران را دارند . پس خمینی و بهشتی و ... را باید ﺁزادیخواه و بنی صدر را مستبد تبلیغ کرد !

واقعیت دوم و مهمی که دروغ سازیها ﺁشکار می کنند اینست که در دوران کودتا، بنا بر استبداد بود . هادی غفاری از دیکتاتوری ملاتاریا دم می زد و مشکینی از سلسله روحانیت و جملگی براین بودند که مردم می باید از طرز فکر استبدادی ﺁنها پیروی کنند . دروغ سازیهای اخیر یک تحول اساسی را گزارش می کنند : این بار، حتی امثال هادی غفاری نیز از طرز فکر مقبول مردم پیروی می کنند و در دروغ هایی که می سازند، خود را ﺁزادیخواه و مردم سالار جلوه می دهند . این تحول بیش از ﺁنکه تصور شود ، مهم است . زیرا نوید می دهد ایران دارد از تاریکی استبداد قرون بیرون می ﺁید .

از فراوان دروغها و ناسزاها ، چهار نمونه را می ﺁوریم :



* بنی صدر با هلی کوپتر و محافظان مسلح وارد دانشگاه می شد و موجب وحشت می شد ! :



◄ در دانشگاه تهران شخصی به اسم تقوائی در یک برنامه به دانشجویان گفته است : در زمان اول انقلاب با بنی صدر در دانشگاه بحث می کرده است. بنی صدر با گارد و هلیکوپتر می ﺁمد و موجب وحشت می شد !

● دروغ گو فکر می کند دروغ را هرچه بزرگ تر بسازد ، بدون و چرا باور می شود . اما بحث ﺁزاد در باره اقتصاد ، در ایام اول بعد از پیروزی انقلاب انجام شد . ﺁن ایام بنی صدر در مقام دولتی نبود ، هلی کوپتر و محافظان مسلسل بدست نیز نداشت . از ﺁن زمان تا کودتای خرداد 60، او هیچگاه با هلی کوپتر به دانشگاه ﺁمد و شد نکرد . یک نوبت، در ریاست جمهوری، بر هلی کوپتر سوار شد و ﺁن در 22 بهمن سال 1359 بود . شدت ازدحام مردم سوار شدن بر خودرو سواری و بیرون رفتن از انبوه جمعیت را غیر ممکن کرده بود . هنوز هلی کوپتر نیز به زحمت توانست از زمین بلند شود و وقتی بلند شد، یک تن بر ﺁن ﺁویزان ماند. ناگزیر دورتر بر زمین نشست تا ﺁن شخص صدمه نبیند .

● در بحث ﺁزاد پیرامون اقتصاد، این شخص تمامی استدلالهای بنی صدر را پذیرفت .

نوع دروغ جدید است : این روزها ، خمینی عارف و مخالف خشونت ، بهشتی مخالف خشونت و محکوم کردن اشخاص به اعدام و ﺁزادیخواه شده اند . پس بنی صدر باید جانبدار خشونت و « النصر بالرعب » بگردد !!

این دروغ ساز ، هم خواسته است بگوید اگر نظر بنی صدر را تصدیق کرده بود، به این خاطر بوده که وحشت کرده بود و هم از تبلیغات رسمی پیروی کرده باشد ! ﺁیا او می داند با این سخن، خود را بی شخصیت می گرداند ؟.



* معلوم می شود : بنی صدر بت وخمینی بت شکن بوده است! ! :



◄ مصطفی کواکبیان از « اصلاح طلبان » گفته است : در زمان کودتا برای حمایت از امام خمینی در مقابل بنی صدر، با عده ای از مردم با چند اتوبوس از گرمسار و شاهرود به تهران ﺁمدیم و در برابر امام خمینی این شعار را ساختیم و خواندیم :



خمینی بت شکن

بت جدید را بشکن



این شخص که بت و بت شکن را وارونه می دیده و هنوز نیز وارونه می بیند، در مقام خوش رقصی خود که به مناسبت روز درگذشت خمینی می خواست حرفی برای گفتن داشته باشد این خاطره را تعریف کرد اما نمی دانست که این خود اعتراقی است بر چماق کشی او و اینکه بر اساس برنامه کودتا نیروهای چماقدار از سراسر کشور برای انجام کامل کودتا به تهران ﺁورده شده اند .

قول امروز این شخص گویای دو واقعیت دیگر نیز هست : کودتای خرداد 60 را شخص خمینی رهبری کرده است . و بخش عمده ای از « اصلاح طلبان » امروز ، کودتاچیان دیروزند و خواهان تغییر ماهیت استبدادی رژیم نیز نیستند . ﺁزادی و... را دست ﺁویز موقعیت « مناسب تر » پیدا کردن در همین رژیم کرده اند . از این رو بود که در دوران 8 ساله حکومت « اصلاح طلبان » ، ولایت مطلقه خامنه ای بیش از پیش تحقق پیدا کرد .







* هادی غفاری سرچماقدار نیز نگران سلطان مستبد شدن بنی صدر بوده است :



◄ هادی غفاری از چماقداران ﺁن روز ، دروغهای شاخداری ساخته و گفته و دو حقایقی را که چون ﺁفتاب روشن هستند ( بنی صدر ارتباطی با هیچ بیگانه نداشت و دزد نبود ) را چاشنی کرده است تا هم دروغهای فاحش خود را راست جلوه دهد و اینطور وانمود کند که ﺁن روز چماقدار و تیر خلاص زن نبوده بلکه شخصیتی در میان شخصیتها بوده است . دروغهائی که ساخته و گفته فراوان هستند و پرداختن یک به یک ﺁنها ، جا می خواهد و نشریه بسیار کم دارد . دو دروغ او را می ﺁوریم :

● « آن زمان از آقاي بني‌صدر پرسيدم : «جناب آقاي بني‌صدر! شما كه امروز به عنوان دكتر سيد ‌ابوالحسن بني‌صدر كانديدا هستيد چه تضميني وجود دارد كه پس از مدتي به سلطان ابوالحسن خان اول تبديل نشويد و جمهوري تبديل به پادشاهي بسيار بدتري نشود» و او نيز دست به پشت من زد و گفت در آن روز اگر چنين‌چيزي به وجود بيايد بازهم آدم‌هايي مثل آقاي هادي‌غفاري پيدا مي‌شوند، مردم را از قيطريه راه‌آهن مي‌آورند و بعد در آن موقع است كه بايد گفت سلطان ابوالحسن‌خان فرار كرد! كه اتفاقا همين‌گونه هم شد. »

بنا بر این جعل ، غفاری ﺁن روز ، سر چماقداری که با دسته خود به جزب های سیاسی حمله می برد و ﺁنها را تعطیل می کرد و می گفت : همانطور که دولت پرولتاریا وجود دارد ، ما نیز می خواهیم دولت ملاتاریا تشکیل دهیم ، اینک شیفته ﺁزادی و نگران سلطان مستبد شدن بنی صدر بوده است !

ﺁیا ﺁن روز هادی غفاری که دسته چماقدار داشت و به شکار انسانها و شرکت در اعدام ﺁنها و خورد و برد اموال مردم مشغول بود، دم از ﺁزادی خواهی می زد و بنی صدر رفتاری داشت که چماقدار ﺁن روز را نگران مستبد شدن بنی صدر می کرد ؟ !

قول او از ابتدا تا انتها جعل است . تنها واقعیت موجود در قول او، تشکیل اجتماعی از اعضای جامعه روحانیت مبارز در مسجد سپهسالار برای اعلان حمایت خود از بنی صدر ، بعنوان نامزد ریاست جمهوری بود . جمعیتی نیز نبود . اعضای مخالف ( بهشتی و هاشمی رفسنجانی و باهنر و... ) نیز حاضر نبودند . چنین گفتگوئی نیز میان بنی صدر و هادی غفاری انجام نشد . هادی غفاری بیشتر از ﺁن به چماقداری و خشونت و مال بردن شهره بود که بتواند به خود اجازه این گستاخی را بدهد .

◄ غفاري تصريح كرد: «آن روز به خصوص كه بني‌صدر از ايران رفت به طور طبيعي اين امكان وجود داشت كه تماس‌هاي بني‌صدر براي هدايت اين ترورها همراه با منافقين بخشي از نيروهاي ما را از بين ببرد. به اين دليل همسر آقاي بني‌صدر را دستگير كردند و البته بسيار محترمانه و قانوني ايشان را بازداشت كردند. البته شهيد بهشتي هم با اين امر مخالفت كردند و ايشان هم آزاد شدند. »

1 – همسر بنی صدر را روز 30 خرداد، در خیابان مصدق ، هادی غفاری، هفت تیر بدست در حالی توقیف کرد که سر دسته چماقداران موتور سوار بود . خانم عذرا بنی صدر در خودرو برادر خود بود . خودرو را برادر او به سوی خانه خود می راند . کسی همسر بنی صدر را شناسائی کرد و هادی غفاری با تهدید به هفت تیر، او را ناگزیر از پیاده شدن از خود رو کرد و تحویل مأموران سرکوب داد به زندان ببرند.

و مهاجرت بنی صدر از ایران، در 7 مرداد انجام گرفته است . گستاخی بسیار در دروغ سازی می خواهد که تاریخ ها را این سان جا به جا کند .

2 - خود او، در زمان دستگیری عذرا بنی صدر، مدعی شده بود او تظاهرات را رهبری می کرده است و از باجه های مختلف تلفن با شهرها تماس می گرفته است و تحریک به تظاهرات می کرده است. بدیهی است ﺁن روز نیز دروغ می گفت .

3 – موسوی اردبیلی که ﺁن روز « دادستان کل » منصوب خمینی بود، مدعی شد همسر بنی صدر را بخاطر ﺁن گرفته بودند که بنی صدر ناگزیر شود خود را تسلیم کند .

ادعای این دو « روحانی » دروغ ساز و دروغگو ، کار دو عقل زورمدار است که نمی دانند بر زور پرستی خود اعتراف می کنند . زیرا برفرض که بنی صدر مقصر می بود،کدام شرع به ﺁنها اجازه می داد همسر وی را توقیف کنند برای ﺁنکه بنی صدررا تحت فشار قرار دهند ؟



* «حتی اعدام غیر اسلامی » بهشتی را عصبانی می کرده است و اعدام کننده خلخالی و او منصوب بنی صدر بوده است ! :



◄ سرحدی زاده گفته است : ایشان ( بهشتی ) رئیس دیوان عالی کشور بودند و طبیعی بود که حوادثی که در دستگاه قضائی و جامعه رخ می‌داد به ایشان منتقل می‌شد. روزی بنده را به دفتر خودشان احضار کردند و من دیدم که این شهید بزرگوار که هیچگاه دیده نمی‌شد از متانت خودشان خارج شوند. با همه محبتی که به من داشتند با عصبانیت و صدای لرزان نامه‌ای را که در دست داشتند به طرف من پرتاب کردند و گفتند این نامه را بخوان من واقعاً تعجب کردم که چه اتفاقی می‌تواند ایشان را آنقدر عصبانی کند

وی افزود: ماجرای نامه به این ترتیب بود که یکی از نگهبان‌های پزشکی قانونی برای شهید بهشتی نامه نوشته بود که در یک شب که من در اینجا نگهبان بودم از دادگاهی که مسئولیت آن با مرحوم آقای خلخالی بود چهار نفر اعدامی را برای ما فرستادند که آنجا بماند تا صبح ببرند و دفن کنند. این چهار جنازه را در سردخانه گذاشتیم نیمه‌های شب از محل نگهداری جنازه‌ها سر و صدایی آمد دیدم یکی از این اعدامی‌ها هنوز نیمه‌جان است و من به سرعت با آقای خلخالی تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم و آنها هم شبانه دو سه نفر را فرستادند، فرد نیمه‌جان را با تیر زدند و رفتند ما هم که در ترس و واهمه از آن مأمورین بودیم هیچ‌ عکس‌العملی نشان ندادیم. من بهت زده به آن نامه نگاه کردم و فهمیدم که حتی یک اعدام غیراسلامی چگونه ایشان را خشمگین ساخته است

سرحدی‌زاده در ادامه گفت: بعد از مدتی که از عصبانیت ایشان کاسته شد و من دیدم که می‌توانند آرام‌تر صحبت کنند به من گفتند فلانی من باید به این اوضاع خاتمه دهم من بساط این‌گونه دادگاه‌ها را جمع خواهم کرد و تو هم به سهم خود مسئولی و هرگز نباید اجازه رخداد چنین اتفاقاتی را بدهی. البته اختیارات من در آن زمان طوری نبود که بتوانم نفوذی در دستگاه آقای خلخالی داشته باشم نکته بسیار جالبی که باید در تاریخ کشورمان بماند این است که حکمی هم که به ایشان داده شده بود از ناحیه بنی‌صدر داده شده بود و به هر حال شهید بهشتی به کرات نسبت به وضع این دادگاه و نحوه عملکرد آن اظهار ناراحتی می‌کردند و این بار که چنین اتفاقی افتاده بود با ناراحتی و عصبانیت گفتند من بساط این دادگاه را برخواهم چید. کافی است که خداوند شاهد اصل نیت و دلیل حساسیت من باشد و دیگران هر فکری می‌خواهند بکنند.

1 – بهشتی برخلاف قانون اساسی از سوی خمینی به ریاست شورای عالی قضائی و ریاست دیوان کشور منصوب شده بود . اگر ادعای سرحدی زاده در باره بهشتی راست بود، او نمی باید این انتصاب را می پذیرفت . بخصوص که دبیر کل یک حزب بود و شغلی سیاسی او با مقام قضائی تضاد داشت .

2 - لاجوردی قصاب اوین را بهشتی نصب کرده بود . روزی در مجلس، خلخالی گفت : اگر من 550 نفر را اعدام کردم ، شما گله گله اعدام می کنید. گله گله اعدام کردن کار قصاب اوین ، منصوب بهشتی بود .

3 - عقل زورپرست نمی داند که گفته اش خود او و بهشتی را محکوم می کند : بهشتی از اعدام غیر اسلامی تنها خشمگین شده است . ﺁیا بعنوان رئیس شورایعالی قضائی اقدام به تعقیب جنایتکار کرده است؟ نه . با ﺁنکه بنا بر نص قرﺁن، کشتن یک تن کشتن تمامی انسانها است ، ﺁیا بهشتی ، در علن، حتی در یک مورد، از جمله موردی که سرحدی زاده نقل می کند، موضع گرفته است ؟ هرگز !

4 – توقیف فله ای روزنامه ها بدستور بهشتی ( بنا بر عبور از بحران هاشمی رفسنجانی ) بدون اطلاع لاجوردی و با امضای لاجوردی انجام گرفت . بنی صدر – همانطور که بطور مرتب به اعدامها اعتراض می کرد – به توقیف روزنامه ها نیز اعتراض کرد . خمینی بر ضد بنی صدر وارد عمل شد و مرحله ﺁخر کودتا انجام گرفت . احمد خمینی در جمع محارم خود از خط سوم سخن گفت و بهشتی را خائنی شمرد که می خواهد جای خمینی را بگیرد و باید اعدام شود . انفجار حزب جمهوری اسلامی همین اعدام نبود ؟

5 – دروغ شاخدار این دروغ ساز اینست : خلخالی با حکم بنی صدر منصوب شده و دست به جنایت می زده است . اما الف - بنا بر قانون اساسی ، رئیس جمهوری نمی توانست قاضی نصب کند . ب - شورایعالی قضائی قاضیها را عزل و نصب می کرد . ج – بهشتی کسی نبود که اگر مخالف قضاوت خلخالی بود، عمل نکند . در حقیقت، سرحدی زاده واقعیت را وارونه می کند : قرار بود خلخالی مبارزه با قاچاق مواد مخدر کند و به گرد قضاوت نچرخد . با مشاهده نخستین عمل قضائی او، بنی صدر اعتراض سخت کرد و او را برکنار کرد . منصوب شدنش را از سوی خود تکذیب کرد . خلخالی مدعی شد از سوی « امام » منصوب است . شب هنگام ، احمد خمینی و موسوی اردبیلی، دادستان کل دیوان کشور منصوب خمینی ، نزد بنی صدر رفتند و تا یک بعد از نیمه شب اصرار ورزیدند بنی صدر بگذارد خلخالی کار خود را ادامه دهد . بنی صدر نپذیرفت و گفت : جنایت کاری نیست که باید گذاشت کارش ادامه پیدا کند . خلخالی خود نیز در خاطرات خویش، دروغ سرحدی زاده را تکذیب کرده است .

خلخالی در خاطرات خود صفحه 319 نوشته است :بنی صدر با تمام وقاحت فریاد میزد: شکنجه در ایران از زمان شاه بدتر است. او قانون اساسی را قبول نداشت و ولایت فقیه را رد میکرد. ولی امام همه این نهادها را قبول کرده و مورد تایید قرار میداد .و در صفحه 350 ادامه میدهد. بنی صدر دست بردار نبود و در هر فرصتی اینجا و آنجا پشت سر ما حرف میزد. او از همان ابتدا میگفت که خلخالی قاتل است نه قاطع!اما امام امت خمینی کبیر بیان داشت که کارهای خلخالی در رابطه با تخریب مقبره پهلوی خیلی خوب و به جا بوده است.همین بیانات امام باعث شد دهان همه بسته شد.ودیگر کسی در این باره پشت سر ما حرف نزند وگرنه به این آسانی دست از سر ما بر نمیداشتند. بنی صدر گفته بود خلخالی تنها مامور بازداشت قاچاقچیان است و حق ندارد آنها را محاکمه کند.من استعفای خود را دادم و در رادیو پخش شد ومردم جلوی دفتر بنی صدر اجتماع کردند این حرکت باعث شد حاج احمد آقا با بنی صدر ملاقات کند و سرانجام تصمیم گرفته شد بنی صدر استعفای اینجانب را قبول نکند.

(دروغ میگوید , توضیح داده شد که بنی صدر نپذیرفت و در جواب گفت: جنایت کاری نیست که باید گذاشت کارش ادامه پیدا کند .)

وی در صفحه351 خاطراتش ادامه میدهد:ما هم با قدرت تمام مشغول کار شدیم و به محاکمه قاچاقچیان درجه یک پرداختیم و دمار از روزگار آنها در آوردیم . امام حکومت و قضاوت شرعیه را به اینجانب محول فرمود تا طبق ضوابط شرعی مجرمین طاغوتی را محاکمه و به جزای اعمالشان برسان.و چنین حکمی برای آقایان احمد جنتی و انواری و ربانی شیرازی هم صادر شد!



* ﺁیا در کودتای خرداد 60، دستجات چماقدار را نیز خمینی خود رهبری می کرده است ؟:



◄ هاشمی رفسنجانی در عبور از بحران گفته است : « عزل » بنی صدر بدستور خمینی بود و او بود که تأکید کرد کار بنی صدر را هرچه زودتر تمام کنید .

◄ سید سراج الدین میر دامادی قول فخرالدین حجازی را اینطور ﺁورده است :

: شاید کمتر کسی به اندازه من و میثم در آن ایام با استاد حجازی مأنوس و نزدیک بود. ما کتابخانه شخصی ایشان را برایش مرتب کردیم و مثل فرزندان ایشان شده بودیم. شبها از خاطراتش برای ما تعریف می کرد و از بی مهریهای روزگار گلایه می نمود. یکبار فخر الدین حجازی به ما گفت : ما آخرش نفهمیدیم این آقای بنی صدر ایراد کارش چه بود؟ آدم مسلمان و وطن پرستی بود اما این احمد آقای خمینی مرتب از من می خواست سخنرانی کنم و بنی صدر را بکوبم و من به دلیل علاقه زیادی که به امام و فرزند ایشان داشتم چنین می کردم اما هیچ وقت نفهمیدم چرا باید علیه بنی صدر سخنرانی می کردم. وی افزود : بنی صدر ایرادش این بود که زیر بار این آخوندها نمی رفت!

راستی اینست که ایراد بنی صدر این بود که وطن خود را دوست داشت و زیر بار ﺁخوندهائی که ریگان و بوش زد و بند محرمانه کرده بودند و در پی استقرار استبداد وابسته بودند نمی رفت . تحریک شدن فخرالدین حجازی توسط احمد خمینی بمعنای ﺁنست که غیر از مجلس ، تبلیغات ضد بنی صدر نیز از خانه خمینی رهبری می شد : ملاتاریا ، پاسداران ، مجلس ملاتاریا، دستگاه تبلیغاتی و حتی گروههای چماقدار تحت رهبری خمینی و دستیاران او برای کودتا بر ضد منتخب مردم ایران بکار افتادند .

◄ و هادی غفاری گرفته است :

« در راه پيمايي زير پل حافظ عليه آقاي بني‌صدر من هم حضور داشتم. جمعيت زيادي فرياد مي‌زد «غلط كرده بني‌صدر» و پاسدار من كه بي‌سيم داشت گفته امام (ره) شعار مردم را از طريق بي‌سيم شنيده‌اند و به شما گفته‌اند به مردم بگوييد با رييس‌جمهور مودب صحبت كنيد. امام(ره) در جلسه‌ي تنفيذ حكم هم گفتند كه اگر بني‌صدر به كار رياست‌جمهوري نمي‌آيد مي‌تواند در موارد ديگر استفاده شود. تاريخ ايران كم افرادي مانند امام (ره) به خود ديده است. »

بنا بر قول غفاری، 1 - دسته چماقدار او بی سیم داشته است . گروههای چماقدار در ﺁن روزها بی سیم داشتند و به ستاد کودتا متصل بودند . 2 - غفاری می گوید این ستاد، محل اقامت خمینی بوده است و شخص خمینی عملیات چماقداران را نیز رهبری می کرده است . اگر نه ، بی سیم در اتاق خمینی چه می کرده است که او شعارها را بشوند؟ 3 – خمینی می دانسته است دسته چماقدار به سرکردگی هادی غفاری در این محل است . اگر او رهبری چماقداران را خود بر عهده نداشت، از کجا می دانست غفاری در کجای شهر مأمور انجام وظیفه چماقداری است تا به او دستور بدهد از مردم بخواهد با رئیس جمهور مؤدب صحبت کنند ؟ این امر که در دفتر خمینی مرکز بی سیمی وجود می داشته و احمد خمینی و اعضای دفتر خمینی گروههای چماقدار را هدایت می کرده اند، محتمل است . ممکن است نزد خمینی نیز رفته و به او گفته باشند چماقداران چه نوع شعارهائی بر ضد منتخب مردم ایران می دهند و او نگران شده باشد که عملیات چماقداران و شعارهاشان خشم مردم را بر انگیزد . اما راست به نظر نمی رسد که بی سیم مرکزی در اتاق خمینی بوده و او خود چماقدارها را رهبری می کرده است . گرچه کواکبیان نیز می گوید در حضور خمینی شعار می داده اند یعنی او نیز تأیید می کند چماقداران با شخص خمینی سر و کار داشته اند، اما رهبری مستقیم چماقداران در نقاط مختلف شهر تهران توسط خمینی ، راست بنظر نمی رسد .

عقل قدرتمدار کذابی چون غفاری نمی تواند بفهمد که او با سخن خود، خمینی را سر دسته چماقداران می کند . مگر این که خواسته باشد بفهماند چماقداران نیز به دستور خمینی وارد عمل شده اند.

منبع: انقلاب اسلامی در هجرت : شماره 675 از 18 تا 31 تیر 1386

No comments: