به زيستن باز آمد آن مغني با چنگ ساز کرده
دروازه بلا را بر عشق باز کرده
بازار يوسفان را از حسن برشکسته
دکان شکرانرا يک يک فراز کرده
خود کشته عاشقان را در خونشان نشسته
وان گاه بر جنازه هر يک نماز کرده
از بس که نوح عشقت چون نوح نوحه دارد
کشتي جان ما را درياي راز کرده
No comments:
Post a Comment