شام آخر !!!!
واي بچه ها تو پيامگير اون يکي وبلاگم وقتي داشتم پاسخ
شخصي را ديروز ميدادم ياد يک ماجرائي از سنت شکني
خود افتادم که خيلي فکر کنم خنده دار است
گفتم مفصلش را برايتان بنويسم .
دقيقا نميدانم چند ساله بودم ولي خاطرم هست که يک سالي
ناگهان تب گوبلن و گوبلن دوزي سراسر ايران را فرا گرفت !!!!!
تمامي دختران طبقه متوسط و حتي تهي دست به کوچه مهران
ميرفتند و مشتي نخ گلدوزي و يک نقاشي يا اثر هنري معروف
و غير معروف سوراخ سوراخ را گرفته به خانه ها برگشته و با
تعمق فراوان و از دست دادن بخشي بينائي به دليل خيره شدن
مدام به چيزي
يک گلدوزي تخمي مثلني از روي شقايق هاي مونه ميشد که
قاب کرده به در و ديوار خانه ميزدند !!!!!! و از همه خنده دار تر
اين بود که براي هم قاب کرده هديه ميآوردند و در خانه هر کسي
دو سه تا از هنر باسمه اي تخمي به معني مطلق ٬دو سه تائي
يادگاري از دوستان بود
که وقتي بعضي به آنها از روي عين العيش نصف العيش !!!!!
نگاه ميکردند صاحبخانه که نامش مثلني زري بود ميگفت :
اين کار نسرينه - اين کار سوسنه - اينم کار شهلا !!!!!!!! در
واقع نمايشگاه هر يک خانه ديگري بود و رقابتي شديد در سطح
درياي هميشه آرام زندگي طبقه مادرجنده متوسط !!! امواجي
به وجود آورده بود
در چنين موقعيتي تابستاني من هم يک عدد گوبلن شام آخر
مسيح ( هميشه هندوانه بزرگ بر ميداشتم !!!!!) خريده و با
باقي وسائل به خانه بردم که در طول تابستان حسابي بر آن
هنر فشاني کنم
بسيار با اکراه روزهاي اول شروع کردم با کس و شعرهائي که
راهنما ميگويد ولي بسيار سريع حوصله ام سررفت و يه راست
سرم و پائين انداختم و رفتم تو روش خودم!!!!!
تصميم گرفتم برينم به تابلوي شام آخر اين مرتيک مادرجنده
عيسي و باقي قضايا
با گره هائي بسيار تعمدي کت و کلفت تابلوي شام آخر را تبديل
به يک تابلوي شام معمولي که عده اي مست و لات و لوت در
کافه اي نشسته و مشغول خوردن و الواتي و خواندن و انگشت
به کون گارسونه ها رساندن کردم
دستي که روي ميز بود را بهش يک فنجان شراب سر پر دادم
عده اي را خوابيده از مستي با دهانهاي باز کردم
خود مسيح را شراب خواره اي که شراب قرمز از هرجاي بدنش
روان است و با دهان باز ميخواند کردم
يک حواري را در حال بالا آوردن کردم و قس عليهذا
خلاصه کلام شام آخر مسيح را بنا به روش اون فليني روانش
شاد تبديل به يک مجلس ساتريکوني کرده و آنرا اطو کرده روي
ميز مادرم و پدرم گذارده و نوشتم :
هنر يک تام بوي با لي س !!!!!!!!!!!! نانا
No comments:
Post a Comment