Monday, March 27, 2006

ميدوني زيتون عزيزم

من تو را بسيار دوست دارم زيرا از مردم ميدانم تو را
و بسيار اهل عمل
وقتي که با دقت و حوصله براي- اين قهرمانان بي نام و
نشان براي تنازع بقا در ايران- ميگذاري نشان از اين مردم
دوستي تو دارد
به همين دليل به تو افتخار ميکنم
ولي از آنجائي که من بالاخره خودم را هم که بکشم معلم
هستم
البته معلمي که با لغات بد !!! با شاگردان خود سخن ميگويم
حيفم آمد اشکالي در کارت را بهت ياد آوري نکنم عزيزم

نوشته اي :


من از نانا و شیوا خیلی چیز‌ها یاد گرفته‌ام.( گفتم: به غیر از توهین‌هایشان
که اصلا نمی‌خوانم. شیوا که فعلا اصلاح شده).


زيتون عزيزم هنگامي که مينويسي شيوا فعلا اصلاح شده !!!!! به ناصالحي
ما اشاره ميکني مگر نه ؟

تو ما را لازم به اصلاح ميداني و در مخيله ات اگرچه ما را دوست داري ولي
ما را دچار ضعف ميبيني
حداقل اين جمله تو اين را ميرساند

هنگامي که در گذشته برايتان نوشتم که ذهن خود را از پيش فرض ها خالي
کنيد و با نگاهي نو به پديده ها بنگريد
از جمله همين معني ادب و بي ادبي معناي عادي و غير عادي معناي
کورکت شده و غير کورکت شده !!!!!! بود
بايد بايد بايد ذهن خود را از پيش داوري هاي مفاهيم تخمي که جامعه بر
روي واژه ها نهاد خالي
وسپس از نو پرش کنيد

من و شيوا را از همين که هستيم قبول کن نه به اميد چيزي که روزي
با استانداردهاي تو بشويم !!! حاليته زيتونک عزيزم ....... نانا

No comments: