Wednesday, December 07, 2005

نيما


نکو نشناخت انگاسي پسر را
بپرسيدش نشاني پدر را
کشيدش در بغل کاي نور ديده
منت باشم پدر و ز ره رسيده
بگرئيد آن پسر ابله تر از او
که : گر تو گم شوي اي باب دلجو
کسي نشناسدم در بين مردم
بمانم بي نشان و تا ابد گم !

No comments: