دنبالچه شجريان !!!!!!!
آه ...دوستان راجع به اون پست شجريان که نوشتم فراموش
کردم نکته اي را بنويسم ( البته از وحشت زياده گوئي بيهوده
چون هميشه !!!!!!!) و آن اين بود که يه وقت فکر نکنيد که اين
دوست من اگر واقعا چيزي را جائي ميدزديد !!!!! من صريحا و
رک و راست به شما نميگفتم ها ....! من نقطه نظراتم را راجع
به دزدي سپس تر برايتان خواهم نوشت .
بدبختانه اين دوست من به جز کون گشادي مشگل ديگري هم
داشت که کاملا از دست او خارج بود و آن گونه اي بيماري رواني
که بيمار مداوما مشغول جمع کردن و نگه داري هر خرت و خورتي
از جمله يک دگمه از لباسي پاره و کارت تبليغ لوله کش ميکنند و
بيچاره ها تمامي دور و بر خود را پر از چيزهاي به درنخور ميکنند
و خود در ميان آن غرق ميشوند مثلا اگر تميز باشند مداوما مشغول
گرد گيري صدها مجسمه کوچک تخمي که دور و برخود جمع کرده اند
ميگذرانند و يا اگر کثيف باشند تمامي اون خرت و خورتها را با تار عنکبوت
و گرد و خاک دور خود جمع کرده اند !!!!!!!!!!
اين افراد هيچ چيزي را دور نمي اندازند و اگر کسي به شکل کمک بخواهد
چيزي را با زور از آنان گرفته و به سطل زباله بسپارد ابتدا مقاومت نميکنند
ولي بعد تر آن را از سطل زباله خارج کرده و جائي پنهانش ميکنند .
متاسفانه من در زندگي چندين مورد زنده ديده ام و به دليل کنجکاوي آنان
را با زجر !!!!!! مصاحبت شان!!! زير نظر گرفته و شگفتي هاي اعجاب آوري
از اين ديفکت ذهني !!!! در همه مشترک ديده ام .
مورد اين دوست همين خلل بود بيچاره به دزدي هم متهم شد !!!!!! نانا
پ . ن . اونم از دهن کي ؟ از دهن خسروي خوبان و
شيرين دهنان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
No comments:
Post a Comment