هژي چي چي ؟
بسيار خوب براي وقت کشي مشتي پاسخ براي معروفه وبلاگستان
مهشيد دارم که چس ناله اي کرده !!!!!!!!
پس از خبر باجي اعظمي که آي بيائيد برايش کاري کنيم رفته سر منبر
و چنين ريده :
((بچه ها متشکریم :((
اول گلناز و بعد مریم ، بعدی کیست ؟... پروژه هموژن سازی وبلاگستان
وارد عمل شد و دارد به بار مینشیند . تسلیت به وبلاگستان و تبریک به
تمام دوستانی که تمام هم و غم خود را در جهت هموژنی این شهرک
مجازی سازمان دادند. تمام دوستانی که شایعه پراکنی میکنند ، و شب
و روز وقت و همت خود را در جهت ناک اوت کردن اندیشه میکنند تا
جهانی همگون تر داشته باشند...
اقداماتتان مثمر ثمر واقع شد دوستان، مسلما اگر بر علیه جمهوری
اسلامی حرکتی میکردید اینقدر سریع نتیجه نمیگرفتید. تبریک :((
بسيار خوب مادرجنده رفتن گلناز و مريم را چرا به اندکي تفکر راجع
به مرداب گهي که با تو در آن دست و پا ميزده اند نميبيني و نميدونم
هژي چي چي مينامي مادرجنده دندان طلا هان چرا ؟
دوما تو مادرجنده مامور دادستاني که خوب با پروژه و کليد خوردن و اين
ترم هاي اطلاعاتي از نزديک کار کرده اي چرا مشتي وبلاگ نويس را که
سطح شعورشان از تو نه نه ان بالاتر است و منطقي سرشان ميشود
و ان و گه هائي چون تو و دخترانت را بايکوت کرده اند
شرکت کنندگان در پروژه ميبيني و به آنان توهين ميکني !!!! هان چرا؟
خوب مادرجنده کسي جز من براي تو شايعه پراکني نکرد و کمر به کار
تو را ساختن نبست و آن را هم که از لحظه شروع قبل از رفتنم از هوستون
به دليل هرکين برايت اعلام نموده و تا آخرش رفتم همانطور که اکنون
شاهدي .
ولي من اين کلمه انديشه را که مثلني براي خودت بکار برده اي خوب
درک نکردم منظورت انديشه خودت است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از کي تا حال تو صاحب انديشه شدي والله تا جائي که من شاهد بوده ام
تو يک دهان گشاد بودي که به مشتي روده و يه مقعد ختم ميشد و
والسلام
ولي ميخواهم بعد از همه اين حرفها به تو چيزي بگويم
بيا اساسا فرض کنم که بين من و عده اي از وبلاگ نويسان توطئه اي براي
خراب کردن تو وجود داشت مثلني !!!!!!!
خوب کي ميگه هميشه شعبون
ما گفتم خوب يه دفعه هم ما يعني رمضون ها
مادرجنده اشرف پهلوي من از روزي که به اين وبلاگستان بصورت کامنت نويس
وارد شما شهرنوئي ديدم که تو اداره ميکردي با وقاحت هر خانم رئيس
بازنشسته کهنه کار و با کمک از مشتي دخترانت وجشتي بين وبلاگ نويسان
بدبخت که از بد حادثه مجبور به اجاره خانه در خيابان قزوين شده بودند ايجاد
کرده بودي که نگو و نپرس
ماجراي کثافت کاري تو را اولين بار کنجکاو در پيامگير حسن آقا برايم به شکل
سمبوليک نوشت که باعث شد آن نامه را بنويسي و با پاهاي نکبت کثافتت
به درون دام من بيائي
مادرجنده تمامي کساني که ترا بايکوت کرده اند شاهد تمامي بازي هاي تو
در اين سالها بوده اند
روزي برايت نوشتم اگر من تکه اي گه را چون کلاه ايوسن لوران روي کله
تو ميگذارم و تو تظاهر ميکني که نمي بيني مهم نيست
مهم اين است که باقي مردم که ميبينند
تو رجاله چه بساطتت را جمع کني و چون گلناز و مريم بروي يا بماني فرقي
براي کسي نميکند
زيرا تو هم چون جانيان اسلامي مرده اي . نانا
No comments:
Post a Comment