جهل مرکب زنان
دوست گرامي خلبان کور در پستي چنين نوشته :
تباهشدهگیِ زن به دو چيز اثبات میشود، سردمزاجیاش
و پافشاریاش بر حقوقاش بهعنوانِ جنسِ مونث.
اگر چه بحث زنان و حقوق آنان بحثي است بسيار پيچيده و
ابعاد گوناگوني دارد با گذشتن از بخش اول سخنان شما در
مورد سردمزاجي که از صلاحيت من خارج است به بخش دوم
سخنان شما ميپردازم و دو نکته کوچک را ياد آور ميشوم .
دوست ارجمند اگر با انصاف و عدالت به نقشي که هر زني
و هر مردي در زندگي خود بازي ميکند نگاه کرده و موقعيت
زنان را در سراسر جهان به دو شکل تقسيم بندي کنيم
از نظر اقتصادي تنها دو گروه زن وجود دارند آنان که در تقسيم
اجتماعي کار به کار با دستمزد در بيرون خانه مشغولند و
آنان که در تقسيم اجتماعي کار با مسائل اقتصادي سر و کاري
نداشته و به خانه و پرورش کودک مشغولند .
براي من زني که مسئوليتش در زندگي خانه و فرزند است و
بار اقتصادي زندگي او به دوش شوهر است بسيار طبيعي است
که هنگامي که شوهر فشار بيش از حد اجتماعي براي تنازع
بقاي خود و خانواده خود را به دوش ميکشد گاهي آماج تند خوئي
شوهر خود باشد و اين به هيچ عنوان معني ستم را
ندارد زيرا اگر همين زن ديگي بزرگ از هر خورشتي آماده کند و
ناگهان به دليلي اين خورشت بر زمين ريزد مگر او شوهر بخت
برگشته را آماج عصبانيت خود نميکند ؟
و يا اگر يخچال بزرگتري دلش بخواهد و امکانات اقتصادي اجازه
خريد را به آنان ندهد مگر او شوهر نگون بخت را آماج زخم زبان
اين کمبود قرار نميدهد ؟
هر که بگويد نه به خود و ما دروغ ميگويد .
و اما راجع به دسته دوم يعني خانم هاي شاغل من اکنون خبر
ندارم در ايران چه ميگذرد ولي بيست سال پيش کاملا در جريان
روابط اقتصادي بعضي خانواده هائي که هم زن کار ميکرد و هم
شوهر بودم .نميدانم شايد به دليل اين که ساليان بسياري از
کارکردن زنان ايراني در اجتماع نگذشته باشد است که زناني که
کار ميکردند غير از مقدار بسيار زيادي که از حقوق خود خرج قر و فر
خود ميکردند و اينرا کاملا حق طبيعي خود ميدانستند باقي مقدار
پولي را که ميساختند
به گونه اي در ميان ميگذاشتند که انگاري به شوهر خود صدقه
ميدهند و تازه خيلي ها مقداري از آن پول را حق خود براي کمک به
خانواده خود ميدانستند و چه درگيري ها که از اين طريق به وجود
نمي آمد !!!!!!!!
و تازه از همه اين حرفها گذشته اگر خداي ناکرده زبانم لال شوهر
بسيار با کفايت اين زنان بر اثر تصادف مدتي بيکار ميماند تمامي حرمت
و احترام خود را پيش زن خود که به کار اجتماعي اشتغال داشت از
دست ميداد !!!!!!!!!
تا زماني که زنان در نيابند که جوهره اشتراک در زندگي زناشوئي يعني
چي هرگز قادر به رسيدن به خواسته برابري نسبي خود با مردان
نخواهند بود .
تا زماني که بد اخلاقي شوهر مستاصل خود را براي در آوردن نان
شب به حساب برتري اقتصادي او ميگذارند ولي بد اخلاقي خود را
هنگام تلف شدن کار مفيد خود يعني ريختن غذا و يا شکستن ظرف
ترشي که زحمت کشيده و فراهم کرده اند حقي طبيعي و انساني
براي خود بدانند و مرد بيچاره را آماج عصبانيت خود قرار دهند سورنا
را از دهنه گشادش ميزنند
و تا وقتي که زنان شاغل کار خود را لطفي در حق مرد زندگيشان
دانسته و از او طلبکار باشند و او را مسئول در آوردن نان شب و حقوق
خود را کمکي به او وبخش فنسي زندگي بدانند باز هم سورنا را از دهنه
گشادش ميزنند و خواهند زد و در اين جهل مرکب ابدالدهر خواهند
ماند . نانا
No comments:
Post a Comment