Thursday, April 27, 2006

پسري از شهرنوخانه !!!!!!



سعيد مادرجنده ممتيک خل و چل اعظم مشتي رجاله باز هم رفته و
کاسه اي از گه دخو و کاسه اي از گه آريا خورده که برايتان شکافي
ميدهم

بخشي از نوشته ات را تکه تکه پاسخ ميدهم قرمساق


(( و اضافه کنم که خاک بر سر اون آریا که بجای درافتادن با من بسراغ
اسلامستیزانی نمیرود که به حیات دین آخوندیک و فلسفه اش اتفاقا
رونق میبخشند))


خوب مادرجنده از بالاخانه کاملا خالي کپکي اخوند جاکش تو مگر چه
خري هستي که آريا اساسا با تو تفاله که سر پيري و معرکه گيري
تازه خود را به نشان جيمي تارزاني که کوني هم هست يعني اميد
مادرجنده ميلاني مفتخر کرده اي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به والله اين اواخر تو يا دربان پيامگير جنده خانه مهشيد بوده اي و يا
جيمي ميمون اميد بچه کون که برايش اونجا خوش خدمتي ميکني
ما اين دو تصوير را از تو داريم به همين دليل است که امثال دخوي
گرامي پاسخ ترا نميدهند
خوب دربان جنده خانه و انتر يک لوطي کوني شدن که افتخاري نيست
و اساسا وجودي نداري که آريا وقتش را سر تو تلف کند !!!!!!!!!

و اما ريدم به تو و اميد و کل اسلامي هائي که مثلني به اسلام رونق
ميبخشند
اين بوي گند دهان و جورابهاي حمقي جون و رهبر براي شما رايخه
عطر بهشتي است براي باقي ايراني ها فقط و فقط بوي گهي است
که در فضا پخش است


((با اینگونه ناشیبازیهای دخوئی/یحیوی! آخه جدا
مسخره نیست که مشتی ادیب و قاضی و اسطوره چی بخوان به من
منطق و ریاضی و فیزیک و زیست زبان دان (البته بفراخور استعداد و
میزان تحصیلات و مطالعات شخص خودم ازین رشته ها)))


اي من شاشيدم به اين سطح و ميزان تحصيلات تو که به دليل در کونت
تپاندن در حين تدريس در حوزه قلميه عم تبديل به يک مشت تيک رواني
در هفت سوراخت و بهمراه آن روان پريشي و چرت و پرت گوئي شده
است مادرقحبه
باز که گهي از کون دخو و امير يحيا خوردي که ؟
مگر نگفتم تو حتي لياقت ليسيدن ماتحت اينان را نداري ؟
مگر نگفتم که تنها لياقت ليسيدن از کون پاره اميد مادرجنده را داري ؟
پس چرا گوش نميکني کفتار ؟




(( یاد بدن که مثلا چی جوری آیات قرآن را همچون گزاره های اتمی بذارم
جلویم و به طور تحلیلی پنبه نا انسجامیهای ذاتیش و بطریق ترکیبی
فاتحه محتوای صدق آنها را خوانده و بدینترتیب نقد بکنم؟!!! خوب من و
امید اگه بخواهیم ازین هنرنمائیهای بیهوده روی قرآن و رواه و احادیث
بکنیم اونقوت شما مشت ادیب و بیسوات وبلاگاتونو باید بروید تخته
بکنید درشو!!! ))


ببين مادرجنده الاغ اين همه علم و دانشي که تو داري چرا هرگز گهي
از آب در نيامدي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به والله الاغ تر از توهاش همه اکنون با يه انکهت و والبصار و التخم الدين
بازي ها دارن همه حسابي مردم ايران را ميچاپند

نکنه تو از اون خواجه هائي هستي که موقع عيش و نوش اربابان تو راهروهاي
قصر قدم رو ميرفته که مثلني کسي به کون پسر صاحب قصر نگاه کجي
نکنه ؟
که در اين صورت هم بيکاره و بيعاره اي به مرگ خودت !!!!!
چون اين پسر اربابت اساسا ماهيت وجوديش کون دادن است
پس ميبني تنها لانه امن و مفرت هم که خانه يک بچه کوني است برايت
جهنمي شده است ول کن برو سر شيمي تراپيت مادرقحبه پات لب
گوره و هنوز از گه مفت خوردن دست بر نميداري

من که ميگم درست عين تو که سرطان حتي تو پاشنه پات هم رسوخ
کرده ها اين رژيم محبوبت هم درست به پوسيدگي خودت است يه نگاه
در آينه به خودت بکن
يه لحظه کون پاره اميد مادرجنده شهرنوخانه ( بر وزن يتيم خانه . نانا) را
در نظر مجسم کن
و به شتاب برو سرت را بذار زمين و بمير . نانا

No comments: