پرتقال کوکي ( قسمت دوم )
نويسنده در کتاب در جستجوي دايره تاريخي و نظم اخلاقي است
او در جستجوي معماي نا شناخته هاست
و براي کوبريک دنياي درون انسانها به همان اندازه با رمز و راز
ميباشد که دنياي بيروني .
و بر همين اساس و تز کاتوليک ها که ( بدي قاعده و خوبي يک
استثنا است ) او با نگاهي بسيار بيشتر به بحث و جدل تا تصويري
صرفا سينمائي به اين فيلم پرداخته .
و بطور کل کوبريک همواره با تحليل به چهار راه انتخاب و اتفاق ميرسد
و چگونگي رسيدن به هر دوي اين پديده ها که مستقيما به عمل آگاه
و ناخود آگاه انسان مرتبط است .
و در محدوده طرح يا تصادف او باور خود را به شکل اتحاد غير قابل تجزيه
انتخاب و اتفاق ميداند .
همچنان که در يکي از نخستين فيلم هايش به نام ( راه پيروزي) کلنل
دکس کاراکتر اصلي فيلم در لابيرنت هاي سياسي جنگ اول جهاني به
اين نتيجه ميرسد که در غياب يک انتخاب واقعي آن چه ميماند تظاهر
به رفتاري متمدنانه به شکل طبيعي !!! است که فانکشني ندارد .
کوبريک در ادويسه فضائي به ما نشان داد که در دوره غلبه ماشين
انسان تعهد و گمان خود را به مسائل اخلاقي از دست ميدهد و بنابر
تحليل برجس نويسنده کتاب پرتقال کوکي
عشق به تجاوز
عشق به زبان
عشق به زيبائي
به ماشين منتقل شده در حالي که وجدان انساني به خواب زمستاني
خود به قبل از دوره تکامل فرو رفته است .
کوبريک شخصيت الکس را اين گونه بيان ميکند
- او افسانه رواني انساني است که بدون هيچ حد و مرزي در محيط
طبيعي خود به دنيا آمده .
ببيننده نبايد او را دوست داشته باشد و بايد از او بترسد ولي به سرعت
خود را غرق شده در او و ديدن پديده ها از دريچه چشم او مييابد .
مشخصا نميتوان گفت که چرا بيننده چنين احساسي به الکس پيدا
ميکند ولي هرچه هست با هوش و صداقت ابتدائي او در ارتباط است
کاراکتر الکس چونان کاراکترهاي شيطاني شکسپير از شم و غريزه
عجيبي برخوردارند
و کساني هستند که عمل ميکنند بي آن که در باره عمل خود فکري
نمايند . نانا
No comments:
Post a Comment