Tuesday, September 20, 2005

پرده بر افتاده !!!!!!!


هنگامي که آليور استون فيلم جي اف کندي را ساخت در امريکا
از طرف گروهي مورد حمله قرار گرفت که تو تاريخ را تحريف کرده اي
پاسخي که آليور استون داد اين بود :
- هنگامي که تاريخ به دروغ ارائه شود هر کسي اين حق را دارد که
آنرا به روايت خود بگويد .

به نظر من اين جمله بسيار پر معني و درستي بود و ما چيزي به نام
تاريخ مطلق نداريم و روايت تاريخ از نظرات گوناگون با هم فرق دارند
و اين تاريخ نگار است که از لابلاي پيچيدگي هاي تاريخ و روايت متفاوت
ميتواند اندکي از حقيقت ماجرائي را که گذشته روشن نمايد .

به هر حال به نظر ميرسد که من تيشه خود را بد جوري به ريشه عناصر
معلوم الحال اين وبلاگستان ميزده ام و باز هم چون پلنگ صورتي بدون
هيچ بده بستاني با شخصي يا اشخاصي خود را وارد تارهاي عنکبوتي
مشتي معلوم الحال !!!!! به نام وبلاگ نويسان جوان !!! و يا دانشجويان!!!
و يا اين خر و اون الاغ !!!!!!که هر يک به دليل مجاني بودن !!!! وبلاگ
سازي ده ها وبلاگ درست کرده و سخت به تفت دادن کس و شعرهاي
کاناليزه شده !!! در اين دنياي
مجازي مشغول بوده اند زده ام که حسابي دردشان گرفته !!!!!!

ايميلي از شخصي يا اشخاصي !!!! به نام پاگنده به دستم رسيده که
برايتان کپي ميکنم
تنها روي سخن خود را به اين شخص گردانده و ميگويم :
- دوست گرامي من با ظن خود و شواهد و مدارکي بسيار شما را احتمالا
به اشتباه يک فرد !!!!! فرض کرده و در وبلاگم مکررا راجع به شما بدون
هيچ رمز و رازي!!!! چيزهائي نوشته ام بسيار متاسفم که در اين ايميل
شما آنچنان خود را به خريت زده ايد که دم روباهتان کاملا از لابلاي
نوشته تان پيداست و خود را به رخ ميکشد !!!!!!!
چه کسي جز دوستان ابله دور و بر شما و باند شما باور ميکند که نام
شخصي را در يکي از پر هياهو ترين وبلاگ ها که وبلاگ من است بياورند
و آن شخص ( که از قضا بسيار فضول هم هست حداقل نوشته هاي قبلي
شما در وبلاگ براي فروشتان اين را نشان داده !!! منظورم فضول بودن
شما را !!!!) و او اصلا و ابدا مرا نخواند !!!!!!!!
به هر حال شما هرکي هستيد و تحت هر شرايطي که اين اي ميل را پس
از مدتها جار و جنجال براي من فرستاده ايد يک نکته را در آن حلقه گوش
تحت انقياد خود فرو کنيد

نانا براي خاطر گل روي اين گل و يا خار آن يکي نيست که مينويسد و پته ها
را روي آب ميريزد عمو جان..........
اگر اين گونه فکر ميکنيد زهي خيال باطل متاسفم که باند مافيائي شما را
يکي يکي از کون دار ميزنم !!!!!!
ميدانم شما سر دسته اين گروه لاشخور زن و مرد هستيد ولي هنوز خيلي
خيلي مانده که ناناي شکست ناپذير را حتي شماي پاگنده بتوانيد خفه کنيد
اساسا بايد تا حال متوجه اين نکته شده باشيد !!!!!!
شما تصور کرديد با فرستادن اين ايميل قائله مشتي الاغ به نام باند شما
پايان ميپذيرد بسيار اشتباه کرده ايد شما هم مرا نشناخته ايد !!!!!!!!
حرفه من باز کردن مشت رجاله هاست .
زين پس منتظر سخني از دهان نا پاک اين گروه مافيائي شما از کوچک و
بزرگ هستم که به همگي آنان و شماي سر دسته !!!وبلاگ نويسي همراه
با سخره را ياد دهم .
زندگي همواره به من ياد داده که آزادگي در انسانهائي که توان کشيدن بارش
را بر دوش ندارند متاعي بسيار بي ارزش است
و اين است علت سختي يافتن آزاده . نانا



From: "PaGondeh" Add to Address Book Add Mobile Alert
Yahoo! DomainKeys has confirmed that this message was sent by gmail.com. Learn more
To: "hamzad hamzad"
Subject: with the greatest respect
CC: "Peakovsky" , "Sofeia" , "Babaye Erfan" , "Mahshid Rasti"


خانم نانا

دوستی ای میلی زد که سبب شد پس از مدت ها به وبلاگ شما سربزنم و با گوشه ای از شیرین کاری های اخیرتان رو به رو شوم. این که شما در وبلاگتان چه می نویسید به من هیچ ربطی ندارد، وبلاگ هر کس از دید من مانند تفکرات تنهایی اش فقط مربوط خودش است و بس. این هم که شما گاه و بی گاه به بسیاری از دوستان من یا کسانی که گرامی اشان می دارم اهانت می کنید ، یا در باره ی غریبگان و آشنایان من به وهم دچار می شود هم بحثی ندارد. مبنای رابطه ی من با آنان ارتباط دوجانبه امان است نه گفتار و رفتار دیگران با هر یک از ما.


ولی دست کم یک انتظار می توانم از شما به عنوان یک انسان اندکی خردمند داشته باشم؟ من اگر بخواهم حرفی به "حسین درخشان" بزنم که نمی روم روی کاغذی بنویسم بگذارم اش توی کشوی میز کارم؛ به اش تلفن می کنم، یا ای میل می زنم به اش، یا توی پیام گیر وبلاگش می نویسم. هان؟ شما حرف هایتان خطاب به من را توی وبلاگتان می نویسید که من پیش تر هم به صراحت گفته ام نمی خوانم اش، بعد هم بر اساس رفتارهای بی خبرانه ی من و این و آن تفسیرهای فضایی می کنید! بیش ترین توجه به شخصیت "پاگنده" را در زندگی سه و اندی ساله اش تا به حال شما نشان داده اید، و دورترین شناخت را هم شما از او داشته اید. حتا پیام روشن و ساده ای مانند اعلام فروش وبلاگ را هم نگرفته اید و... بگذرم؛ اگر اهل التماس بودم تمنا می کردم دست مهرتان را از سر کچل و پاهای گنده ی بنده بردارید، اگر هم اندرز دهنده بودم پیشنهاد می کردم تصمیم بگیرید که سرانجام کمی بزرگ شوید، و یا اگر گمان می کنید به اندازه ی کافی بزرگ شده اید به پزشک دلسوزی مراجعه کنید، ولی چون اهل هیچ یک نیستم فقط یادآوری می کنم که کپی این نامه برای چند نفری که اخیرن مورد لطف شما قرار گرفته اند هم ارسال می شود، در مقام پوزش خواهی دیرهنگام من، به دلیل بی خبری از الطاف شما.

پ.ن. راستی، از میان دوستان کسی هست آدرس وبلاگ این همسر فرضی و با جربزه ی من در فرمانیه را داشته باشد؟ به هر حال ماهی را هر گاه از آب بگیری تازه است و آدم زن دار هم حیف است همسرش را -ولو فقط از سر کنج کاوی- نشناخته از دنیا برود

-- پاگنده --
DeleteReplyForwardSpamMove...



در ضمن اين هم آدرس يکي از هزاران وبلاگ سوفاطي پاترا که به شغل
شريف تحميق باند مافيائي !!!!! شما مشغول است
http://bitaraneh.blogspot.com/
تنها محض بي خبر !!!! از دنيا نرفتان !!!!!!!!

No comments: