Tuesday, April 04, 2006

حافظ

زدلبري نتوان لاف زد بآساني
هزار نکته درين کار هست تا داني

بجز شکر دهني مايه هاست خوبي را
بخاتمي نتوان زد دم سليماني

هزار سلطنت دلبري بدان نرسد
که در دلي به هنر خويش را بگنجاني

چه گردها که برانگيختي ز هستي من
مباد خسته سمندت که تيز ميراني

بهم نشيني رندان سري فرود آور
که گنجهاست درين بي سري و ساماني

بيار باده رنگين که يک حکايت راست
بگويم و نکنم رخنه در مسلماني

بخاک پاي صبوحي کنان که تا من مست
ستاده بر در ميخانه ام بدرباني

بهيچ زاهد ظاهر پرست نگذشتم
که زير خرقه نه زنار داشت پنهاني

No comments: