Thursday, March 10, 2005


به يکتا


خوبي جمله شاهدان مات شد و کساد شد
چـــــون بنمود ذره اي خـــــوبي بي کران تو

باز بديد چشم ما آنچ نديد چشم کس
باز رسيد پير ما بيخود و سر گران تـــو

مشرق و مغرب ار روم ور سوي آسمان شوم
نيست نشــــان زنــــــــدگي تا نرسد نشان تو

صبر پريد از دلم عقل گريخت از سرم
تا بکجا کشد مرا مستي بي امان تو
مولوي

No comments: