Saturday, March 19, 2005

دوستان عزيزم

عليرغم دل خوش نبودنم از غيبت چند روزه يکتاي عالمم
که باعث شده بود دست و دلم به کار نره و تنبل شده بودم
و ميخواستم چند روزي که او نيست ننويسم !!!!!!

ولي عمل شجاعانه و متمدنانه حسين درخشان در پيشقدم
شدن براي دست دوستي دادن به حسن آقاي گرامي و بچه هاي
پنلاگ آنچنان شوقي و انرژي روحي به من داد که تصميم
گرفتم اين مطلب را بنويسم .
به نظر من براي يک انسان با خرد کارهاي سختي است که آن انسان
از انجام دادنش ابا دارد به عنوان مثال :
چون اين انسان با خرد کارهاي خويش را بر منباي بکار بردن خرد انجام
ميدهد برايش اعتراف به عملي اشتباه سخت است همچنين عذر
خواهيو تقاضاي پوزش .
من به چنين انسانهائي نميگويم با خرد اينان توهم خرد را دارند به اين
معني که تصور ميکنند که با خردند
يکي از اولين نشانه هاي يک انسان با خرد قبول زشتي و زيبائي
خوبي و بدي نسبي و گونه گون بودن روان انسانهاست که
همه چيز را مطلقا همه چيز را نسبي ميکند .
بنابر اين کسي که از موضع پبشقدم بودن براي جلوگيري از يک عمل
بدوي به نام کينه جوئي پبشقدم ميشود بايد عنصر بلوغ و خرد در او
باشد .
و احتمالا اين عنصر در حسين درخشان وجود دارد .


اينجا ميخواهم بدون کوچکترين دشمني به خانم مهشيد راستي که
مطلبي تقريبا در همين رابطه نوشته خاطر نشان کنم :
خانم گرامي مطلب شما خوب است ولي متاسفانه دچار دو گانگي
هستيد در اين مطلب با پيشنهاد دوستي و شناختن حق حيات براي
يکديگر خود شما اولين تخطي کننده اين راه پيشنهادي خود هستيد
به اين معني که خود شما شروع به متلک گفتن به افرادي کرده ايد !!!
بسيار خنده دار است که پيام خود براي آشتي و پايان کدورت و کينه را با
زخم زباني به کساني که چون شما نيستند بزنيد !!!!!!!
اگر توان نوشتن چيزي را نداريد مگر مجبوريد که خود را آلت استهزا
قرار دهيد خوب ننويسيد .
يا حداقل به چيزي که مينويسيد خود باوري داشته باشيد . نانا

No comments: