Sunday, April 30, 2006

بيزاري هاي من !!!!!!


دوستان عزيزم با درود بر همگي شما
مث يک بچه خوب کارهام را کردم و يه ليوان شراب براي خودم ريختم
و اومدم يه جاهائي رو چک کردم و گفتم که براتون يه کمي حرف بزنم
ميدونم عده اي از شما الان خوشحال ميشيد که من ميخوام حرف
بزنم
منم براي همون شماها حرف ميزنم به جان خودم !!!!!

به هر حال ميخوام بهتون بگم که من از دهاتي و دهاتي جمعيت خيلي
بدم مياد
هميشه هم بدم ميامده
هرگز ده و رسم و رسوماتشون و اينا برام مثلني نوستالژي که براي
بعضي ها هست نبوده
اين بيزاري از دهات و دهاتي گري به اندازه است که من از حتي مثلني
سيما بينا که آهنگهاي محلي ميخونه هم بيزارم و به طور کلي تحمل
حتي شنيدن يک موزيک فولک را هم ندارم
تنها موزيک فولکي که دوست دارم مال ناپل است که به آهنگهاي ناپوليتن
مشهوره و از دم عاشقانه است و از دريا و آسمان و آفتاب و عشق و اينا
حرف ميزنه .
از دهاتي ها بدم مياد براي قناعتشون براي مردرندي شون براي بي ادبي شون
براي ساده لوحيشون و خلاصه که به عنوان يک زن شهر وند مدرن اصلا و
ابدا حال وحوصله نحوه زندگي قرون وسطي را که اينان دارند ندارم.
و از آن بدتر اين نحوه زندگي به همان عقب ماندگي قرون وسطي است برايم

خوب احتمالا اغلب آدم ها با بک راند دهاتي ممکنه از اين حرفهاي من ناراحت
بشن ولي من واقعيتش را ميگويم

ابدا و اصلا حوصله اين فيلم تخمي هاي سالهاي سال ايران را که يه مشت
بدبخت بيچاره و اغلب دهاتي درست شبيه خود رژيم مادرجندگان اسلامي !!!
عز و جز و چس ناله ميکردند ندارم
الان حتي تعجب ميکنم من چطور قادر به خواندن کليدر و جاي خالي سلوچ
و اين کتابها بوده ام در جواني !!!!!!!

خلاصه کلام برام اينه که درسته که دلم به شدت به بدبخت ها ميسوزه ولي
اين بدبخت ها هم برام دو دسته هستند من دلم براي بدبختهاي شهر وند
ميسوزه وبس

از هرچي گري گوري مذهبي بيسواد دهاتي است بيزارم
بخصوص که اين بيست و هفت سال گذشته بد جوري حساب هرچي
شهر وند و مدرنيزم و انسان مدرن بود رو رسيدند و آخ هم نگفتند !!!!!!!

خوب مادر قحبه ها شاشيدم به اون ريشه دهاتيتون و مذهبتون و خرافاتتون
و سنتهاتون که همش متعلق به دهات بوده و با زور به شهرها چپوندينش
شاشيدم به او ن کثافاتي که از ريش و صورت و بوي گند و سليقه اني و گهي
اسلامي با اون دگمه بالاي يقه و انگشترهاي عقيقتون که بسياري از
شهر وندها را هم مثل خوداتون کرديد
از ريختتون و بوي گندتون و بي ادبي و بي تمدني تون و رجاله بودنتون که
ظاهر و باطن يکي يعني نکبتتون نشون ميده بيزارم
آرزوي مرگ تمامي شما که از اين رژيم هستيد و يا به آن کمک ميکنيد را
دارم و اگر پوش .. کام ...تو ..شاو !!!عده اي از شما را خودم با دست خودم
خواهم کشت
شاشيدم به اون تساهل و تامل شما اصلاح طلبان مادرجنده که خشم يک
ملت را در سينه خفه کرده و همگي را سترون کرديد

فقط به اندازه اي زنده باشم که نابودي تمامي شما را ببينم همين ....نانا

No comments: