U2
يکي دوسالي پيش گروه موزيک U2 به دانشگاه
تکزاس براي انجام کنسرتي آمده بود .
نظر به مترقي بودن اين گروه بليطي خريده ه به آنجا رفتم .
خوب خودتون ميتونيد تصور کنيد که چه خبر بود .
به هر حال هنگامي که Bono مشغول خواندن آهنگ يکشنبه
يکشنبه خونين بود پس از شروع آهنگ در آغاز ناگهان به شکل
دکلمه گفت :
بگذاريد چيزي را برايتان بگويم :
برام ديگه بسه از اين ايرلندي امريکائي هائي که بيست سال
است در کشورشون نبوده اند وحال ميان پيش من و راجع به
مقاومت و انقلاب در ايرلند ميگويند !!!!!!!
و راجع به شکوه انقلاب !!!! و مردن باشکوه !!!!! براي انقلاب!!!
حرف ميزنن .
Fuck the Revolution ( انقلاب را گائيدم ) اينا راجع به شکوه کشتن
براي انقلاب حرف ميزنن!!!!!!
شکوه چي ؟ يک مرد را از رختخوابش بيرون ميکشند و در برابر چشم
زن و بچه اش به گلوله ميبندد !!!!!
چه شکوهي در اين است ؟
چه شکوهي در بمب گذاري روز خاطره مردگان است !!!!!!!
هان چه شکوهي در اين است ؟ که مردم را بکشيد يا مفلوج براي
تمام عمر کنيد يا دفن شده زير خروارها خاک که بمب ايجاد کرده !!!!
و نام آن را شکوه انقلاب نهيد !!!!!!!
وقتي که اکثريت ملت من اين خشونت را نمي خواهند .
no more , no more کافيست کافيست کشتن .
و بعد به باقي کنسرت پرداخت در حالي که اشگ از چشمهاي من و
بسياري از دانشجويان چون باران ميريخت .
اينها هم از وجدانهاي بيدار بشريت هستند . نانا
No comments:
Post a Comment