Monday, December 26, 2005

همسايه !!!!


از يه رشتي پرسيدند: هواي رشت چطوره ؟
گفت :
- شش ماه از سال باران مياد .
گفتند : خوب شش ماه ديگه چي ؟
گفت :
- ي ا اک ...باروني مياد که نگو !!!!!!

خوب اين هوستون هم فکر کنم هنگامي که طبيعت براي مناطق
جغرافيائي داشت نوع هوا انتخاب ميکرد حوصله اش بن کل سر
رفت و گفت شش ماه بهشت شش ماه جهنم و السلام !!!!

بنابراين ما ساکنين اينجا شش ماه جهنمي را تنها به اميد آن شش
ماه بهشتي تحمل ميکنيم و مرتبا در حال رفت و بازگشت از بهشت
به جهنم به شکل سالانه هستيم !!!!!
در شش ماه بهشتي پائيز و زمستان تقريبا پنج ماهش را مردم با
تي شرت و شلوار کوتاه اين ور و اون ور ميروند و پنجره ها هميشه
باز است و نسيم خنکي ميوزد و شايد يک ماهي هوا
کمي لب ترش ميشود و شايد دو سه روزي به يکي دو درجه به زير
صفر ميرود !!!
واي که چشمتان روز بد نبيند اين سرما نديده هاي نديد بديد ديگه
قيامت ميکنند همه پالتو هاي پوست و گوسفند و شتر و چه ميدانم
چيزهائي که آلاسکائي ها ميپوشند ميپوشند و از همه خانه ها دود
بلاانقطاع شومينه بلند است که انگاري هر لحظه يکي يخ خواهد زد !!
و خلاصه که يک کولي بازي در مياورند که نگو .

همسايه اي بسيار مذهبي در خيابان کوچکي که خانه ام در آن واقع
شده دارم که تمامي خانه اش را چراغاني و چراغ آهو و و ستاره و ماه
کرده و يک مجسمه ثابت حضرت مريم سيماني و دو بز سيماني دارد
چند مدت پيش که ناگهان شلوغ پلوغي امکان يخ زدن برخاست که اي
مردم هوار لوله ها را امشب باز بگذاريد و کيسه هاي برقي به رختخواب
ببريد و واي و آي ....هنگامي که از جلوي خانه اش رد ميشدم متوجه
شدم که اين بيخود نيست که اين همه مذهبي است !!! زيرا حقيقتا
که خر است !!!! ميدانيد چه کرده بود ؟

تمامي بوته هاي گلهاي جلوي خانه اش را با پتو پوشانده بود و روي دو
بز سيماني هم به جان مادرم پتو کشيده بود !!! و روي کله حضرت مريم
سيماني هم پتو کشيده بود ولي از روي مراعات و احترام براي اين
حضرت مريم پتو را دور سرش پيچيده بود و گردالي صورت سيماني را
براي هوا خوري!!!! بيرون گذارده بود !!!!!!!!!! نانا

No comments: