دوست من و فاجعه
با درود بر تمامي دوستان دو سه روزي گرفتار بودم نتونستم چيزي
بنويسم .
دوست امريکائي بسيار نزديکي دارم که زنيست به نام ميشل اين
دوست در کار مارکتينگ است و براي بانکها و موسسات و کمپاني هاي
بزرگ کار تبليغاتي ميکند .
از اهالي لوئيزيانا ميباشد که به شهري که من هستم نقل مکان کرده
اينجا زندگي ولي مرتب به ايالات ديگر سفر ميکند .
متاسفانه در اين جريان طوفان هم پدر و هم برادرش را از دست داده
ديشب به خانه ام دعوتش کردم برايش غذائي پخته و تا دير وقت با هم
گفتگو کرديم از آنجا که تا روز جمعه يعني يک روز قبل از طوفان در
نيواورلئان بوده فکر کردم گفته هايش را برايتان بنويسم .
او گفت :
- شب جمعه با دو سه دوست به فرنچ کوارتر رفتيم و همه چيز بسيار
عادي بود مردم مينوشيدند و موزيک ٬همه جا حسابي شلوغ و پلوغ
بود حتي به يک بزرگداشت جاز رفتيم و از آنجا برايت اين سي دي را
خريدم ( برايم يک سي دي جاز آورده بود که وقتي بهم داد گفت شايد
اين از آخرين موزيک هاي جاز نيواورلئان باشد که قلبم فشرده شد )
به هر حال آنچنان همه چيز معمولي بود که من حتي نفهميدم قراره
طوفان بشه !!!!! روز بعد هنگامي که به فرودگاه ميرفتم به راه بندان
برخوردم و باز هم متوجه نشدم چه خبره هنگامي که با کلي تاخير
به فرودگاه نيواورلئان رسيدم يک ربع مانده بود به پرواز و به متصدي
گفتم خوب مهم نيست اگر نرسيدم با پرواز بعدي ميرم ولي او نگاهي
عجيب به من کرد و گفت - اگر اين پرواز را از دست بدهي ديگر براي
رفتن پروازي وجود نخواهد داشت و من احمق حتي نپرسيدم چرا؟
تنها هنگامي که با بدو بدو خود را به داخل هواپيما رساندم متوجه
شدم که قراره طوفان بياد و عده زيادي با بچه و سگ و گربه خود در
هواپيما بودند و همه بحث ها بر سر طوفان .
پدرم با دوست زن خود به نام تورا در شهري نزديک بيلوکسي زندگي
ميکردند که به آنها تلفن کردم و گفتم آنجا را ترک کنيد که پدرم گفت
- از تو چه پنهون من سالهاست که دوست دارم بميرم و اگر اين طوفان
لطفي به من کند و ببردم بسيار شکر گزارهستم !!!!!!
و اين گونه که از اخبار شنيده ام آن شهر کوچک در واقع تمام و کمال
ناپديد شده !!!!
به هر حال اين دوست من برادر معتادي هم داشته که او هم در خانه
مخروبه اي غرق شده .
يکي از چيزهاي اساسي که ميشل ميگفت اين بود که بيشتر کساني
که مرده اند فقير و سياه و معتاد بوده اند و شايد به همين دليل در
تخليه شهر قبل از طوفان سرعت عملي بکار برده نشده احتمالا
واشنگتن فکر کرده خوب اگه اينا مردن هم ميشه يه پاک سازي بي
درد سر !!!!!!!!
کما اينکه اکنون يکي از دردسرهاي ايالات مجاور لوئيزانا نه تنها مردمي
هستند که هيچ ندارند و آس و پاس هستند !!!! بلکه اين افراد اغلب
انسانهاي شريري هم هستند که در صورت اسکان دادن بعد تر ناامني
و کثافت کاري خواهند کرد !!!!!!!!
درخاتمه بايد از قدرت اين زن که دو عزيز را از دست داده براتون بگم که
عليرغم بسيار احساساتي بودند برخوردي بسيار منطقي با مرگ پدر
و برادر خود داشت و درجريان طوفان کلي از صاحب کارهاي او از هستي
ساقط شده اند که چشم انداز موقعيت مالي او هم حسابي تيره شده
است .
من اين گونه انسانها را همواره تحسين ميکنم . نانا
No comments:
Post a Comment