Saturday, September 17, 2005

حيف و ميل زندگي !!!!!


ببين سوفاطي پاترا !!!!!!! بي خودي نه نه من غريبم در نيار
چسناله بيخودي هم نکن که واي ..واي ابرهاي تمام عالم در
دلم ميگريند !!!!!!!
دست بردار از اين همه مظلوم نمائي و
کس و شعر گوئي ....بيا يه نگاهي به خودت و عملکرد خودت
بکن اگه کور نيستي بذار فقط يه کوچولو از کثافت کاري هات رو
برات بنويسم .

درست زماني که هر کي سرش به کار خودش گرم بوده و با فايده
و يا بي فايده چيزهائي از شرايط اجتماعي و سياسي ما مينوشته
و بالاخره توي همين وبلاگستان کوچک زندگي جريان داشته !!!!!!
تو با چس ناله ها و خود محوريت هاي خود !! مرا به جرم اظهار
علاقه به يکي از نويسندگان وبلاگ که از فهم و شعوري برخوردار
بوده مورد کينه و انتقام جوئي خود قرار داده و چونان يک سگ گر
که گله اي را گر ميکند !!!!پاي کساني را به ميان کشيدي ( با همين
چس ناله ها) که در برخورد با من به خود گه زدند فقط به خاطر تو !!!
برايت نام آناني را گول ترا خورده و آلت دست انتقام جوئي تو الاغ
شدند مينويسم

مهشيد راستي
مهناز ويران
هاله سرزمين آفتاب
جي لندني
تمامي افرادي که در زوزه مرا سايکو آنالايز کردند
حتي اميد ميلاني
حقيقتا من نميدانم تو چند نفر را بر عليه من تنها به جرم اظهار
علاقه دوستانه به پاگنده شوراندي ولي ميبيني در آخر کار توئي
که گريه ميکني و تنها مانده اي !!!!!!
چرا نميخواهي که بفهمي که مشگل خودتي نه شوهرت يا من
يا کور و کر بودن همه !!!!!!!!!
بابا جان من- جواني نا سلامتي تحصيل کرده اي بنا بر ادعاي خود
مرفهي !!!!!! چرا اين همه نمايش و دروغ و تظاهر ؟ هان چرا ؟

برو يه چند روزي سفر تنها با خودت بشين خوب فکر کن انتقاد از
خود کن ( اگه شهامتي داري )
اين وبلاگ هاي کس و شعر و کثافتي را که يکي بعد از ديگري باز
کرده اي ببند يه وبلاگ درست کن که بدون تظاهر و دروغ و چسي
و خصلت هاي عقب مانده درش بنويسي از اطرافيانت و مردم
بنويس به مسائل و مشگلات مردم فکر کن از خودت بيرون بيا .
بهت قول ميدم بعد از مدتي ديگر در درونت گريه نخواهي کرد و
اگر اشکي هم از چشمانت بياد احتمالا براي مردم بدبختي است
که دور و برت ميبيني
نه براي خودت که در فرمانيه غم و غصه ات چراغ و مبل و دسته
خرهائي است که به اسم دکوراسيون تو خونه ات گذاشتي !!!!!
بابا جان من همه ما مورچه اي بيش نيستيم
و همه ما به هم محتاجيم

تنها ديکتاتورها هستند که اعتقادي به انسان و اجتماع ندارند و ميل
به قدرت آنان را فرا انسانها قرار ميدهد .
باور کن تمامي جهان- تو و مردي که تو را به حق طرد کرده نيستند
اگر چشمانت را باز کني دوست و خواهر و برادر و همسايه و بقال و
چغال و .....همه انسانند و رنج ميکشند چرا باري از دوش يک انسان
برنداري ؟ هان چرا ؟
آخر عزيز من رفتن نشستن توي کافه خاص و موکا و تارت !!! خوردن
و مشتي چرت و پرت و کس و شعر نوشتن و به حال خود اشگ ريختن
که نشد کار زن حسابي !!!!!!!!
به حرفهاي من توجه کن من دو سه پيراهن از تو بيشتر پاره کرده ام
بدت را نميخواهم
اگر با تو تندي کردم براي اين است که چشمانت را باز کني !!!!! باور
کن وگرنه تا روزي که بميري چشم بسته خواهي بود و احدي لازم
نيست زحمت بستن چشمت را هنگامي که نفس آخر را کشيدي به
خود بدهد !!!!!
زندگي هديه ايست که يک بار به انسان داده ميشود حيف و ميلش
نکن . نانا

No comments: