رز باد !
واه ...واه ...واه که اگه من از مراسم اسکار ديشب ننويسم
ديگه کي ميخواد براتون واقعيت رو بنويسه ؟ هان کي ؟
به جون خودم يک کارخانه تمام و کمال به عنوان دنياي نمايش
را که هاليوود نام دارد براي دخالت در سياست و ثاثير گذاري
روي آن توسط کليمي ها اداره ميشود و اين گروه خوشگذران
و ثروتمند که زندگي برايشان دقيقا معني لجظه هاي زود گذر
حلقه فيلم معني ميدهد
دقيقا مانند شهر گناه و لذت و به مفهومي جهنمي و هري
کري آن تبديل شده
و اکثريت نود و پنج درصد فيلم هاي هاليوود براي تحميق
است و کنترل ذهن مردم
باز هم چون هر سال مشتي عروسک زن و عروسک مرد
در حالي که به وجدانم قسم بسياري از اين زنان که بلوند
بودند اغلب کپي ديگري بوده و همه به گونه تهوع آوري
زيبا و با بدني بي نقص و ماشيني بودند!!!!
مردان هم که از هر رقم که بگيري مشتي مرد جذاب
حال هر يک به نوعي و با لباس هاي قرتي پرتي در اين
مراسم :
خود گوزيم و خود خنديم
عجب مردان هنرمنديم !!!!!!!
شرکت داشتند .
از ميزان کس و شعرهائي در وصف يکديگر و به کار بردن
کلمه هائي چون بي نظير و شاهکار و عظيم و شماره يک
و ........که بگذرم
اين مادرجندگان به قدري از تاريخ هم به قول معروف عقب
هستند که اين روزه روز که کابينه بوش دارد کلي از حقوق
اوليه آنان را ميگيرد !!!! به جاي ساختن فيلمي از گه کاري
يک مادرجنده چون اين متعرضان به حقوق مردم !
جاکش ميرود راجع به مک کارتي فيلم ميسازد که مثلني
پيامي به مردم بدهد !!!!!!
خوب دستت دم مشگت مادرجنده چرا رک و راست تلفن هامون
رو گوش کردن رو ُُفيلم نميکني ؟
چرا تو سوراخ توالت نشستنمون و دونستن همين مادجنده ها
رو فيلم نميکني ؟
و رفتي سر مک کارتي پوسيده و گنديده شده جاکش ؟؟؟؟؟؟؟
و اما اين فيلم دو کابووي که عاشق شده اند و يکي دو باري
با هم خاک بر سري ميکنند
کارگردان الاغ اين فيلم ديالوگي از اولين جمله که از دهان يکي
از اين دو کاوبوي بيرون ميايد گذاشته که ميگويد :
- آي انت نو کوئير ......(يعني فکر نکن که من ابنه اي هستم
ها !!!!!!!)
عجب اين دو باي سکشواهاي خجولي بوده اند به مرگ التون جوني!!
به هرحال نشستند و براي هم کف زدند و هر يک گهي مودبانه و
با کلاس خورد و به هم تبريک گفتند و يه مشت اسباب بازي به هم
هديه دادند و آخرش هم رفتند تو اون ميهماني هائي که :
(من تو يکيش رفتم از طريق دوستي امريکائي و باري بود که همه گونه
مشروب و نوشابه سرو ميکرد وقتي به بار من گفتم :
يک کوک
منظورم کوکاکولا بود
جلويم بسته کوچکي کوکائين سفيد و خالص گذارد و از حيرت من
و نگاه عجيب من به بسته کوچک سفيد با معذرت خواهي بسته
را برداشت و جلويم يک ليوان کوک خنک گذاشت !!!!!!!)
و مانند ميهماني هاي برج بابل است شرکت کنند .
مردم هم پس از دور شدن اين سرزمين روياي قلابي فروش ..
تلويزيونها را خاموش کرده و احتمالا اکثريت به زشتي و زيبائي
لياسهاي زنان و يا لباس هاي مردان و گل و فکل و تنکه و شال
و غيرو پرداختند
بدون اين که به خود بگند خوب اين همه رنگ و روغن و شر و ور
با اين مخارج عظيم و با اين سر وصدا به اينان چي ياد داد و روي
اون حداقل دستمزد که زير خط فقر ميباشد چه تاثيري داشت ؟
در امريکا حساب رويا و واقعيات حسابي حسابي از هم جداست
و رويا تنها براي گذاردن مرهمي موقتي براي افراد است
وگرنه همه ميدانيم که هرکس هم که به روياش رسيد به قدري
دفورمه شده بود در راه رسيدن که براي خودش گهي شد بي
در و پيکر نمونه هم رندولف هرست
که روزنامه نگاري را در واقع در امريکا پايه گذاشت .
به هر حال اگر کسي موزيک شهرام شب پره و يا ليلا فروهر را
موزيک ايراني ميداند
همان فرد ميتواند هاليوود را سينما بنامد ........نانا
No comments:
Post a Comment