Tuesday, April 11, 2006

سخني با دوستان

دوستان عزيزم ديگر شکي براي من باقي نمانده که عده اي از
شما مرا دوست داشته و طالب شنيدن سخنان- بي ادبانه ام -
هستيد
شايد کرمي ريخته و ديگر حرف بد نزنم و همگي را در خماري باقي
بگذارم !!!!!!!!

بيخودي خوشحال نشين مامانم بهم ياد داده که ز گهواره تا گور
بي ادب باش که فضيلت هاست در بي ادبي

به هر حال ميخواهم به دوستان عزيزم افتخار در نظر گرفتن سليقه
خصوصي شان را بدهم با حق انتخابي !!!!!

اسد عليمحمدي مابقي کس و شعرهاي مهدي جامي را نوشته
و عکس ديگري از اين مرد -فکر ميکند که خوش تيپ است -گذارده
که به مرگ مادرم اينبار در همان محل نيم رخ شده است انگاري که
در آتليه يک عکاس است !!!!!!!
به قدري اين عکس خنده دار و رقت آور بود که دلم برايش سوخت
و بهمين دليل تحليل خود را براي بخش دوي مصاحبه !!!!! به تصميم
شما ميگذارم
يعني اگر حتي پنج نفر در وبلاگ ديگرم پيام بگذارند که بشکاف و
جر بده يارو را !!!!!! معطل نکرده و ميرم سر شکافتن و جر دادن
ولي اگر کمتر از پنج نفر خواهان باشند به جان عزيزتان زورم مياد
برم سر اين الاغ کچل که به جاي موي کله احتمالا موهاي زير
بغلش تا دم زانويش است
و موهاي دور و بر هرچي ندبتر خود را توي جورابهايش مخفي و
جاي سازي ميکند و به اين ور و آن ور ميرود براي همين است که
قيافه اش اين همه يبسسسس است !!!! نانا

No comments: