Monday, March 13, 2006

ديروز چه کردم ؟


با درود بر تمامي دوستان عزيزم صبح ديروز مانند هميشه که برنامه
استفناپليس را از اول تا آخر نگاه ميکنم جلوي تلويزيون نشستم و
برنامه او را ديدم و خيال داشتم بعد از پايان بيايم برايتان خبرها را
بنويسم .
ولي اتفاقي افتاد که تمامي برنامه ديروز مرا تغيير داد .
در برنامه استفناپليس يه بخش بسيار کوتاه و تکان دهنده بود که مرا
مدتي مبهوت کرد برايتان مينويسم

احتمالا تمامي شما آرت بوخوالد يکي از بزرگترين طنز پردازن معاصر
ما را ميشناسيد
متاسفانه اين مرد با استعداد و شعور و فهم مدتي است در بيمارستان
است و به دستگاه دياليز متصل که تازگي ها درخواست کرده که دستگاه
دياليز را قطع و او را ول کنند که ديگر ميخواهد برود
استفناپليس به بيمارستان رفته و در اين روزهاي آخر با او مصاحبه اي
انجام داده در اين مصاحبه از او پرسيد حال که ميخواهي بميري به من
بگو به خدا اعتقادي داري ؟
با خنده اي تلخ گفت :
- آري به خدا اعتقاد دارم ولي از تمامي نمايندگان روي زمينش متنفرم
سپس گفت هيچ لذتي بيش از دوست داشتن مردم نيست و در مدتي
که در بيمارستان بوده کسان بسياري برايش نامه فرستاده و به ديدنش
رفته اند
و با خنده اضافه کرد حتي از زني نامه اي داشته که برايش نوشته که
در جواني مدتي دوست دخترش بوده است و او حتي نام اين زن را در
نامه بياد نمياورد !!!!!!
به هر حال کل طرز تفکر و روحيه اش برايم اعجاب آور و افسون کننده بود

هنگامي که برنامه تمام شد دچار حالي بودم که نگو و نپرس !!!!
کامپيوتر را خاموش کرده و مايو و وسائل خود را برداشته و تصميم گرفتم
که به خودم يک روز استراحت و تفريح هديه بدهم .
در جنوب هوستون به فاصله رانندگي نيم ساعته جزيره اي است به نام
گلوستون که بسيار قديمي است و هنوز هم يکي از مهمترين بنادر
حساب ميشود و اين جزيره که با پل طولاني به خاک تگزاس وصل است
کاراکتري بسيار قديمي دارد و سال ۱۹۰۰ يک هرکين بسياري از
بخش هايش را زير آب برده ولي بعدتر با ساختمان سازي هاي کنار دريا
و هتل سازي اين جزيره را دوباره بازسازي کرده اند و حال بخشي کاملا
مدرن و بخشي بسيار کلاسيک دارد ساحل زيبائي هم براي شنا هست
و کلي رستوران و محل تفريح
يکي از ميليونرهاي نفتي که علاقه اي هم به پيشرفت داشته يک
مجموعه بزرگ و زيبا ساخته به نام -مودي گاردن - اين آقاي مودي در اين
مجموعه يک آکواريوم بزرگ ساخته يک نمايشگاه تروپيکال با پرنده ها و
پروانه هاي رنگارنگ درست کرده يک سينماي آي مکس درست کرده
يک رستوران بزرگ کنار آب با تراس هاي بزرگ ساخته و خلاصه که کلي
اين مجموعه براي مردم و توريست ها جالب است
به هر حال هوابهشتي بود و ترافيک جاده مناسب ظرف نيم ساعت به
کنار دريا رسيدم و ديدم بيا و ببين چه خبره بچه و بزرگ در آب و مشغول
شنا
ابتدا به ساحل رفته شناي مفصلي کردم و سپس روي شن ها دراز
کشيده و مدتها آفتاب گرفتم و از نسيم خنک و آفتاب حسابي لذت بردم
حدود ساعت چهار به مودي گاردن رفتم چون در روزنامه خوانده بودم که
اين مکان تعدادي پنگوئن به حيوانات خود اضافه کرده !!!
به مناسبت فيلم رژه پنگوئن ها
براي ديدن پنگوئن ها رفتم و اين دوستان بازمانده از دوره دايناسورها را
از نزديک حسابي ديده و به اعمالشان خيره شدم
جاي همه خالي عجب موجودات جالب و خنده داري هستند کلي کيف
کردم
سپس به ساحل برگشته و در تراس يک رستوران غذاهاي دريائي
نشسته و دستور غذا و آبجوي بشکه داده و از هوا و مردم و موزيک و
دريا و نسيم حسابي لذت بردم
در حين خوردن غذا از آنجا که به من نانا خوش شانس ميگويند !!! درست
درفسمت جلوي رستوران در زميني با سنگفرش هاي شبيه مرمر
ناگهان دم و دستگاه موزيک زنده را برقرار کرده و سه نوازنده از هاوائي
به همراه دو مرد جوان و دو زن جوان از هاوائي بساط موزيک و رقص
هاوائي برقرار کردند که من از تراس حين خوردن غذا به تمامي صحنه
از نزديک چشم انداز کامل داشتم و دو ساعتي شاهد رقص هاي
زيباي اين زنان و مردان شيرين و دوست داشتني بودم و شاهد برقراري
ارتباطشان با مردمي که گرد آمده بودند که تماشايشان کنند.

از بين اين مردم که ملغمه اي از خانواده هاي امريکائي سياه و سفيد و
امريکاي جنوبي ها و چشم بادامي ها و بگير و بروها بودند که با
بچه هاي خود و بزرگ و کوچک براي تفريح روز يکشنبه آمده بودند
را رقاصان عده اي را انتخاب ميکردند و وسط مياوردند و به آنان طرز
رقصيدن هاوائي را ياد ميدادند
حال فقط مجسم کنيد افراد بزرگ و کوچک و پير و بچه و کج و کوله اي
را که به وسط ميکشيدند و درچشمان بچه ها چه شادي موج ميزد و
خلاصه که خدمتتان عرض کنم
اگر ميخواهيد بدانيد که بيس رقص هاوائي چي هست برايتان ميگويم
ايستاده کمي زانوها را خم کنيد سپس کون خود را به سمت چپ و
بعد راست و عقب و جلو قر دهيد
اگر اين حرکات را به سرعت برق با موزيک انجام دهيد ميشود رقص
هاوائي و خلاص
در ساعت ده شب کوفته از اين همه خوش گذراني ديگر تصميم به
بازگشت گرفته و به دخمه خود باز گشتم .

خوب دوستان من به عنوان مادر همه شما
حتي از يک روز تفريح خود هم استفاده کرده و اين متني را که ميبينيد
نوشتم که در آن حداقل کلي اطلاعات برايتان دادم از جمله
آرت بوخوالد نازنين
جغرافياي گلوستون
ديدن پنگوئن ها
چگونگي رقص هاوائي
مگه نه ؟
واسه همينه که ميگن نانا مرده و زنده اش قيمتي است!!!!!
مگه نه بي حياها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا

No comments: