لعنتي ها
براي فيلم لعنتي ها ويسکونتي شديدترين نوع انتقاد اشتباه
را آماج قرار گرفت .
زيرا منقدين ايده معرفي پوسيدگي را با علاقه او به ادامه آن
اشتباه گرفتند !!!
داستان لعنتي ها موضوعي به شدت پيچيده است .
کل ماجرا انحلال خاندان فن اشنباخ در دهه سي ميباشد .
کل فاميل مجموعه اي از ناجورها - قدرت طلب ها و فاسدها
ميباشند .
بارون حواخيم فن اشنباخ که سرکرده آنان است به دست مدير
داخلي کارخانه آّهن خود به نام فردريک بورکمان که با زن او
بارونس سوفي رابطه عشقي و جنسي دارد کشته ميشود .
پسر بارونس که مارتين نام دارد و وارث کارخانه آهن ميباشد توسط
مادر خود و معشوق او با دغل کاري مجاب ميشود که کل ثروت خود
را براي کمک به نازي ها در اختيار آنان بگذارد.
پسر بزرگ بارون به نام کنستانتين که حالا يکي از افسران برجسته
نازي است مخالف دادن ثروت خانواده به هيتلر براي اهداف نازي ها
ميباشد که به توطئه معشوق مادر يا همان فردريک کشته ميشود
در نهايت مارتين جوان کليه دغل کاريهاي پيشنهادي به خود را قبول
کرده و ايده فاشيزم را کاملا قبول ميکند و در اين راستا :
ابتدا به مادر خود تجاوز کرده
سپس مادر و معشوق او را وادار به ازدواج با يکديگر و سپس خودکشي
دو نفره ميکند .
صحنه شروع فيلم لعنتي ها که فاميل را دور ميز غذا نشان ميدهد به
طور مستقيم برگرفته از کتاب بادن بروکز نوشته توماس مان است .
رابطه پيچيده سوفي - فردريک - مارتين برگرفته از تراژديهاي يوناني و
مکبث شکسپير است
و نام ترجمه شده فيلم ( غروب خدايان ) به فضاي اپراي واگنر اشاره اي
دارد .
نگاه ويسکونتي به هموسکسواليته نگاهي است که قبل از پازوليني
در ( تئوراما) و برتولوچي در ( کنفورميست ) به آن دارند .
بعدتر اين نگاه در سينماي ايتاليا توسط آتوره اسکولا در فيلم ( يک روز
بخصوص ) شکسته شد و نگاهي سمپاتيک و جديد به هموسکسواليته
عرضه گرديد .
اگرچه فيلم لعنتي ها را نميتوان فيلم دقيقي در مورد ريشه هاي فاشيزم
ارزيابي کرد ولي اين فيلم فيلمي به شدت استعاره اي است .
و اين استعاره بيش از همه چيز در تصاوير سينمائي با نشان دادن طبيعت
آتش افروز فاشيزم و دگر ديسي و نابساماني رواني آن که همگي کابوسي
ميباشند ارائه گرديده .
اين آتش را در سراسر فيلم ميتوان ديد .
در شروع فيلم با نشان دادن کوره اي سوزان
پرچم فاشيسم در زمينه آتش شومينه
آتش کتاب سوزان
و حتي زمينه آتشين پرده هاي اطاق خوابي که صحنه خودکشي اجباري
مادر و معشوق است . نانا
No comments:
Post a Comment