ترس ما
ديشب داشتم به کتاب حافظ يه نگاهي ميکردم که
شعري از او ديدم که با کمال تاسف نشان ميده که
ما ايراني ها هرگز کاري را با دل راحت نکرده و همواره
ترسيده ايم !!!!
چرا سرنوشت ما و ترس اين همه با هم گره خورده ؟
واقعا بايد يه روانشناس که تاريخ هم خوب ميدونه بياد
اين ترس هزاران ساله ما را بررسي کنه .
شعر اين است :
بيار باده و اول به دست حافظ ده
به شرط آنکه ز مجلس سخن بدر نرود !!!!!!!!!
خوردن مي که انسانها را حساس و لطيف ميکنه و
ميتواند موهبتي باشد با ترس و وحشت !!!!!!!! نانا
No comments:
Post a Comment