Wednesday, April 20, 2005

کنسرت غم

امروز رفته بودم بقالي ايراني عربي برنج بخرم
يه اطاقک کوچولو هم داره که سي دي ميفروشه
وقتي از کنارش رد ميشدم ديدم يه سي دي که
روش نوشته ( همنوا با بم ) که کنسرت شجريان
و عليزاده در ايران براي کمک به زلزله زدگان بم بود
است خوب طبعا خريدمش .
به خونه آوردم و در دستگاه سي دي گذاشتم و
هر کار کردم نخوند به فکرم رسيد شايد دي وي
دي باشه !!!!! که درست بود .
اين دي وي دي با ماجراهاي پيش از برنامه و بعد
مصاحبه هاي کوتاهي با مردم و بعد کنسرت بود
نميدونم شماها ديده ايد يا نه به هر حال براي آن
افرادي که نديده اند مينويسم .

به شدت روي من تاثير گذاشت اولا که مردم چه
استقبالي کرده بودند و چه باعث تاسف که همه
نتوانستند اين برنامه را ببينند خود شجريان در انتها
وقتي ازش پرسيدن باز هم کنسرت ميگذاري يا نه ؟
گفت :
- نه ترجيح ميدهم براي ايراني هاي خارج از کشور
برنامه اجرا کنم زيرا براي اجرا کنسرت در ايران
بيچاره مان ميکنند و هنگامي که مجوز ميدهند ما تمامي
توان خود را از دست داده ايم .
و گاهي هم دو سه روز بعد از اجراي کنسرت تازه مجوز
ميرسد !!!!!!!!
شروع کنسرت با فيلمي از خرابي هاي بم بود و بر روي
آن صداي شجريان که بسيار حزن انگيز خطاب به مردم
از اين مصيبت سخن گفت و در تک تک کلمات و لحن سخن
گفتنش بي اعتنائي کامل به رژيم و بخشا گوشه و کنايه و
اين که مردم ما بايد با عشق و دوستي دست به دست هم
داده و شراره هائي که ميسوزندمان را خاموش کنند .
فضاي بسيار عجيبي بود و در حين اجراي برنامه هر بار دوربين
روي چهره زني افتاد زني را در حال گريه نشان ميداد.
با خود فکر کردم چه بغضي در وجود اين ملت پنهان است واي
به روزي که اين بغض بترکد حتي تصورش لرزه بر اندام من
مي اندازد .
بگذاريد برايتان دريافتي را که خود کردم که بغض گلويم را گرفت
بگويم . ناگهان احساس کردم اين تنهائي و مظلوميت يک ملت را
هيچ فيلم دکومانتري يا خطيبي نميتوانست به اين شکل که از
کل ديدن اين کنسرت و ماجراهاي کناري اتفاق افتاد نشان دهد .
وه که چه تنهائيم و ستم ديده همگي ما مردم .
کي خورشيد ما ميدمد؟ کي؟ نانا

No comments: